سه شنبه , سپتامبر 26 2017
کتاب وقعه الصفین نوشته نصر بن مزاحم منقری به ترجمه پرویز اتابکی
کتاب وقعه الصفین نوشته نصر بن مزاحم منقری به ترجمه پرویز اتابکی

کتابشناسی کتاب وقعة صفين‏

نام كتاب: وقعة صفين‏
نام مؤلف: نصر بن مزاحم‏
موضوع: تاريخ اسلام‏
زبان: عربى‏
قرن: سوم‏
مشخصات نشر: وقعة صفين، نصر بن مزاحم المنقرى (م 212)، تحقيق عبد السلام محمد هارون، القاهرة، المؤسسة العربية الحديثة، الطبعة الثانية، 1382، افست قم، منشورات مكتبة المرعشى النجفى، 1404.
نام كتاب: وقعه صفين/ترجمه‏
نام مترجم: م. پرويز اتابكى‏
موضوع: تاريخ اسلام‏
زبان: فارسى‏
قرن: معاصر
مشخصات نشر: پيكار صفين، نصر بن مزاحم منقرى (م 212)، ترجمه پرويز اتابكى، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چ دوم، 1370ش.

نصر بن مزاحم

او ابو الفضل نصر بن مزاحم بن سيار منقرى است كه نسبتش به بنى منقر بن عبيد بن حارث بن عمرو بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميم مى‏رسد. وى مورّخى است عرب كه به گفته مورّخان در مذهب خويش غلوّى داشت. خاستگاهش كوفه بود ولى بعد در بغداد سكونت گزيد و در آنجا از سفيان ثورى، و شعبة بن حجاج، و حبيب بن حسان، و عبد العزيز بن سياه، و يزيد بن ابراهيم تسترى،و ابى الجارود،و زياد بن منذر استماع حديث كرد.پسرش (حسين بن نصر) و نوح بن حبيب قومسى، و ابو صلت هروى، و ابو سعيد اشجّ، و على بن منذر طريقى، و گروهى از كوفيان نيز از او روايت كرده‏ اند. از آنجا كه وى از ساكنان بغداد بود خطيب بغدادى در تاريخ خويش زندگينامه او را آورده است.
تاريخها سال ولادت او را براى ما باز نگفته‏ اند ولى همين كه او را در رديف ابو مخنف شمرده ‏اند ما را بر آن مى‏ دارد كه بگوييم وى از كهنسالان بوده زيرا چنان كه ابن حجر در لسان الميزان ذكر كرده ابو مخنف لوط بن يحيى، پيش از سال 170 ه ق درگذشته و با اين حساب احتمال مرجّح آن است كه ولادت نصر به سال 120 ه ق بوده باشد.
تذكره‏ نويسان آورده ‏اند كه او عطّار بود و عطر مى‏ فروخت،و شايد همين (ملازمت با بوى خوش)باعث شده است كه رايحه‏ اى از خوش ذوقى از كتابش به مشام جان رسد و نيز شايد همين (دقت و ظرافت حرفه‏ اى) چنين روح درخشانى را كه در تأليف خود دارد بدو بخشيده باشد؛ چه او مقدمات جنگ صفّين را با مهارت و به ترتيب آورده و سپس با نهايت دقت و به گزينى تصويرى از اصل نبرد را كه محور اصلى كتاب است براى ما ترسيم مى‏كند و به روايت اخبار گروههاى (درگير پيكار) و خطبه ها و اشعارشان مى‏ پردازد، و با آنكه اين اشعار شامل سروده‏ هاى راويان يا تلفيق خبرنگاران است، در تمام كتاب از توفيق رعايت انسجام و هماهنگى و پيوستگى و درستى تصوير و ترتيب و نظم گزارش بى‏ نصيب نيست.
مورّخان را در موثّق شمردن نصر اختلاف است و اين روشى است كه در مورد هر راوى شيعى ديگرى نيز دارند. در حالى كه ابن حبّان او را در شمار ثقات مى‏ آورد و ابن ابى الحديد شيعى در حق او مى‏گويد «ما آنچه را نصر بن مزاحم در كتاب صفّين در اين باب آورده ذكر مى‏كنيم چه او مورد اعتمادى راستين و درست‏گوى و از نسب جانبدارى و دغلى به دور، و از رجال اصحاب حديث است»، آنگاه عقيلى درباره او گويد: «شيعه‏ايست كه در حديثش اضطراب است» و ابو حاتم گويد:«حديثش دستخوش گرايش و متروك است». هر چه باشد كسى كه به اين كتاب او بنگرد آرامش مورخ را-كه گرايشهاى تعصب‏ آميز، جز در پاره‏ اى موارد ناچيز كه گزيرى از آن نيست، او را به هوادارى وا نداشته-احساس مى‏كند. او وقتى زبونيها و معايب معاويه را ذكر مى‏ كند نيش زبانهاى دشمنان درباره على عليه السلام را نيز پنهان نمى‏ دارد.

مصنفات او

ياقوت گويد «به تاريخ و اخبار آگاه بود» و ابن النديم مصنفات او را چنين آورده: كتاب الغارات ، كتاب الجمل، كتاب صفّين، كتاب مقتل حجر بن عدى و كتاب مقتل الحسين بن على.
صاحب منتهى المقال بر اين افزايد: كتاب عين الوردة، كتاب اخبار المختار و كتاب المناقب. چنان كه ملاحظه مى‏ كنيد كوشش اين مرد متوجه تأليفات شيعى بوده و دست روزگار از تمام آثار او جز كتاب حاضر، كتاب صفّين، اثر ديگرى را به امانت براى ما نگه نداشته است.

نسخه ‏هاى كتاب صفّين

1-اين كتاب نخستين بار به صورت چاپ سنگى در 1301 ه ق در ايران به چاپ رسيده است. اين چاپ بسيار كمياب و دسترسى بدان دشوار بود چنان كه ديرى نمى‏گذرد كه به كتابخانه دار الكتب المصريه راه يافته است. اين نسخه روايت شده در هشت بخش است، در آغاز هر بخش سند روايت كه منتهى به نصر بن مزاحم مى‏شود آمده و مجموع بخشها در 305 صفحه و هر صفحه مشتمل بر حدود 20 سطر و هر سطر در حدود 12 كلمه است.پاره‏اى كلمات اين نسخه محو شده و تحريف و تصحيف و زياده و نقصان بسيار در آن راه يافته است. اين نسخه‏ايست كه من آن را به عنوان نسخه اصلى، براى تصحيح و انتشار، اختيار كردم و آن را به نام«اصل»مى‏خوانم.
2-بار ديگر در چاپخانه عبّاسيّه بيروت در 1340 ه ق چاپ شده.در اين چاپ ناشر تمام اسنادهاى كتاب و نيز پاره‏اى از متون و اشعار را حذف كرده و از اين رو اين چاپ ارزشى براى تحقيق ندارد، زيرا ناشر جز آنكه خلاصه نسخه نخستين را به چاپخانه داده باشد كارى نكرده و حتى نخواسته است به آنچه از تحريف و تصحيف،در آن نسخه به وفور وجود داشته دست بزند. ولى با اينهمه اين مزيت براى او باقى است كه با همين چاپ خود كتاب صفّين را منتشر كرده (و از محاق ندرت درآورده)است و بسيارى از پژوهشگران بدان استناد جسته‏اند.
3-نسخه سومى از اين كتاب نيز در پرده غيب روى نهفته و پوشيده مانده بود كه من توانستم آن را اندك اندك از طريق مطالعه شرح نهج البلاغه ابن ابى- الحديد،كشف كنم.وى را عادت بر اين بود كه در ضمن تأليف خود تعدادى از كتب ديگر را لابلاى مطالب كتاب خويش به صورتى پراكنده مى‏ گنجاند چنان كه پس از او صاحب خزانة الادب،عبد القادر بن عمر بغدادى، نيز همين روش را به كار بسته است.بيرون‏ نويسى و پرده‏ بردارى از اين نسخه در حدود ماهى مرا مشغول داشت تا به يارى خداوند،و به حمد او،بر تمام نصوص اين كتاب در شرح ابن ابى الحديد در جايهاى مختلف كه طبعا ملازمه‏ اى با ترتيب اصلى كتاب نداشت و به اقتضاى مناسبتهاى گوناگون در شرح وارد شده بود،دست يافتم و جز از قريب بيست و چند صفحه بى نصيب نماندم. اين نسخه را به اقتباس از اسم ابن ابى الحديد به نشانه «شنهج» مشخص كردم.
*برگرفته از مقدمه مصحح كتاب‏

پیکار صفّین

كتابى است تاريخى درباره پيكار صفين به زبان عربى تأليف ابو الفضل (يا ابو المفضل: نجاشى، رجال، 427) نصر بن مزاحم بن سيار منقرى از زيد بن مناة، شاخه‏ اى از قبيله بنو تميم (زاده پس از 120-د 212 ق/738- 827 م). از سال ولادت وى اطلاعى در دست نيست؛اما از آنجا كه مورخين او را هم عصر ابو مخنف لوط بن يحيى در گذشته پيش از 170 ق دانسته‏ اند؛ابن النديم، الفهرست، 106 مى‏توان گفت كه سال ولادت وى پس از 120 ق. بوده باشد. خاستگاه او كوفه بود، اما در بغداد سكونت گزيد و از سفيان ثورى، شعبة بن حجاج، ابن الجارود و ديگران نقل حديث و در دو جاى از سيف بن عمر (صص 19 و 23 ترجمه) روايت كرد. او همچنين از برخى شخصيت‏هاى ساختگى در حوادث تاريخ صدر اسلام، خصوصا پيكار صفين نام مى‏برد كه بنا به نظر علامه عسكرى در كتاب يكصد و پنجاه صحابى ساختگى همه ساخته سيف بن عمر هستند و منشأ روايات مربوط به آنان به سيف مى‏رسد، همچون: ابو بجيد نافع بن اسود، خزيمة بن ثابت انصارى، سماك بن خرشه جعفى، مالك بن ربيعه و حارث بن مره عبدى. پسرش حسين، نوح بن حبيب قومسى و گروهى از كوفيان نيز از او روايت كرده‏اند.خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، 13/282-283
منابع تصوير روشنى از زندگانى وى به دست نمى‏ دهند و به همين بسنده كرده ‏اند كه به عطارى اشتغال داشت. ابن النديم، الفهرست، 106

در وثاقت يا عدم وثاقت وى ميان دانشمندان علم رجال اختلاف است.

نجاشى‏ رجال، 427-428 و شيخ طوسى‏ الفهرست، 171-172 او را از راويان و مورخان شيعى دانسته‏ اند. هر چند نجاشى ضمن آنكه او را به طريق هدايت و نيكوكار بودن مى‏ستايد اما به روايت از ضعفا متهمش مى‏سازد.همانجا ابن حبان او را در شمار ثقات آورده‏ ابن حجر، لسان الميزان، ذيل نصر بن مزاحم و ابن ابى الحديد او را مورد اعتمادى راستين و درست‏گوى و از رجال اصحاب حديث دانسته است. شرح نهج البلاغه، 1/183 ابو حاتم گويد: حديثش دستخوش گرايش و متروك است. ابن حجر، همانجا و ياقوت او را از غاليان شيعى بر مى‏شمارد. معجم الادباء، جزء 19/225 با اين همه آنچه مسلم است اينكه وى مورخى است معتقد به شيعه، چنانكه عناوين آثارش: الغارات، الجمل، صفين، مقتل حجر بن عدى، مقتل حسين بن على (ع) الفهرست، ذيل نام نصر بن مزاحم كتاب عين الورده، اخبار المختار و المناقب‏ محمد بن اسماعيل، منتهى المقال، 317 اين معنا را ثابت مى‏كند. هر چند كه جز كتاب وقعه الصفين، ديگر آثارش بر جاى نمانده است، اما بر اساس همين كتاب مى‏توان به روشنى به اعتقادات و تمايلات مذهبى وى پى برد.
از آنجا كه مؤلف اين اثر ارزشمند در عراق زاده شد و همانجا نشو و نما يافت و در فضاى فكرى و فرهنگى آن باليد از حيث تاريخ نگارى به مكتب عراق وابسته است. مكتبى كه توجه به تمايلات و جانبداريهاى فكرى- سياسى فرقه‏اى در آن بيش از ساير مكاتب نمايان است. زيرا در عراق خصوصا در بصره و كوفه و بعد بغداد، فرقه‏هاى گوناگون اسلامى و حتى پيروان ديگر اديان و مكاتب حضور فعال و چشمگيرى داشتند و رقابت مستمرى ميانشان برقرار بود. در اين ميان عراق و خصوصا كوفه پايگاه مهم حضور شيعيان بشمار مى‏رفت. نصر بن مزاحم در چنين محيط و فضايى بسر مى‏برد. سلسله اسناد بيشتر روايات او در اين كتاب به رجال و راويان شيعى مانند اصبغ بن نباته (ده روايت) ، حارث بن حصيرة ازدى (سيزده روايت، ، صعصعة بن صوحان (سيزده روايت) ، جابر بن يزيد جعفى (سى و هفت روايت) و… منتهى مى‏شود. اگر هم از راويان عامه چون شعبى، عامر بن شراحبيل (بيست و دو روايت) اخذ روايت مى‏كند، روايات دلخواه و مورد قبول خود را گزينش مى‏كند. از وجوه امتياز اين كتاب جز قدمت آن و اخذ روايات مربوط به يكى از مهمترين رخدادهاى تاريخ صدر اسلام با دو يا سه واسطه از كسانى كه خود در جنگ صفين حضور داشتند، سبك و اسلوب خاصى است كه در تأليف و تدوين آن بكار رفته است.
ضمن آنكه عنصر زمان، جان مايه تنظيم انبوه روايات است، پيوستگى و ارتباط موضوعى روايات با يكديگر مورد غفلت واقع نشده است. مؤلف با احاطه كامل به واقعه صفين مدخل و مخرج موضوع را به خوبى شناخته و انبوه اطلاعات خود را در هشت جزء به ترتيب زير ساخته و پرداخته است:
جزء اول از ورود على (ع) به كوفه و سامان دادن به اوضاع سياسى- اجتماعى قلمرو حكومت خود آغاز و تا ارسال نمايندگانى به دمشق نزد معاويه جهت واداشتن وى به بيعت پايان مى‏يابد.
جزء دوم، رايزنى‏ها و چاره جوييها، تبادل سفرا و نامه‏ها تا تدارك و تجهيز دو سپاه عراق و شام را در بر مى‏گيرد.
جزء سوم به بسيج عمومى و حركت دو سپاه به سوى صحنه پيكار (صفين) اختصاص يافته است كه در ضمن آن بسيارى وقايع جنبى مرتبط به جنگ را هم ترسيم مى‏كند.
جزء چهارم مشتمل است بر آغاز پيكار و درگيرى ميان دو سپاه كه با رجزهاى جنگاوران دو سپاه حماسه‏ها جان مى‏گيرد.
در جزء پنجم مؤلف با مهارت روحيه جنگاورى و رزم‏آورى دو سپاه و روح حماسى جنگ را به اوج مى‏رساند.
در جزء ششم درگيريهاى نظامى همراه با تلاشهاى سياسى دو سپاه و تبادل سفرا و نامه‏ها ادامه مى‏يابد و با بن بست روبرو مى‏شود.
در جزء هفتم عزم جزم سپاه عراق جهت يكسره كردن كار جنگ و برترى روحيه و قدرت رزمى آنان تا پيكار ليله الهرير كه سرنوشت سازترين مقطع پيكار بود، نشان داده شده است. و با حيله بالا بردن قرآنها و گفتگو بر سر داورى (حكميت) به انجام رسيده است.
در جزء هشتم تراژدى دردناك و غمناك پايان جنگ و حكميت و آثار و پيامدهاى آن از جمله ظهور فرقه محكمه ترسيم شده است.
مؤلف اين اثر علاوه بر اطلاعات ارزشمندى كه در باره پيكار صفين به خواننده عرضه مى‏دارد، اولا بسيارى زواياى مبهم زندگى على (ع) خصوصا در دوره حكومتش را با نقل و ضبط شمار قابل توجهى از خطبه‏ها و نامه‏هاى على (ع) رهنمون مى‏شود. ثانيا به بسيارى از امور اجتماعى و فرهنگى به ويژه نظامى پرداخته است. او گاه چنان دقيق به گزارشگرى از تاكتيك‏هاى جنگى و روانى، شيوه آرايش سپاه، رجزها، هجوها و سوگواريها و تصوير پردازى از جامه‏ها، اسلحه‏ها، آلات جنگى، وصف اسبها و… مى‏پردازد كه پس از دوازده قرن مى‏توان به آسانى، رخدادها، حوادث و صحنه‏هاى اين پيكار را بازسازى كرد. به طور مثال به عبارت زير مى‏توان توجه كرد:
«و اشتر آن روز بر اسبى بريده دم سوار بود كه به زاغى سياه شباهت داشت» متن عربى كتاب، 174 و «مردى بر فراز سر معاويه به نگهبانى ايستاده بود كه سپرى زرين در دست داشت و آن را سايبان وى قرار داده بود». همانجا، 258 «معاويه عبيد الله بن عمر را با چهار هزار و سيصد جنگاور فرستاد و آن فوجى سبزپوش نگارين جامه بود كه به سبزپوشان خوانده مى‏شدند» همانجا، 330 «سعيد بن قيس ندا در داد: اى همدانيان پاى آنان را پى كنيد. تيغ‏ها پياپى پاى عكيان را قطع مى‏كرد. در اين هنگام ابو مسروق عكى بانگ زد: اى عكّيان آنگونه كه شتران زانو مى‏زنند به زانو درآئيد. همگى به زانو درآمدند و سپرها را برابر گرفتند و با نيزه‏ها مهاجمان را مى‏زدند» همانجا، 433
اين كتاب به روش بازخوانى متن به طريق روايى زير همچنانكه در آغاز هر هشت جزء آمده است، روايت شده است:
«شيخ حافظ، شيخ الاسلام، ابو البركات، عبد الوهاب بن مبارك… انماطى گفت: شيخ ابو الحسين بن مبارك… صيرفى به (روش) بازخوانى من بر او در ماه ربيع الاخر سال چهار صد و هشتاد و چهار ما را خبر داد و گفت: ابو يعلى احمد بن عبد الواحد… به (روش) بازخوانى بر او كه من هم مى‏شنيدم در رجب سال چهار صد و سى و هشت ما را حديث كرد و گفت: ابو الحسن محمد بن ثابت… صيرفى به (روش) باز خوانى بر او كه من نيز مى‏شنيدم ما را خبر داد و گفت: ابو الحسن على بن محمد… به (روش) باز خوانى من بر او در سال سيصد و چهل ما را خبر داد و گفت: ابو محمد سليمان بن ربيع… خزّاز ما را خبر داد و گفت: نصر بن مزاحم تميمى ما را خبر داد و گفت… »
اين كتاب نخستين بار به كوشش سيد فرج الله كاشانى همراه با مثنوى‏اى در اخلاق و حكمت و مواعظ امير المؤمنين در 1301 ش. در ايران به صورت سنگى چاپ شد. نك: شيخ آقا بزرگ، الذريعه، 15/52-53 بار ديگر بر اساس چاپ سنگى ايران در 1304 ق، در چاپخانه عباسيه بيروت به چاپ رسيد. تا آنكه عبد السلام محمد هارون محقق مصرى با استخراج متن كامل آن از شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و مقابله و تطبيق آن با چاپ نخست به تصحيح و چاپ مجدد آن با اسلوبى علمى در يك جلد به سال 1365 ق. همت گماشت و با تهيه شش فهرست اعلام، قبايل و طوايف، شهرها و نام جايها، اشعار، رجزها و موضوعات به مزاياى علمى آن بيش از پيش افزود.
اين اثر تاكنون سه بار به فارسى بازگردان شده است. نخست تحت عنوان «سندس و استبرق» به قلم شيخ محمد مهدى مسجد شاهى در 218 صفحه كه در 1345 قمرى به صورت چاپ سنگى در اصفهان منتشر شد.
باز گردان دوم به نام «واقعه صفين در تاريخ» توسط كريم زمانى در 217 صفحه به سال 1364 ش. در تهران صورت گرفت. اين دو ترجمه به سبب حذف پاره‏اى مطالب چون اسناد روايات، اشعار و رجزها ناقص‏اند. بازگردان سوم به كوشش دكتر پرويز اتابكى به شكلى وزين و شايسته به سال 1366 ش. در 819 صفحه در تهران به انجام رسيد.
*نقل از كتاب ماه دين شماره 37سال 1379 صفحه 10

از لینک زیر می توانید کتاب را دانلود کنید.

Icon

دانلود کتاب وقعه الصفین 3.21 MB 29 downloads

ابوالفضل نصر بن مزاحم بن سیار منقری، مورخی شیعی...
Icon

دانلود ترجمه کتاب وقعه الصفین 4.86 MB 39 downloads

کتاب وقعه صفین نوشته نصر بن مزاحم منقری در قرن...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *