یکشنبه , نوامبر 19 2017

نقش بازار در تاریخ اسلام: گزارشی از اثرگذاری بازارها در تعاملات اجتماعی و فرهنگی سه قرن نخستین

گزارشی از اثرگذاری بازارها در تعاملات اجتماعی و فرهنگی سه قرن نخستین

در حقیقت بازارها یکی از مهمترین عناصر درون شهری در جوامع بشری محسوب می گردند،که به سبب ارتباط مستقیم اقشار مختلف مردم از طبقات گوناگون توانسته اند عامل مهم واساسی در انتقال فرهنگ ها ،آداب ورسوم در میان جامعه باشند ، تعاملات حاصله از ارتباطات طبقات یک جامعه به قدری از اهمیت برخوردار است که بازار در بسیاری از تحولات و نهضتهای بزرگ تاریخی توانسته است نقش بسزایی را ایفا نماید، بی گمان نیاز اولیه بشر برای تامین آذوقه و خورد وخوراک خود موجب گردید تا اجتماعاتی هرچند کوچک و یا حتی گذرا برای تامین این نیاز تشکیل گردد، بازارهایی که هر چند فصلی یا در مناطق خاصی ایجاد می گردید اما به مرور زمان جایگاه اجتماعی و فرهنگی برای خود پیدا نمود، در حال حاضر بررسی معماری بازارها، پوشش دکانها اعم از خشتی یا آجری و یا چوبی همگی بیانگر فرهنگ رایج در آن سرزمین است، امرار معاش وگذران زندگی روزمره همانگونه که مورد تایید تمامی شرایع آسمانی قرار داشته، فرق و نحله های گوناگون نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند، وطبع بشری تنبلی، کسالت وسربار بودن برای دیگران را ناپسند می داند همانگونه که قشیری نقل می کند که:یکی از صوفیان می گفت: ده بیست سال است که با اعتقاد به توکل در بازار کار می کنم{ الرساله القشیریة ص 78}

بازار در عصر جاهلیت

در عصر جاهلیت یکی از بزرگترین راههای بازرگانی در کرانه دریای سرخ امتداد داشت و به فلسطین و اردن وشبه جزیره سینا منتهی می شد و در سر راه خود از شهرهای مکه، یثرب، فدک، مدین، پترا، تدمرو غزه می گذشت، راه دیگر از عمان ، غرب عراق وبادیه الشام می گذشت و کالاهای هندی ، ایرانی و عراقی را که بیشتر پوست، جامه های نفیس، عطریات،ادویه،صمغ،عاج و برده بود را به بازارهای شام، تدمر و سواحل مدیترانه می بردند و از آنجا سلاح، گندم،روغن،شراب و پارچه های کتانی و ابریشمی باز می گرداندند ، حفظ امنیت این کاروانها بر عهده پاسدارانی به نام “خضیر”بوده است{ دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد 11ص 115} این حجم از ارتباط بازرگانان در آن دوره موجب گردید تا عربها در دوران جاهلیت دارای 10 بازار موسمی در نقاط مختلف شبه جزیره باشند که به نوبت از بازاری به بازار دیگر می رفتند و کالاهای خود را در آنجا عرضه می نمودند{تاریخ یعقوبی جلد 1 ص270} این بازارها عبارت بودن از : بازار عکاظ ، مجنه،دومة الجندل که در ربیع الاول توسط قبیله غسان و کلب دایر می شد، بازار مشقر در جمادی الاول، بازار صحار در رجب، بازار ریا، شحر و سوق عدن در ماه رمضان، بازار ذی المجاز که در مکه و پس از بازار عکاظ تشکیل میگردید{تاریخ یعقوبی ج1 ص 271} در گزارشات آمده است که در روزهای برپایی بازار عکاظ برای شاعران برجسته ای چون نابغه ذبیانی خیمه گاهی برمی افراشتند وشاعران هر قبیله به نوبت اشعار خود را نزد آنان می خواندند{ الاغانی جلد 9 ص133} این نقل به خوبی بیانگر وجود تعاملات فرهنگی در دوران جاهلیت و قبل از بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله در میان بازاردارد تا عموم مردم در کنار تهیه مایحتاج روزانه ویا هفتگی خود با آداب ورسوم همدیگر در قالب شعر و با محوریت بازار آشنا گردند.
این احتمال وجود دارد که برپایی این گونه بازارها بر عهده حکام محلی ویا شیوخ وگروه خاصی از مردم باشد زیرا بنابر نقل یعقوبی تامین مال وجان مردم در ایام برپایی این بازارها بر عهده ی گروهی بوده که به نام {محلون}معروف بودنند و مالیاتها را نیز جمع آوری می نمودنند{تاریخ یعقوبی جلد1ص271} اهمیت بازار عکاظ برای مردم شبه جزیره عربستان به گونه ای بود که رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز به این بازار رفته آمده داشته وبنابر نقلی، خطبه معروف قس بن ساعده را قبل از رسالت خود در این بازار شنیده است{البیان والتبیین جلد1ص168} وحتی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه واله در بازار عکاظ رسالت خود را اغاز نمود و قبایل را به اسلام دعوت کرد و با افرادی از قبیله اوس ملاقات کرد و با پذیرش آنها زمینه را برای گسترش اسلام فراهم کرد { البدایه و النهایه ج3ص 141} و زید بن حارثه را نیز حضرت خدیجه از این بازار خریداری نمود و به پیامبراسلام بخشید{ اسدالغابه ج2ص224}. این بازار تا اواخر دوره اموی رونق داشت و در سال 129هجری به تعطیلی گرایید و جای خود را به بازار مربد سپرد.

نقش بازار در حکومت امویان و عباسیان

مربد در غرب بصره شکل گرفت و در آغاز بازار خرید وفروش شتر بود اما در عصر اموی به بزرگترین و پرآوازه ترین بازار جهان اسلام تبدیل گردید، درست است که در قرون اولیه اسلام بازار نقش بسزایی در فرهنگ ، اجتماع وسیاست آن دوره داشته است اما اغلب اصناف و بازاریان را موالی و اقلیتهای دینی تشکیل می دانند؛ زیرا در آن روزگار عربها اشتغال به پیشه وری را در شان و مقام خود نمی دانستند { اصناف در عصر عباسی ص18} لذا تحولات فرهنگی و اجتماعی این دوران بنام غیر اعراب و اغلب توسط موالیان ثبت گردیده است ، در عهد عثمان شاهد وجود عامل مخصوص زکات در بازار هستیم {تاریخ یعقوبی جلد2ص168} شاهد دیگر آنکه سلیمان بن یسار در دوران خلافت عمربن عبدالعزیز متولی بازار مدینه بوده است {الطبقات الکبری ج5ص174}.
نظم و ترتیب در امور بازار تنها متمرکز بر شهرهای مهم و اساسی اسلام نبوده بلکه اندلس در عصراموی نیز برای هر کدام از بازارها یا صنوف خود رئیسی به نام امین قرار داده بودند که طرح دعاوی مطرح شده از سوی خریدار بر ضد بازاریان را مورد بررسی قرار داده وطرف مشورت قاضی قرار می گرفتند{دائره المعارف اسلامی جلد11ص132} ، بازارها مکانی مناسب برای تعاملات فرهنگی و علمی بوده و دانشمندان بزرگ اسلامی گاها خود در بازارها دارای مغازه و دکان بوده اند و حتی محافل علمی و انشاء حدیث را نیز در همین مکان دائر می کردنند ، نقل شده که: بسیاری از دانشمندان بخش مهمی از اوقات خویش را در بازار کتاب فروشان سپری می کردنند، کتاب می خریدند یا می خواندند، استنساخ می کردند و یادداشت برداشت می کردند{الدررالکامنه جلد 5ص134} ، یا بازارها محل املاء و روایت حدیث بوده است{ تاریخ بغدادجلد 2ص291} و درباره ابوحنیفه آمده است که: وی روزگاری در بازار کوفه دکان خز فروشی داشته است ، تعلیم وتعلم در بازار امری غریب و دور از انتظارنبوده است.
معماری بازارها به گونه ی بود که مدارس علمی، دینی و مساجد در درون آنها و یا در کنار آنها تعبیه شود تا نشانگر این معنا باشد که کاسب زمانی می تواند حبیب خدا باشد که احکام معامله و داد و ستد را در آغاز روز یاد بگیرد و سپس در طول روز و به هنگام اوقات شرعی با برپایی نماز شکر در مسجدِ بازار، پروردگار خود را برای نعمتهایی که به او ارزانی داشته سپاس بگوید. و به همین دلیل است که در قرون گذشته بازاریان مغازه ها را بعد از اذان صبح باز می نمودنند وتا غروب آفتاب به کسب وکار مشغول می شدند وکار را حتی در روز جمعه نیز ادامه می دادند؛ هر چند به دلیل اهمال اعراب، بخش اعظم بازارهای شرقِ سرزمینهای اسلامی در دست ایرانیان و یهودیان ومسیحیان اداره می گردید.
لذا این سنت تغییر کرد و در مناطقی که یهودیان نبض بازار را برعهده گرفتند شنبه را تعطیل می کرده و توانستند از این طریق بر فرهنگ مسلمان غلبه پیدا کنند، بازارها ی مسلمانان در سابق وجه جمع میان آموزه های کلی اسلامی بوده است از طرفی اقتصاد و کسب روزی حلال، از طرف دیگر علم آموزی و شنیدن احادیث و در نهایت سپاسگذاری پروردگار.

نقش بازار در تحولات سیاسی و قیام های تاریخی

البته این اثر تنها اثرگذاری بازار نبوده است بلکه بازار در میدان سیاست وتحولات آن نیز دارای شناسنامه می باشد، به گونه ی که در برخی از قیامها، بازار محل کارزار و بازاریان از جمله ایفا کنندگان نقش در آن قیامها بوده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1:لشکرکشی مختار ثقفی در بازار و جنگ با عبدالله بن زبیر در آن.{تاریخ طبری جلد 5ص507}
2:مقابله بازاریان کوفه با قیام راوندیه در سال 141هجری.{تاریخ طبری جلد7ص505}
3:در واقعه پیکار مامون با امین در پایان سده 2هجری بازاریان در برابر محاصره بغداد توسط مامون به دفاع از شهر برخاستند {تاریخ طبری جلد8 ص406-412}
4: در هنگامه قیام صاحب الزنج ، بازارهای وی موسوم به مبارکه و میمونه مورد هجوم و غارت سپاه عباسی قرار گرفت{تاریخ طبری جلد 7ص619-620}
5:پس از مرگ منتصر عباسی در سال 248هجری بازاریان با نظامیان درآویختند و صلاح از کف آنان بیرون کردنند{تاریخ طبری جلد9ص257}
وجود بسیاری از بازارها اساسا به دلیل عنایت یک سیاستمدار یا خلیفه بوده است مثلا : بازارهای اصلی و بزرگ بغداد را منصور عباسی در سال 157هجری به هزینه خویش ساخت و بازارهای بخش شرقی را به بخش غربی یعنی باب الکرخ و باب الشعیر و المحول منتقل کرد ، که بزرگترین ومشهورترین انها همان بازار کرخ است{تاریخ بغداد جلد 1ص79-80} بعدها وی بازار بغداد را بنابر ملاحظات امنیتی و سیاسی از داخل شهر به کرخ منتقل نمود{ همان مدرک} هرچند بنابر اذعان یعقوبی بازار کرخ بغداد دارای نظمی نیکو و سازمان یافته بوده است{ البلدان 242-246} اما این گزارشات نشانگر اهتمام حکام نسبت به تغییرات بازار و اثرگذاری آن در نوع حکومت حاکمان داشته است ، از ظاهر منابع برداشت می شود که نحوه قیمت گذاری برمحصولات بر عهده سازمانها و تشکیلاتی بوده که بیان کردیم نه اینکه در دستان بازرگانان از خدا بی خبرباشد تا قیمتهای نجومی و خلاف واقع را بر آذوقه مردم تحمیل نمایند، هر چند از طرف دیگر بازرگانان آزاد بودنند تا اجناس خود را بدون واهمه در بازارهای مسلمین عرضه نمایند و با سرزمینهای دور دست دادوستد نمایند ، وجود راسته ها و بازار های مخصوص برای هر صنف نشانگر نظم واهتمام ویژه ی حکمرانان برای برقراری هرچه بهتر کسب وکار مردم است: بازار عطاران ، وراقان، کاتبان…..
از طرف دیگر گاه اتفاق می افتاد که بازار و راسته ای به امیر و سلطانی تعلق داشته باشد که ممکن بود آن را به اقطاع دهند، همانگونه که اسماعیل بن صالح بن علی مجموعه دکانهایی را در سوق حلب از هارون الرشید به اقطاع گرفت{بغیه الطالب جلد4 ص1649}
درمجموع بازارها که میدانی مناسب برای تضارب آراء ، آداب ورسوم مختلف اقوام وملل می باشند لذا از لحاظ اثرگذاری در آموزه ها و اندیشه بشری از اهمیت ویژه ای برخوردارند ، لذاست که محققان به فرایند واقع شده در این مکان به دقت بیاندیشد و تحولات آن را واکاوی نمایند تا بتوانند برای حال و عصر حاضر برنامه تبلیغی مناسب طرح ریزی کنند که گذشته درستی است برای آینده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *