پنجشنبه , نوامبر 23 2017
کتاب قانون ابن سینا

نقش عظيم مسلمانان در پيشرفت پزشكي

نقش عظيم مسلمانان در پيشرفت پزشكي نگاهي به دستاوردهاي پزشكي دانشوران مسلمان

 

در ميان همه دانش هاي امروزي به جرات مي توان گفت پزشكي در رتبه نخست قرار دارد. چرا كه با پيشرفت روزافزون اختراعات و تكامل بخشيدن به دستگاه هاي و ابزار سنجش سلامتي يا بيماري ها راه هاي بيشتري براي درمان و يا ريشه كن كردن انواع امراض سخت و كشنده انسان ها به روي دانشمندان علم طب گشوده مي شود. اما آنچه بيشتر قابل تامل است سهم پزشكان مسلمان در پهنه بيكران علم خاصه پزشكي است كه كمتر فرا ديد آمده و بسياري از دستاوردهاي طب به مخترعين غيرمسلمان منسوب شده و به نام آنها در جهان شهرت يافته است. با مطالعه نوشته هاي پيشين و گشودن اوراق تاريخي مي بينيم كه چنين نبوده و نيست. كما اينكه در حال حاضر در كشور خودمان بسياري از پزشكان را مي بينيم كه در فناوري هاي مربوط به پزشكي اعم از جراحي، داروسازي و درمان بيماري هاي صعب العلاج خوش درخشيده اند.
علماي طب در گذشته از راه هاي گوناگوني به تحقيق درمورد وضع بيمار مي پرداختند و باگرفتن نبض، ادرار و مشاهده رنگ پوست به معاينه بيمار مشغول مي شدند. پيشرفت هاي علم پزشكي را در سرزمين هاي مغرب زمين در بسياري از موارد بايد مرهون همت و تلاش دانشمندان پيشين مسلمان همچون زهراوي، ابن سينا، زكرياي رازي، جرجاني و بسياري ديگر دانست. به طور يقين بايد گفت يكي از دلايل پيشرفت مسلمانان در طب توجه به تعاليم ديني و دستورات كتاب آسماني و سيره حضرت رسول (ص) است. پيامبر كه مظهر پاكيزگي بود براي جلوگيري از آلودگي، لباس هايش را مي جوشانيد و مسواك زدن را هيچ گاه ترك نمي كرد و امت خويش را از خوردن غذاهاي مانده، گوشت مردار، آب آلوده و نوشيدن نوشابه هاي سكرآور برحذر مي داشت و وجوب طهارت را جزء برنامه هاي ضروري و بايسته يك مسلمان برمي شمرد.
از آنجا كه دين اسلام بر ضرورت آموختن علم به هر زن و مرد مسلمان تاكيد فراوان دارد و احاديث معتبر از رسول اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در فضيلت كسب معارف و دانش ها در كتب موجود است و بسياري از بزرگان علم، دانش اندوخته مكتب
اهل بيت عليهم السلام هستند مي بينيم كه اسلام خدمات بسياري را در زمينه هاي علمي- فرهنگي و ديگر زمينه ها به جهان نموده است و مسلمانان به عنوان يكي از اركان مسلم پيشبرد معرفت نظري و عملي هستند كه با ايجاد سبك و شيوه هاي نو و منحصر به فرد در تمامي علوم موجبات ترقي جامعه بشري شده اند.
از صدراسلام تاكنون حكماي بسياري ظهور كرده اند چه در ايران و چه در جوامع عرب زبان كه پزشكي را پيشه خود ساخته بودند از جمله مي توان از ابوبكر اخويني طبيب نامدار نيمه دوم قرن چهارم هجري نام برد. نام او و كتابش (هدايه المتعلمين في الطب) در كتاب چهار مقاله نظامي عروضي سمرقندي آمده است. به جهت تبحر خاصي كه در درمان بيماري هاي رواني داشت به او پزشك ديوانگان مي گفتند. او با يك واسطه شاگرد محمدبن زكرياي رازي بود. بنابر گفته دكتر محمد معين زماني كه وي دانشجوي پزشكي بوده است در كتاب اخويني مطالب علمي تازه و جالبي يافته بود. از جمله اينكه به سرخرگ و سياهرگ كه اسم هاي دقيقي نبوده اند رگ هاي جهنده و ناجهنده گفته است و اعصاب منشعب از نخاع را به دقت اسم برده و اعصاب منشعب از مخچه را برشمرده، حال آنكه در كتب تاريخ پزشكي اين كشف منسوب به اطباي غربي قرون متاخر است(1)
از ديگر بزرگان گستره علم، ابوعلي سينا را مي توان نام برد كه او را به حق بايستي از جمله نوابغ طب و ديگر علوم رايج در زمان خودش به شمار آورد. فيلسوفي كه در علوم اسلامي به منتهي درجه رشد و اوج رسيده بود و به گفته خودش هرچه بود را موشكافي كرده بود. كتاب قانون وي در طب جزء امهات كتب طبي ايران و جهان به شمار مي رود كه در آن به انواع بيماري ها در علاج هريك و تشريح بدن انسان و خواص گياهان دارويي و تركيب هريك اشاره مي كند.
درباره كيفيت نبض نيز رساله اي به نام رساله نبض نوشته، آثار او نزديك به دويست و پنجاه كتاب و رساله و مقاله در رشته هاي گوناگون است و كمتر دانشمندي به جهت اشراف و احاطه به علوم گوناگون به پاي وي مي رسد. او نخستين كسي بود كه “مننژيت” را توصيف كرد و نخستين كسي بود كه فلج ناشي از عامل داخلي در مغز و فلج ناشي از عامل خارجي را از هم جدا كرد. او سكته مغزي ناشي از فراواني خون را توصيف كرد و با اين توصيف نظريه حكماي يونان را كه در آن زمان حاكم بود باطل دانست. به بيماي هاي مسري از اشخاص به يكديگر و از راه آب و خاك پي برد. او اولين كسي بود كه بيماري “انكلستوما” را شرح داد و گفت: “اين بيماري ناشي از يك كرم روده است” و آن را كرم گرد كه امروزه به كرم قلاب دار موسوم است ناميد. امروزه دانشمندان اروپا ادعاي دانشمند ايتاليايي “دوبيني” را كه معتقد بود اين بيماري را كشف كرده پذيرفته اند. اما پيداست كه بوعلي اين بيماري را نهصد سال پيش از آنكه دوبيني و اروپايي ها آن را بشناسند توصيف كرده است. او يك روانپزشك بي نظير بود و معتقد بود هيجان ها و عوامل رواني مثل ترس، غم و اندوه، نگراني، شادماني و جز آنها روي اندام هاي بدن و وظايف آن تاثير مي گذارند به همين دليل براي درمان بسياري از بيماري ها ابتدا به روان درماني مي پرداخت تا بيمار را علاج كند.
قصيده او در علم پزشكي كه داراي 1314 بيت است و تمامي اطلاعات مربوط به قواعد طبابت و حفظ تندرستي و انواع درمان را گردآورده جاي شگفتي دارد. او با شناساندن بيماري هايي چون سل، بيماري هاي تناسلي و ويژه زنان و زايمان، بيماري هاي پوستي، انواع يرقان و سرطان ها، چراغ راه ديگر پژوهندگان پس از خود شد.
ابوبكر محمدبن زكرياي رازي از ديگر مفاخر تاريخ پزشكي ايران و جهان است كه در شهر ري و اواخر قرن سوم هجري متولد شد.
او علم پزشكي را در نوشته هايش به صورت يك دايره المعارف مورد بررسي قرار داد. اما با وجود اين، او جنبه كاربردي و تشخيص بيماري را رها نكرد. رازي از جمله پزشكاني است كه علم شيمي را در پزشكي به كار برد. مشهورترين كتاب رازي “الحاوي في علم التداوي” است كه شامل سي جلد مي شود. او كتاب خويش را به دوازده بخش تقسيم كرده است. اين بخش ها عبارتند از: درمان بيماري ها و بيماران، حفظ بهداشت، گردن و شكسته بندي، زخم ها، داروها، غذاها، داروهاي تركيبي، فن پزشكي، داروسازي، بدن و كالبد شكافي و از كارافتادگي اندام ها. اين كتاب به زبان لاتين ترجمه شد و مورد توجه دانشگاه هاي اروپايي قرار گرفت و سال هاي طولاني به عنوان نخستين مرجع پزشكي تدريس مي شد. كتاب ديگر رازي “المنصوري في التشريح” است بالغ بر بيست جلد است كه در آن از شكل اندام ها و خلقت آن، اثر دارو و غذا، حفظ بهداشت و سموم بحث مي كند. كتاب ديگري از او به نام “كتاب الفاخر” موجود است كه به صورت يك دايره المعارف پزشكي است . اين كتاب شامل بخش هاي عمده اي از عقايد دانشمندان عرب و مسلمانان و ديگران است كه به حرفه پزشكي اشتغال داشته اند. رازي نخستين كسي بود كه بيماري حصبه و آبله را تشخيص داد.(2) ميان پزشكان جهان اتفاق نظر است كه رازي، مبتكر نخ بخيه جراحي و پماد جيوه است. او از جمله نوابع. علم شيمي است كه مدت زيادي از عمر خود را صرف بررسي اين علم نمود و غربي ها و شرقي ها او را بنيانگذار شيمي جديد به شمار مي آورند.
پزشك مسلمان ديگر علي بن عباس اهوازي است كه در شهر اهواز متولد شد. از او كتابي به نام “كامل الصناعه الطبيه” به جاي مانده كه مرجع همه پزشكان شرق و غرب واقع شد. كتاب علي بن عباس شامل اصول و قواعد علم پزشكي است.
او بيماري صرع را با ژرف نگري بررسي كرد و به نتايج حيرت آوري رسيد كه تا چندين قرن پس از او نظرياتش مرجع پزشكان جهان شد. در زمينه چشم پزشكي و دندانپزشكي نيز صاحب نظر است و بسياري از اعراب جزيره العرب براي مداواي چشم نزد او مي آمدند. علي بن عباس اهوازي در مطالعات خود به عمل انقباض و انبساط قلب توجه كرد. اين موضوع، او را به اهميت گردش خون در مويرگ ها كشاند؛ به همين جهت، علي بن عباس بر ديگران پيشي گرفت.
متاسفانه دانشمندان غرب به گمان خود، دانشمند انگليسي يعني “هاروي” را صاحب اين نظريه معرفي كردند. ابوالقاسم زهراوي پزشك معروف مسلمان عرب يكي ديگر از بزرگان پزشكي است. وي در حومه اندلس يعني شهر “الزهراء” مي زيست. او پزشكي دانا و آگاه بر داروهاي بسيط و مركب بود و به خوبي درمان مي كرد و در فن خود كتاب هاي مشهوري دارد از جمله كتاب “التصريف لمن عجز من التاليف” كه دايره المعارف گونه اي از اطلاعات پزشكي است و شامل طب داخلي، داروسازي، جراحي و زنان است. تصوير بسياري از آلات و ابزار جراحي و پزشكي در كتاب زهراوي به چشم مي خورد.

از جمله بيماري هايي كه زهراوي را به خود مشغول كرده بود بيماري سرطان بود. زهراوي در مورد اين بيماري توصيف ودرماني ارائه كرد كه طي دوره ها و تاكنون مورد استفاده قرار گرفته است. او براي درمان بسياري از بيماري هايي كه به عمل جراحي نياز داشت راه هاي جديدي ابداع نمود از جمله دمل هاي كبد كه از موضوعاتي بود كه پزشكان زيادي را در زمان خود به حيرت مي انداخت. او هميشه به شكافتن دمل هاي كبد و داغ كردن آن در همان لحظه رو مي آورد. وي در اين روش نوآوري كرد؛ به طوري كه دانشمندان از هرجايي مي آمدند و نزد زهراوي، اين جراح عرب، به شاگردي مي نشستند. او به فن كالبد شكافي متكي بود و آن را يكي از شاخه هاي ضروري پزشكي مي دانست. زهراوي نخستين كسي بود كه بيماري هموفيلي را شناخت و راه درمان آن را ارائه كرد.
او در متوقف كردن خونريزي ها با بستن شريان هاي بزرگ موفق شد به جراحي هايش ارتقا بخشد. اما جراح مشهور فرانسوي “امبراوز پاري” در سال 1552 ميلادي ادعاي دست يافتن به اين موفقيت علمي را بيان كرد، در حالي كه زهراوي عرب، ششصد سال پيش به آن دست يافته بود. همچنين به جراحي هاي ترميمي (پلاستيك) كه بسياري معتقدند از نوع جديد جراحي است اقدام كرد.اطباي مشهور و صاحب نظر ديگر در ممالك اسلامي وجود داشته اند كه پرداختن به هريك از آنها نيازمند كتاب مستقلي است ولي فقط با نام آوردن از آنها به اين بحث خاتمه مي دهيم؛ هبه الله بغدادي متولد عراق و شهر بغداد. او در قرن پنجم هجري مي زيست. ابوالعلاءابن زهر ساكن اندلس و پزشك قرن پنجم كه پس از رازي بزرگترين معلم طب باليني ناميده شده است. ابن نفيس دمشقي حكيم نامي قرن هفتم كه جزء نوابغ كالبد شكافي در جهان اسلام به شمار مي رود. موفق الدين بغدادي كه در “الازهر” قاهره به مطالعه علم پزشكي پرداخت و از دانشمندان بزرگ اين علم شد. وي از حكماي قرن ششم است. سيداسماعيل جرجاني صاحب كتاب مشهور “ذخيره خوارزمشاهي” پزشك قرن پنجم كه كتاب او حاوي تمامي مباحث طب تا عهد خودش است و مفصل ترين كتاب بعد از قانون ابن سينا است.(3)
پي نوشتها:
1- عروضي سمرقندي، نظامي، چهارمقاله، طبع دكتر محمد معين
2- براون، ادوارد، طب اسلامي، ترجمه مسعود رجب نيا، 1351
3- دفاع، علي عبدالله، پزشكان برجسته در عصر تمدن اسلامي، ترجمه علي احمدي بهنام، چاپ اول ، 1382

روزنامه رسالت، شماره 7025 به تاريخ 13/4/89، صفحه 14 (سلامت)

منبع: مگ ایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *