یکشنبه , سپتامبر 24 2017
کتاب نقد تاریخی اسد رستم مترجم دکتر حسن حضرتی

نقد و بررسی کتاب مصطلح التاریخ : روش نقد تاریخی

کافی است عبارت «نقد تاریخی» را در اینترنت جستجو کنید. تقریبا به هیچ نتیجه ای دست نخواهید یافت مگر چند یادداشت و مقاله از مترجم همین کتاب. «نقد تاریخی» موضوعی بسیار مهم در مباحث نظری تاریخ است و شاید بتوان گفت، وجه تمایز تاریخ نگاری جدید با تاریخ نگاری سنتی و قدیمی، اصول و روش هایی است که در «نقد تاریخی» مورد بحث قرار می گیرد. در این یادداشت سعی شده است یکی از معدود کتاب های موجود در باب «نقد تاریخی» مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. با سایت تخصصی تاریخ اسلام برای نقد و بررسی این اثر همراه باشید

درباره مولف و مترجمان

دکتر اسد رستم جبرائیل مجاعص 1879-1965 میلادی، نویسنده کتاب مصطلح التاریخ و استاد تاریخ دانشگاه بیروت
دکتر اسد رستم جبرائیل مجاعص 1879-1965 میلادی، نویسنده کتاب مصطلح التاریخ و استاد تاریخ دانشگاه بیروت

دکتر اسد رستم جبرائیل مجاعص 1879-1965 میلادی، در سال 1879 در لبنان و در خانواده ای مسیحی به دنیا آمد. وی در سال 1912 میلادی به دانشگاه آمریکایی بیروت رفت و تا سال 1919 میلادی به عنوان استاد تاریخ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. اسد رستم پس از آن به دانشگاه شیکاگو در آمریکا مهاجرت کرد و دوره دکترای خود را در رشته تاریخ شرق و زبان های سامی در این دانشگاه کسب کرد. وی پس از بازگشت به لبنان تا آخر عمر به تدریس تاریخ در دانشگاه آمریکایی بیروت مشغول بود. همچنین دکتر اسد رستم پس از 20 سال تدریس در دانشگاه بیروت، به عنوان مستشار در سفارت آمریکا و نیز در مقر فرماندهی ارتش لبنان مشغول به فعالیت شد. و سر انجام در سن 86 سالگی در بیروت درگذشت. مهمترین اثر دکتر اسد رستم همین کتاب مصطلح التاریخ وی بوده است که گویا اولین بار در سال 1939 میلادی به چاپ رسیده است. نویسنده خودش در همین کتاب در مورد انگیزه نوشتن این کتاب این چنین می نویسد:«هنگامی که در سال 1923 میلادی از دانشگاه شیکاگو برگشتم و کارم را در دانشگاه بیروت آغاز کردم، تدریس علم روش شناسی را بر عهده گرفتم و اولین گامی که در این زمینه برداشتم، این بود که مهم ترین تالیفات را در این باره جمع آوری کردم. بسیاری از مراجع در این زمینه به زبان بیگانه بود وو در عربی به چیزی برخورد نکردم. بنابراین همان وقت مصمم شدم که کتابی به رشته تحریر درآورم و از این راستا خلا مزبور را پر کنم. » (کتاب نقد تاریخی اسد رستم، ترجمه حسن حضرتی، ص 23)
اما به هر ترتیب اسد رستم آثار دیگری نیز داشته است که عناوین آنها به شرح ذیل است:

  • مصطلح التاريخ
  • بشير بين السلطان والعزيز (1804 – 1841)
  • عصر اوغسطس قيصر وحلفائه
  • مخطوطات البحر الميت وجماعة قمران،
  • كنيسة مدينة الله أنطاكيا العظمى،
  • أباء الكنيسة،
  • آباء الكنيسة القرون الثلاثة الأولى،
  •  الروم في سياستهم وحضارتهم ودينهم وثقافتهم وصلاتهم بالعرب،
  •  الروم وصلاتهم بالعرب،
  •  الأصول العربية لتاريخ سورية في عهد علي باشا،
  •  لبنان في عهد المتصرفية،
  •  المخطوطات الملكية المصرية،
  •  لبنان في عهد الأمير فخر الدين المعني الثاني،
  •  حروب إبراهيم باشا المصري في سوريا والاناضول،
  •  لبنان في عهد الامراء الشهابيين،
  •  حرب في الكنائس،
  •  عصر أوغسطوس قيصر وخلفائه،
  •  كنيسة مدينة الله انطاكية العظمى.

(منبع ویکی پدیا عربی)

مترجمان:

دکتر حسن حضرتی: امروزه هر کس موضوعاتی همچون فلسفه تاریخ، روش شناسی تاریخی یا تاریخ عثمانی را دنبال کند حتما با آثار پر خواننده ی این استاد گرانقدر مواجه خواهد شد. دکتر حسن حضرتی استاد تاریخ دانشگاه تهران است. تخصص عمده وی بیشتر مباحث نظری تاریخ، تاریخ نگاری و تاریخ عثمانی است. در بانک مقالات نور 52 مقاله از ایشان فهرست شده است.
دکتر سید محمد رضی مصطفوی نیا: ایشان استاد و عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات عرب در دانشگاه قم هستند و مقالات و پژوهش های مختلفی از ایشان منتشر شده است.

بررسی کتاب نقد تاریخی

کتاب نقد تاریخی از اسد رستمکتاب مصطلح التاریخ از دکتر اسد رستم در واقع راهنمای قدم به قدم برای یک دانش پژوه تاریخ است. کتاب سیر منطقی مراحل تکمیل یک پژوهش تاریخی را بر می شمارد. از قدم اول در مورد اینکه چگونه منابع و مراجع تاریخی را جمع آوری کنیم تا پله آخر در یک پژوهش تاریخی که همان ارائه پژوهش است. نویسنده این کتاب به خوبی با مباحث آکادمیک در مورد موضوع نقد تاریخی آگاه بوده است و آگاهانه موضوع «نقد تاریخی» را به شکلی عملی و قابل اجرا طرح کرده است؛ و از طرح مباحث نظری و تئوریک در این باره اجتناب کرده است.
کتاب نقد تاریخی اسد رستم یک شاخصه بسیار مهم دارد، نویسنده صرفا به تبیین و تفسیر منابع غربی در موضوع «نقد تاریخی» نپرداخته است. بلکه با اصل قرار دادن متون اسلامی، نقد تاریخی را حول محور منابع و متون اسلامی، به شکلی ساختار مند و منطقی به بحث گذاشته است. مترجم این کتاب جناب دکتر حسن حضرتی به درستی در مقدمه خود به این شاخصه مهمِ کتاب اذعان می کند و می گوید:«ارزش کتاب اسد رستم، بیشتر به این است که سعی کرده تبیینی بوم محور از این موضوع ارائه کند. با وجود اینکه آگاهی های زیادی از نظریات اندیشمندان غربی درباره نقد تاریخی دارد و در جای جای کتاب می توان آن را مشاهده نمود، با این حال مولف سعی کرده است خوانشی بومی از مبحث علمی نقد تاریخی برای تاریخ ورزان عرب ارائه کند. او سعی کرده با کمک گرفتن از مبحث نقد تاریخی، پیوند وثیقی میان دانش تاریخ وو علم حدیث برقرار کند و از این روست که هیچ گاه شیفته دیدگاه های بعضا نامتعارف غربی در این باره نشده است؛ زیرا حوزه اثر خود را آثار عربی-اسلامی و تاریخ شناسان منطقه عربی – اسلامی قرار داده است و تلاش کرده به زبان و بیانی سخن بگوید که پژوهشگران این مناطق بتوانند آن را درباره متون تاریخ عربی – اسلامی تعمیم ببخشند.» (کتاب صفحه 4)
اسد رستم به خوبی از این موضوع آگاه بود که خاستگاه بحث «نقد تاریخی» در مجامع علمیِ غربی، به چگونگی تفسیر متون مقدس و عیار سنجی رویدادهای تاریخی در کتب تورات و انجیل بازمی گردد. و آگاهانه تلاش کرد با محور قرار دادن علوم حدیث، و تلفیق آن با متدهای آکادمیک؛ به روشی بومی و متناسب با نیاز تاریخ نگاران اسلامی و حوزه خاورمیانه؛ دست یابد.

بررسی مشخصات کلی کتاب

شناسنامه کتاب نقد تاریخی اسد رستم
عنوان کتاب: مصطلح التاریخ: روش نقد تاریخی (روایت بوم محور از تاریخ ورزی علمی مسلمانان)
نویسنده: اسد رستم
ترجمه و تحقیق: سید محمد رضی مصطفوی نیا، حسن حضرتی
ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، پژوهشکده تاریخ اسلام،1392
شابک: 978-964-530-947-1
موضوع: تاریخ نویسی اسلامی
شماره کتابشناسی ملی: 3049301
تعداد صفحه: 262
چاپ اول : زمستان 1392

ساختار مطلب در کتاب نقد تاریخی

کتاب با سخن رئیس پژوهشکده تاریخ اسلام آغاز می شود و با مقدمه ای خواندنی از مترجمان ادامه پیدا می کند. اصل کتاب مصطلح التاریخ از 1 مقدمه و 11 باب تشکیل شده است. و در پایان کتاب بخش ضمایم مترجمان درج شده است که 2 مقاله در موضوع «نقد تاریخی» به قلم دکتر حسن حضرتی است. حجم ترجمه ی کتاب به نسبت کتاب اصلی، به واسطه افزودن پاورقی های بسیار توسط مترجمان تقریبا بیشتر از 2 برابر است. کتاب فاقد فهرست اعلام، فهرست منابع یا نمایه است.
فصل های اصلی کتاب عبارتند از:
• سخن اول
• مقدمه مترجمان
• مقدمه مولف
• باب اول: گردآوری مراجع تاریخی
• باب دوم: علوم مقدماتی
• باب سوم: نقد مراجع
• باب چهارم: تنظیم کار
• باب پنجم: تفسیر متن
• باب ششم: عدالت و ضبط
• باب هفتم: بررسی موردی حوادث تاریخی
• باب هشتم: تالیف
• باب نهم: اجتهاد
• باب دهم: تعلیل و توضیح
• باب یازدهم: ارائه مطالب
• ضمیمه اول: درآمدی بر نقد تاریخی
• ضمیمه دوم: درآمدی بر سنخ شناسی مراجع تاریخی

نکات قوت کتاب نقد تاریخی

موضوع «نقد تاریخی» موضوعی بسیار مهم و قابل بحث است که متاسفانه بسیار کم به آن پرداخته شده است. اقدام به ترجمه و نشر چنین کتابی تلاشی بسیار ارزشمند و کم نظیر است که توسط مترجمان این کتاب به آن پرداخته شده است. از سوی دیگر همانطور که ذکر شد نویسنده کتاب نیز با تلفیق مباحث آکادمیک و ارائه نگرشی بومی محور نسبت به موضوع «نقد تاریخی» کتابی خواندنی را به رشته تحریر در آورده است. به طور کلی می توان نکات قوت این کتاب را در چند بخش کلی خلاصه کرد:
• اثری یکتا و بدون مورد مشابه با وجود اهمیت بسیار موضوع
• انسجام منطقی و قابل قبول در ساختار محتوای کتاب
• خوانش بومی از مبحث «نقد تاریخی» و تطبیق و تلفیق متدهای سنتی مواجهه با متون و منابع و روش های جدید و آکادمیک
• قابل اجرا بودن و کاربردی بودن تمامی مباحث برای تاریخ پژوهان
• آگاهی و تخصص نویسنده و مترجم نسبت به موضوع مورد بحث
• ترجمه حرفه ای و مناسب از سوی مترجمان

نکات ضعف کتاب نقد تاریخی

کتاب با وجود تمام اهمیت و کاربردی بودن، با ضعف های ریز و درشت متعددی روبروست و امیدوارم طرح این نقد مورد توجه انتشارات سمت، پژوهشکده تاریخ اسلام و مترجمان محترم این کتاب برای آثار بعدی در این زمینه قرار بگیرد:
-قدیمی بودن کتاب: اولین ضعف عمده ای که می توان بر این کتاب وارد دانست، قدیمی بودن اثر است. کتاب اولین بار در سال 1939 میلادی چاپ شده است و نویسنده کتاب در سال 1965 میلادی درگذشته است. باری از آن زمان تا به امروز بحث های جدی و چالش برانگیز در باب «نقد تاریخی» ارائه شده است و این حق دانش پژوه تاریخ است که با جدیدترین نظرات در این زمینه آشنا باشد موضوع زمانی حساس تر می شود که اثر به عنوان کتاب درسی برای دانشجویان رشته تاریخ در نظر گرفته شده است. گویا خود مترجم هم با این نقیصه آگاه بوده است و در مواردی نظرات نویسنده را قدیمی و منسوخ می داند (پاورقی صفحه 61)
-چینش منطقی محتوا: در تمام زمانی که مشغول مطالعه این کتاب بودم یک سوال ذهنم را مشغول می کرد: اساسا «نقد تاریخی» چیست؟ خاستگاه و ریشه های این موضوع کجاست؟ هر چند مترجم برای جبران این نقیصه ضمیمه ای را به آخر کتاب افزوده است تا چارچوب بحث «نقد تاریخی» برای مخاطب بهتر ترسیم شود. و انصافا این ضمایم برای آشنایی با بحث ضروری و مفید است. اما ای کاش کمی در چینش مطالب تجدید نظر می کرد و مقدمه ای در مورد «نقد تاریخی» در ابتدای کتاب ذکر می نمود.
-پاورقی های نا مرتبط: نکته ای که تقریبا در تمامی صفحات کتاب به چشم می خورد پاورقی های مفصل مترجمان در کتاب است. اما مهم ترین نقدی که می توان بر پاورقی های کتاب وارد دانست، نامرتبط بودن آنها با موضوع بحث است. شاید بیش از 90 درصد از پاورقی ها به توضیح در مورد اعلام و افرادی می گذرد که توسط نویسنده نام برده می شود. در حالی که هیچ کمکی به مخاطب برای درک بهتر موضوع مورد بحث نمی کند.
-منبع پاورقی ها: نکته ی بسیار بحث بر انگیز در این کتاب که به نظرم می تواند به اعتبار کتاب و مترجمان لطمه بزند، منبعی است که پاورقی ها را از آن ذکر کرده اند. همان طور که ذکر شد پاورقی های کتاب بیشتر برای شناخت افراد و شخصیت هایی است که در کتاب از آنها نام برده شده. سوال اینجاست که این پاورقی ها از چه منبعی ذکر شده؟ من برخی از شخصیت هایی که در پاورقیِ کتاب ذکر شده را در اینترنت جستجو کردم و تعدادی از پاورقی ها عینا از ویکی پدیای فارسی کپی شده بدون آنکه به منبع آن اشاره ای شود.(پاورقی صفحه 37 در مورد افرادی همچون: نیوتن، لاپلاس و انیشتین) به نظرم وجود حتی یک مورد کوچک از این نوع کپی برداری، در شان اساتید برجسته ای همچون دکتر حضرتی نیست و امیدواریم در ویرایش های بعدی این کتاب اصلاح شود.
-برخی موارد جزئی: بروزرسانی برخی اشکالات جزئی دیگر نیز مسلما به بهبود این کتاب کمک خواهد کرد. به طور مثال کتاب فهرست منابع یا فهرست اعلام ندارد و این از حداقل های یک کتاب دانشگاهی است.

بررسی محتوای کتاب نقد تاریخی

باب اول

در باب اول نویسنده، اولین قدم عملی و اجرایی یک تاریخ نگار را ترسیم می کند. قدم اول گردآوری مراجع و منابع تاریخی است. اسد رستم ابتدا انواع منابع تاریخی را تعریف در قالب مثال توضیح می دهد. و بعد سوالی را مطرح می کند و خود به آن جواب می دهد: «آیا جمع آوری تمام مراجع لازم است و یا جمع آوری بعضی مراجع کفایت می کند؟ به طور طبیعی کار جمعی آوری بعضی از مراجع برایمان به راحتی انجام می پذیرد؛ برای مثال جمع آوری مراجع در سرزمینی که اقامت داریم و یا در نزدیک ترین کتابخانه ای که به آن دسترسی داریم؛ اما اگر هدف مورخ رسیدن به حقیقت باشد، مراد از حقیقت، تمام حقیقت است نه بخشی از آن، و حقیقت یک وحدت کلی است که قابل تجزیه نیست.» (کتاب،صفحه 30)

تصویر پشت جلد کتاب نقد تاریخی از دکتر اسد رستم
تصویر پشت جلد کتاب نقد تاریخی از دکتر اسد رستم

باب دوم : علوم مقدماتی

اسد رستم معتقد است، مورخ امروزی برای ثبت تاریخ ، لاجرم نیاز به آشنایی با برخی از علوم مقدماتی و یا به اصطلاح امروزی پیش نیاز دارد. عصاره کلام نویسنده در این باب این است که مورخ با توجه به رشته ای که در آن تاریخ نگاری می کند نیازند برخی علوم پیش نیاز است. اگر کار مورخ بررسی نسخه های خطی قدیمی است، بنابراین باید باید نسخه شناس متبحری باشد و برخی از زبان های غیر رایج را به خوبی بشناسد. اما اگر مورخ قصد دارد تاریخ پزشکی یا ریاضیات یا مکانیک را بنویسد؛ خود مورخ باید در پزشکی، ریاضیات، مکانیک یا هر علم دیگری ، متبحر باشد و در آن تخصص داشته باشد. اما ورای همه ی این تاریخ های مضاف، مورخ امروزی باید با علوم اجتماعی و فلسفه آشنایی کامل داشته باشد.

باب سوم : نقد مراجع

اسد رستم سومین قدم در یک پژوهش تاریخی را به بحث نقد و بررسی منابع و مراجع تاریخی پرداخته است. این فصل از کتاب بسیار مهم و شیرین است و توصیه بنده به هم تاریخ نگاران و تاریخ دوستان این است که حتما این فصل را مطالعه کنند. نویسنده در پاسخ به این سوال که چگونه منابع و مراجع تاریخی را نقد و بررسی کنیم؟ در 3 مرحله پاسخ داده است: به نظر اسد رستم ابتدا باید اصالت و درست بودن منبع تاریخی مورد نقد و بررسی قرار گیرد که منبع تاریخی، جعلی و تقلبی نباشد. در مرحله دوم باید به بررسی شرایط و اوضاع فکری و اجتماعی نویسنده ی آن منبع تاریخی پرداخت و در مرحله سوم روش مواجهه با متن تاریخی و چگونگی بررسی آن مورد بحث قرار می گیرد.
همانطور که ذکر شد؛ نویسنده باب سوم یعنی باب نقد مراجع را در 3 فصل کلی ارائه می کند
1. فصل اول : تقلب و پنهان کاری در مراجع و وجوب اثبات درستی و اصیل بودن آن
2. فصل دوم: شناخت مورخ مجهول و تعیین زمان و مکان زندگی وی
3. فصل سوم: تحقیق و بررسی متن و نص و ذکر کردن به لفظ
نویسنده در فصل اول پس از تبیین ضرورت های این کار؛ در خلال مثال هایی روشن به بررسی جزئیات و ترفندهای این بخش می پردازد.
اما در فصل دوم: اسد رستم برای تبیین ضرورت شناخت مورخ این چنین می نویسد: «فرض کنیم از صحت مرجع و دور بودنش از هرگونه تحریف و یا تزویر مطمئن شدیم، آیا باید مضمون و حکمش را بپذیریم؟ یا باید تا زمانی که از هویت مورخ و شخصیت و ژرفای افکار و مکان زندگی وی و زمان گردآوری اخبار، شناخت کافی نیافتیم از پذیرفتن و عمل به آن خودداری کنیم؟ آیا روایتی که رئیس دولت از وظایف ریاستش نقل می کند، با روایت یک قصاب از همان موضوع، یکی است؟ آیا روایتی که در حین وقوع حوادث تدوین یافته، با روایتی که یک ربع قرن بعد از حادثه تدوین یافته است، فرقی ندارد؟ آر ی، قطعا باید شخصیت مولف را به درستی بشناسیم و از سیره و سلوک و مرتبه علمی و بصیرت و ارتباط وی با حوادثی که نقل کرده، مطمئن شویم. به ویژه به زمان و مکان این روایاتی که آنها را در آنجا نوشته است.» (کتاب، صفحه 52)
نویسنده فصل سوم از باب نقد مراجع را با یک سوال مهم شروع می کند: چگونه متن یک روایت تاریخی را بررسی و نقل کنیم؟ نویسنده از همین مدخل ابتدا شیوه ی کار محدثین را در این فصل توضیح می دهد و پس از آن نقبی به روش علمی در مواجهه با روایت تاریخی می زند و احتمالات مختلف را بررسی می کند.

باب چهارم: تنظیم کار

سازماندهی پژوهش، چهارمین مرحله ایست که نویسنده به آن می پردازد و می گوید:« شایسته است که مورخ نکته سنج، بعد از جمع آوری مراجع و نقد آنها و آگاهی و تسلط بر علوم مقدماتی و مورد نیاز، به تنظیم مراجع گردآوری شده بپردازد و با روش علمی، داده ها را استخراج کند….. بعضی از دانشمندان، سال های زیادی را صرف بحث و مطالعه و جمع آوری داده می کنند و هنگامی که شرایط آنها را وادار به رجوع به آن می کند، کار بر آنها سخت شده و دستیابی به آنچه جمع کرده اند، پس از تحمل مشکلات و سختی های جان فرسا میسر می شود.» (کتاب، صفحه 70)
نویسنده در 4 صفحه به بحث سازماندهی پژوهش می پردازد و به برخی از نکات و ترفندهای جزئی در این زمینه همچون شکل و نوع فیش های یک مورخ اشاره می کند.

باب پنجم: تفسیر متن

به نظر نویسنده، از این مرحله نقد درونی و داخلی به متن روایات تاریخی آغاز می شود و مورخ باید در صدد کشف معنا و مفهوم روایات تاریخی بر آید. نویسنده گاه و بیگاه از ترفندهای تخصصی در کار تاریخ نگاری پرده بر می دارد مثلا در جایی در همین باب نقل می کند: « آن گاه که مورخ با چنین مشکلاتی مواجه می شود، برای برطرف کردن آن باید از وسایلی بهره جوید که برای فهم پیچیدگی های ظاهر متن از آن استفاده می کرد. نخست باید همه متن را بخواند، سپس دیگر نوشته های نویسنده را بخواند و پس از آن به نوشته های معاصران نویسنده مراجعه کند. همچنین شایسته است آرامش خود را در چنین مواردی حفظ کند و به طور مثال انتظار کنایه را جایی که کنایه جا ندارد، نداشته باشد و یا جایی که احتمال آن می رود، از آن غافل نماند.» (کتاب، صفحه 80)

باب ششم: عدالت و ضبط

اسد رستم، موضوع بسیار مهم دیگری را سر فصل یکی از ابواب کتاب خود قرار می دهد و تاکید می کند که بررسی عدالت راوی، یکی از مسائلی است که مورخ و تاریخ نگار عربی و اسلامی به شدت با آن مواجه است. اسد رستم معتقد است که مورخ برای بررسی عدالت و صلاحیت راوی، باید 2 رشته از سوالات را از خود بپرسد و در صدد جواب برای آن باشد: اولین نوع از سوالات، برای این است که مخاطب دریابد آیا راویِ یک روایت تاریخی، به دنبال نقل حقیقت بوده؟ یا قاصدا و عامدا به دنبال تحریف حقیقت بوده است؟ به طور مثال «آیا راوی در روایت خویش، مصلحت و منفعتی را در نظر دارد؟» دومین نوع از سوالات، سوالاتی است برای زمانی است که مورخ، به این نتیجه رسید که راوی، عادل بوده است و حال باید عملکرد راوی را مورد سنجش قرار دهد. آیا راوی درست عمل کرده و درست روایت کرده است؟ ملاک و معیار درست بودن عملکرد یک راوی از لحاظ علمی و آکادمیک چیست؟
نویسنده به تفصیل به تبیین این نوع از بررسی های پژوهشگرانه ی یک مورخ می پردازد و با کمک گرفتن از روش های حدیثی و در خلال مثال های ملموس این مباحث را دنبال می کند.

باب هفتم: بررسی مورد حوادث تاریخی

نویسنده در بند اول از این باب ضمن مرور مراحل قبلی، به تبیین این مرحله از پژوهش تاریخی می پردازد: « اکنون که همه اسناد و متون را گرد آوردیم و از ابزار علوم مقدماتی برای فهم و بررسی آنها استفاده کرده ایم و از درستی آنها اطمینان یافته و تاریخ و مکان نگارش آنها را مشخص کرده ایم و سپس به موشکافی و دقت در متون آن پرداخته و به درک ظاهر و محتوای آن، دست یافته و برای شناخت احوال ناقلان این اسناد، در اخبار مربوط به آنان، دقت کردیم و میزان عدالت و ضبطشان را پی بردیم، در چنین شرایطی آیا می توانیم روایات و نقل قول هایی را که در اختیار داریم، قبول کنیم و از مجموع آنها به تاریخ نگاری بپردازیم؟ یا باز هم باید به کاوش گری و سرند روایات، ادامه دهیم، پیش از آنکه به تاریخ نگاری، مشغول شویم؟
در این باب نویسنده به سوالات مهمی در بررسی و مواجهه با روایات تاریخی در مورد یک رویداد تاریخی جواب می دهد: چگونه روایت ضعیف تاریخی را بشناسیم؟ چگونه می توان از روایات ضعیف تاریخی در پژوهش تاریخ استفاده کرد؟ اگر راوی یکی بود و ضعیف بود چگونه عمل کنیم؟ اگر با دو روایت متناقض تاریخی مواجه شدیم چگونه عمل کنیم؟ اینها از جمله سوالاتی است که نویسنده در این باب در صدد بررسی آنهاست.

باب هشتم: تالیف

«پس از اطمینان از درستی روایات، تاریخ نگار شروع می کند به چیدن و پیوند دادن روایات مختلف و هنگام چینش، برخی از روایات را گزینش و از برخی دیگر صرف نظر می کند و سپس آنچه را که برگزیده و پذیرفته است، تنظیم و تا جایی که امکان دارد، یکدست و هماهنگ و یکپارچه می کند.» (کتاب صفحه 209)
مورخ پس از انجام دادن تمام مراحل گذشته سرانجام به مرحله ای می رسد که باید روایات و متون مختلف تاریخی را در کنار هم بچیند و به اصطلاح دست به تالیف متون و منابع بزند. اما چگونه؟ چگونه میان این همه منابع و متون دست چین شده، گزینش کند؟ همین سوال موضوع اصلی این باب از کتاب است. نویسنده در جایی می گوید: «… مورخ باید هنگام آغاز کار در ربط اتفاقات جدا از هم و تالیف آن با یکدیگر، برای خودش مظاهر جامعه کنونی را در جامعه گذشتگان تصور کند، سپس به تنظیم وقایع جدا از هم بر اساس آنچه وجودش را با قیاس تصور کرده است، بپردازد. هنگامی که این شیوه را انجام داد، به زودی مشاهده خواهد کرد که در بعضی از جوانب، وقایع جدا از هم بسیاری وجود دارد و در بعضی جوانب وجود ندارد و همین مسئله سبب کاستی در آن شده است که باید آن را جبران کند. هنگام پایان یافتن این مرحله، باید مقابله و مقارنه بین حقیقت های فراهم آمده را آغاز کند، سپس به تجزیه و تحلیل و آن گاه به صدور حکم کلی در مورد آنها بپردازد.»
در ادامه به تفصیل به تبیین سوالات مهمِ این باب می پردازد: مورخ چگونه پژوهش خود را تنظیم و تالیف کند؟ چگونه ساختار کلی مطلب را تنظیم کند؟ و برای همه ی این موضوعات با ذکر مثال به تبیین آنها می پردازد.

باب نهم: اجتهاد

این مرحله برای زمانی است که مورخ با اسناد و منابع کمی برای پژوهش تاریخی روبروست. در این صورت نحوه رویکرد پژوهشگر تاریخ نسبت به این رویداد تاریخی چگونه می تواند باشد؟
باب دهم: تعلیل و توضیح
نویسنده در این بخش از کتاب تاکید می کند که تنها کنار هم چیدن اسناد و منابع تاریخی برای یک پژوهش تاریخی، کافی نیست بلکه باید به تحلیل و تبیین پرداخت. اسد رستم در این زمینه می نویسد:«مورخ، نباید به همین مقدار از پژوهش و واکاوی بسنده کند، زیرا باید به یک پرسش بسیار مهم پاسخ بدهد، مثل اینکه به تاریخ نگار می گویند: شما در مورد حوادث گذشته، تحقیق کردی و ما را از آنچه اتفاق افتاده است، با خبر کردی، ولی تاکنون، حتی یک کلمه درباره ریشه ها و عوامل اتفاقاتی که نقل می کنی، سخنی نگفته ای، پس اینکه که پاسخ این پرسش را که چه اتفاقی در گذشته افتاده است دادی، لازم است، آگاهی ما را بیشتر کنی و به این پرسش هم، پاسخ دهی که ریشه این اتفاق چیست؟ بسیاری از مورخین، پاسخی به این پرسش نمی دهند و معتقدند که تحقیقات برای یافتن پاسخ مناسب به این گونه پرسش ها از وظایف فیلسوف است نه مورخ.» (کتاب صفحه 226)

 

باب یازدهم: ارائه مطالب

آخرین مرحله از یک پژوهش تاریخی، نحوه ارائه مطلب است. هر چند این بخش می تواند یکی از مهم ترین بخش ها برای تحقیق تاریخی باشد اما نویسنده بسیار کوتاه و در 2 صفحه به بیان کلیاتی در این زمینه اکتفا می کند.
نقد کتاب
دکتر اسد رستم در این کتاب به موضوعی پرداخته است که در خلال تمام این سالها که از زمان نگارش کتاب می گذرد (حدود 1939 میلادی) کمتر در مورد آن بحث و بررسی شده است.

نتیجه گیری

دکتر حسن حضرتی مترجم کتاب نقد تاریخی
دکتر حسن حضرتی مترجم کتاب نقد تاریخی

کتاب نقد تاریخی اسد رستم، کتابی کاربردی و قابل اجرا برای تمام تاریخ پژوهانی است که علاقه دارند پژوهش تاریخی را به شکلی اصولی فرابگیرند. این کتاب توسط یکی از معتبرترین ناشران کشور یعنی انتشارات سمت منتشر شده است. مترجم کتاب جناب دکتر حسن حضرتی یکی از معدود اساتید تاریخ است که در این زمینه آثار قابل توجهی را منتشر کرده است. این اثر در حال حاضر جامع ترین و کاربردی ترین کتاب با موضوع «نقد تاریخی» است. نکته ای که ارزش کتاب را 2 چندان می کند بومی سازی این موضوع برای تاریخ پژوهانِ تاریخ اسلام و خاورمیانه است. و ترجمه خوب و روان مترجمان نیز بر ارزش کتاب افزوده است.
ضعف عمده ای که این اثر از آن رنج می برد قدیمی بودن زمان نگارش کتاب است. و به نظر اصلاح این نقیصه هیچ درمانی ندارد مگر اینکه پدیدآورندگان این کتاب (پژوهشکده تاریخ اسلام و دکتر حسن حضرتی)؛ اثری مستقل و جدید در این موضوع بیافرینند. انشاء الله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *