یکشنبه , نوامبر 19 2017

بررسی نقش علمدار(پرچمدار) در تاریخ نظامی جهان اسلام

در متون تاریخی عناوینی به کرات و برجستگی یاد شده که شاید برخی گمان می برند موضوعی ارزشی است و جنبه های فنی آن مغفول می ماند. یکی از این موضوعات پرچمداری در جنگهاست. نقش پرچم به خصوص در زمان جنگ، نقشی حیاتی و بی بدیل بود. در بسیاری مواقع، زمین خوردن پرچم به معنای از هم گسیختگی سپاه و شکست در جنگ بود به همین جهت به دفعات اتفاق می افتاد که تعداد زیادی از نیروهای لشکر برای برافراشته ماندن پرچم جان خود را فدا می کردند.
اعطاء پرچم معمولا به دوبخش تقسیم می شده است:
1- بعنوان حکم فرماندهی 2-بعنوان جانشین فرمانده و به اصطلاح امروز رئیس و فرمانده عملیات.
اگر شخص اول کشور در پایتخت باقی می ماند و پرچم را به کسی می داد؛ صاحب پرچم فرمانده ی لشکر محسوب می گردید و لشکر از زمان حرکت تا بازگشت به پایتخت تحت فرمان صاحب پرچم می بود. در این زمان معمولا تمام امرائی که به عنوان استانداران و فرمانداران در مسیر حرکت سپاه بودند باید تحت امر فرمانده ی سپاه عمل می کردند. به طور مثال در جنگ خیبر، پیامبر پرچم را امام علی علیه السلام سپرد و یا در آخر عمر خود پرچم را به اسامه سپرد. و این به معنای انتصاب فرمانده جنگ بود.

اعطاء پرچم صرفا به عنوان یک مدال به یک فرد نبود بلکه یکی از خطیرترین مسئولیت های نظامی بوده است.

اگر شخص اول کشور و یا فرمانده ی منصوب از جانب وی، کسی را بعنوان پرچمدار انتخاب می نمود او رئیس فرمان دهنده ی لشکر محسوب می گردید.در لسان العرب تحت ماده «لوی» آمده است: اللواء : الراية ولا يمسكها إلا صاحب الجيش: «لواء همان پرچم است که هیچ کس به غیر از فرمانده سپاه به آن دست نمی زند.»
چنین شخصی معمولا از میان کسانی انتخاب می شد که دانش جنگ، اردوکشی، تجربه نبرد، مقبولیت عمومی و البته شجاعت و جنگاوری داشتند. به طور مثال در صدر اسلام، اولین پرچمدار اسلام حمزه بن عبدالمطلب عموی پیامبر بود که در جنگاوری شهره خاص و عام بود و یا در بسیاری از جنگها حضرت علی علیه السلام پرچمدار سپاه بود. همانطور که در جنگ خیبر پیامبر فرمود: «فردا پرچم را به دست کسی می دهم که جز با پیروزی باز نخواهد گشت» معمولا پرچمدار به معنای فرمانده سپاه بود همانطور که بلاذری در فتوح البلدان نقل می کند که در «سریه ابواء» پیامبر پرچم را به حمزه سپرد و این پرچم توسط فردی به نام ابومرشد حمل می شد.
در گذشته که رسانه های باسیم و بی سیم وجود نداشت، حرکات تیپ ها، گردان ها و دسته های کوچک و بزرگ بوسیله ی علامتها انجام می گردید. و این علامت ها به دستور پرچمدار و به وسیله ی پرچمها، بوقها،دود آتش و هر چیزی که در غلغله ی حرکت سپاه و آتش جنگ ممکن بود رسانائی لازم را داشته باشد ابلاغ می گردید. لذا اعطاء پرچم صرفا به عنوان یک مدال به یک فرد نبود بلکه یکی از خطیرترین مسئولیت های نظامی بوده است.

نقاشی از لشکریان اسلام که پرچم و بوق به همراه دارند. نواختن بوق احتمالا حاکی از آماده شدن برای جنگ است. این نقاشی توسط یحیی بن محمود واسطی نقاش معروف قرن 13 میلادی در کتاب مقامات الحریری کشیده شده است. اصل کتاب در موزه پاریس نگه داری می شود.
نقاشی از لشکریان اسلام که پرچم و بوق به همراه دارند. نواختن بوق احتمالا حاکی از آماده شدن برای جنگ است. این نقاشی توسط یحیی بن محمود واسطی نقاش معروف قرن 13 میلادی در کتاب مقامات الحریری کشیده شده است. اصل کتاب در موزه پاریس نگه داری می شود.

پرچمدار معمولا محل مناسبی را که در دید لشکر خودی و دور از دسترس دشمن بود انتخاب می کرد و بزرگترین پرچم با ارتفاع مناسب را نصب می نمود. این انتخاب بسیار مهم و حیاتی بود زیرا در گرد و خاک و گیر و دار نبرد، نیروهای خودی و خصوصا فرماندهان دسته ها و گروهان های درگیر باید می دانستند برای اخذ دستورات یا اطمینان از استمرار تاکتیکی که در حال اجرایش بودند به کجا بنگرند یا نواهائی را که باید، از کدام سو بشنوند.
در میان سپاه نیز هر دسته و گروهی برای خود پرچم مخصوص به خود را داشت. این پرچمداران خط شکن نیز نقش بسیار مهمی در جنگ داشتند. پرچمداران وسط میدان معمولا دستورات گروه خود را با حرکات پرچم به آنها اطلاع می دادند. بلاذری در فتوح البلدان و ابن اثیر در الکامل، ذیل شرح جنگ نهاوند به خوبی معنی اشارات پرچم سپاه اسلام را از زبان «نعمان بن مقرن» بیان می کند که با هر حرکت پرچم او،سپاه باید چه کاری انجام دهد.
باید در نظر داشت که وقتی دو گروه هزار نفره در مقابل هم آرایش بگیرند اگر هر گروه در یک صف بایستند و هر کدام فقط دو متر از نفر کناری خود فاصله بگیرد، عرض میدان به 2 کیلومتر می رسد. حال اگر متخاصمین بخواهند قبل از برخورد فاصله ی مطمئنه ی پانصد متری از هم داشته باشند در محوطه ای به وسعت پنجاه هکتار قرار می گیرند که یقینا از تپه ها و دره های کوچک و بزرگ یا اشجار و موانع احتمالی دیگر برخوردار است. حال تصور کنید تعدا سپاهیان به بیست، پنجاه، صد یا دویست هزار نفر بالغ شود. هر کس که با دانش جنگ آشنائی داشته باشد می داند که داشتن اطمینان از صحت فرمانی که به او رسیده، تا چه اندازه در قوت قلب و قدرت عملکرد او موثر است. به همین دلیل پرچمداران از میان کسانی انتخاب می شدند که صفاتی را که بر شمردیم داشته اند.
همچنین به دو دلیل صاحبان پرچم از میان نزدیکترین افراد و حتی الامکان خاندان فرمانده کل انتخاب می گردیدند. اول اینکه در معرکه های سخت که دشمن علاوه بر حمله ی شدید، شایعات روحیه ش

کاروان حج رمله اثر یحیی بن محمود واسطی در کتاب مقامات التحریر. پرچم فقط در زمان جنگ به کار نمی رفته است.
کاروان حج رمله اثر یحیی بن محمود واسطی در کتاب مقامات التحریر. پرچم فقط در زمان جنگ به کار نمی رفته است.

کن را چاشنی می کرد؛ سربازان و فرماندهان گروه ها با اطمینان از وفاداری پرچمدار به فرماندهی کل، شایعه ی خیانت یا تسلیم او را باور نمی کردند. و دوم اینکه گرچه شخص اول، فرماندهِ کل سپاه بود اما کار او اتخاذ تاکتیکها و دستورات لازم و ارسال آن برای پرچمدار بود ولی فرماندهی و ابلاغ دستورات جنگی فقط از سوی پرچمدار ممکن و پذیرفته بود و لذا از فرماندهان کل، پرچمداران را از میان وفادارترین نزدیکان خود انتخاب می نمودند تا مبتلا به خیانت نشوند.
حضرت علی علیه السلام در میان جنگ صفین و در خطبه 124 نهج البلاغه به زیبایی از نقش و اهمیت پرچم و پرچمدار سپاه سخن می گوید و می فرماید:«هرگز پرچمتان را از جای خودش حرکت نداده و دور آن را خالی نکنید و آن را جز به دست شجاعانتان نسپارید؛ آنان که از جان شما در برابر هر پیشامد سوئی، حمایت و حراست می‌کنند، از پرچم‌های خود بهتر پاسداری می نمایند و از هر سو، از پیش و پس و اطراف، مراقب آن می‌باشند، نه از آن عقب می‌مانند که آن را تسلیم کنند و از آن پیشی می‌گیرند که تنها رهایش سازند؛ »
و البته پرچمدار از میان با تجربه ترین و عالمترین فرد به فنون نظامی، انتخاب می شدند زیرا بسیار می شد که فرمانده کل مجبور می شد برای ایجاد روحیه و ابراز لیاقت به میدان جنگ رفته و در کنار سربازان خط اول مشغول نبرد گردد. در این زمان پرچمدار، فرمانده واقعی جنگ بود و باید می توانست تغییرات تاکتیکی را به موقع درک نموده و ابلاغ نماید.
همچنین یکی از مهمترین تلاشها، تصرف پرچم بوده است که در واقع به معنای تصرف مرکز فرماندهی و بر هم زدن خطوط ابلاغ فرامین می بود. در این زمان اگر از قبل برنامه ائی برای شیوه ی ادامه جنگ به لشکر داده نشده بود؛ لشکر بهم می ریخت و گاهی این بهم ریختگی موجب شکست کلی می گردید.گرچه عموما علمداران جایگزین موقتی پیش بینی و به فرماندهان اجزاء لشکر آموزش لازم را داده بودند تا در فاصله ی تشکیل ستاد جدید چگونه جنگ را اداره نمایند.
یکی از بهترین مثال ها جنگ احد است زمانی که امام علی علیه السلام 9 نفر از پرچمداران قریش را به قتل رساند و همین باعث شد لشکر قریش دچار فروپاشی شود. زمانی هم که ورق برگشت و شایعه قتل پیامبر، باعث فرار کردن بسیاری از مسلمانان شد؛ امام علی(ع) هر طور که بود با محافظت از پرچم و جان رسول خدا سعی کرد به مسلمانان بفهماند که جنگ هنوز ادامه دارد.

 

یکی از مهمترین تلاشها، تصرف پرچم بوده است که در واقع به معنای تصرف مرکز فرماندهی و بر هم زدن خطوط ابلاغ فرامین می بود. در این زمان اگر از قبل برنامه ائی برای شیوه ی ادامه جنگ به لشکر داده نشده بود؛ لشکر بهم می ریخت و گاهی این بهم ریختگی موجب شکست کلی می گردید.

پرچمدار و علمدار خط شکن

در بسیاری وقایع می بینیم که پرچمدار پیشتاز همه ی سپاه می تازد و به خط دشمن می زند. همانطور که امیر المومنین علی علیه السلام در جنگ جمل، پرچم را به پسرش محمد بن حنفیه داد و به او دستور داد که پیش بتازد تا سپاه دنبالش بروند. یا پرچم مالک اشتر در جنگ صفین، که پرچمش چنان پیش رفت که در نزدیکی خیمه ی معاویه دیده شد و بعد آن اتفاقات افتاد.
اهمیت این پرچم و پرچمدار آن در این بود که سپاه با دیدن پرچم، که در میان صف دشمن به پیش می تازد دنبال او می رفتند. و در پیشروی، چشمشان به پرچمدار بود. این پرچمدار نوعی خط شکن و پیشتاز بوده است که از شجاع ترین افراد برای این کار استفاده می کردند ولی به نظر من این،با پرچمداری که در ابتدا شرح دادیم متفاوت است. چرا که در جنگ، هر قبیله یا دسته و گروهی پرچم خودش را داشت و پیشرویِ پرچم، دلیلی بر پیشروی آن دسته و گردان در میدان جنگ بود. اما پرچمدارِ اصلی معمولا نماد اصلی حکومت و سپاه را بر پرچم خود داشت و معمولا به عنوان فرمانده اصلی جنگ شناخته می شد.
آن طور که طبری در کتاب تاریخش ذکر می کند؛ در زمان صدر اسلام، پرچم در داخل مسجد و یا در جلوی خانه ی فرماندهِ منصوب از طرف پیامبر نصب می شد و یا در جای خاصی که سپاهیان باید برای جنگ جمع می شدند نصب می شد. نقل است که بعد از رحلت رسول خدا(ص)، اسامه پرچم را جلوی مسجد آورد و آنجا نصب کرد. و ابوبکر دستور داد دوباره پرچم را جلوی خانه اسامه ببرند و آنجا برافراشته کنند. این به این معنا بود که ابوبکر هم فرماندهی اسامه را برای اعزام سپاه تایید کرده است.

کلام آخر

هر چند منابع مطالعاتی برای بررسی تاریخ تحول نقش پرچم و پرچمداری، در تاریخ، به خصوص تاریخ اسلام چندان زیاد نیست. اما مطالعه و بررسی پرچم ها می تواند همچون سکه شناسی در تاریخ، مهم و با اهمیت باشد. لذا از تمامی پژوهشگران و علاقه مندان خواهشمندم نظرات خود را در این زمینه در سایت تخصصی تاریخ اسلام منتشر کنند و یا اگر یادداشت و مقاله ای در این زمینه دارند برای انتشار در سایت تخصصی تاریخ اسلام، عرضه کنند.

نویسنده: محمد مهدی قربانیان
منبع: سایت تخصصی تاریخ اسلام

2 نظرات

  1. امید

    تا آخر این مقاله را خواندم تاحالا همچین مقاله ای نخوانده بودم کلا نظرم در مورد پرچمدار و علمدار در جنگهای تاریخی عوض شد. در ضمن ظاهر سایتتان از گذشته خیلی بهتر شده است و خیلی از مطالب قدیمی به خصوص کتابهای دانلودی نیست. از شما خیلی متشکرم

  2. محسن

    به نظرم مقاله خیلی نویی بود از این دست مقاله های خیلی کم تو اینترنت پیدا میشه
    اگر بازم از این مقاله ها دراین تو سایت بذارین لطفا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *