یکشنبه , نوامبر 19 2017

روش شناسی پژوهش های تاریخی (با تاکید بر تاریخ نگاری اسلامی)

روش شناسی پژوهشهای تاریخی:

تاریخ دانشی ست که از گذشتگان سخن می گوید ، گذشتگانی که قرار است پلی برای تجربه اندوزی آیندگان باشند، اما چگونه؟ وقایعی که در گذشته های بسیار دور به وقوع پیوسته اند، چگونه می توانند برای امروزیان قابل درک باشند، اساسا این سوال که اگر جای دیروزیان بودیم نسبت به این واقعه یا وقایع  چه کنشی از ما سر می زد ، از دغدغه های مهم تاریخ است ، یعنی انتقال صحیح آنچه که به وقوع پیوسته به نسل حاضر بدون هر گونه تحریف و دستیازی غیر مرتبط به اصل واقعه، اما با چه ابزار و روشی این مهم حاصل می گردد؟ قبول داریم که تاریخ را معمولا حاکمان و مورخان آنان به دلخواه و خوش خوشان سلاطین خود  می نگاشتند ، اما این حقیقت را نمی توان  بسط تاریخی داد، لذا در بررسی های تاریخی و واکاوی های نقدی باید اساس را بر  شک و دودلی بنا نهاد تا هنگامی که به واسطه قرائن وشواهد بتوانیم غبار از روی چهره خاک آلود حقیقت به کناری بنهیم.

پیش از ورود به اصل بحث بیان این نکته خالی از لطف نیست که در تاریخ نگاری های اسلامی انجام شده { که این یادداشت با محوریت تاریخ نگاری اسلامی نگاشته شده است} ابزاری به نام آثار و به اصطلاح علمی آن باستان شناسی مهجور واقع شده است ، چرا و به چه دلیلی؟ خود مثنوی هفتاد من می خواهد وخون جیگر، که این سخن بگذار تا وقت دگر، اما شاید به صورت گذرا بتوان به  دلیل ان  اینگونه اشاره نمود که در اغلب موارد به دلیل تقدس و اهمیت شخصیتهای مذهبی و یا اماکن موجود از کنکاش و پژوهشهای آثاری بی نصیب ماندیم،پژوهش هایی که اگر به منصه ظهور می رسید می توانست قدم خوبی برای درک  هرچه بهتر وقایع برای مورخ فراهم آورد،در نگاه دیگری تاریخ را اغلب {غالبان  و فاتحان }به رشته ی تحریر درآورده اند ، که از این جهت بر محقق تاریخ است تا با رجوع به نگاشته های {مغلوبین و شکسته خوردگان} درک صحیحی را از آنچه که واقع شده بدست آورد، زیرا آنچه که حاکم و وزیر یا کشاورز و معلم می نگارد دارای ارزش مختلفی هستند که بحسب حال  هر  کدام از آنها فرق می کند.

بعد از بیان این مقدمه کوتاه و شاید خالی از لطف ،خواهیم گفت که حال که دستمان از زلف کاوشی های میدانی و حفاری های سودمند در وادی تاریخ اسلامی کوتاه گردیده ، در بررسی های خود چاره ای جز رجوع به متن و روایت نخواهیم داشت، اما متن ها و معنعن ها  تا چه میزان ما را در شاهراه حقیقت می اندازند ؟ بنده پاسخی جز جمله کوتاه اما پر از نغز خدا می داند! نمی دانم، نقل وقایع از متونی که از انسانهای با فاصله چندین قرن به ما رسیده ، که آنها نیز از واسطه های گاها با فاصله ی چندین ساله از اصل واقعه نقل کرده اند تا چه میزان اعتبار دارد ؟ جای تفکر وتامل دارد؟! با این نگاه سلبی اساسا دانشی به نام تاریخ دیگر بیهوده است و گذران عمر عزیز در این وادی امری نابخردانه، اما چه باید کرد؟ باید بیخیال آن شد و از اساس منکر همه وقایع شد و گفت انسان بایدحال را دریابد که زندگی در امروز جریان دارد نه گذشته؟ یا راهکارهایی برای واکاوی دقیق وجود داشته و ما را تا حد زیادی به مقصود خود که همان درک درست باشد رهنمود می سازد؟  ظاهرا راه دوم عاقلانه تر به نظر می رسد، اینگونه نیست؟ ویران کردن تاریخی چند هزار ساله با شکی کودکانه که لطفی ندارد ، حتی شاید گریه ی آیندگان را در پی داشته باشد ، لذا رو به اصول نقد و روشهای علمی تاریخ می آوریم  واز این اصول برای زیر رو کردن رخدادها مدد می جوییم لذا می گوییم:

تاریخ را اغلب فاتحان به رشته ی تحریر درآورده اند،و بر محقق تاریخ است تا با رجوع به نگاشته های مغلوبین و شکسته خوردگان؛ درک صحیحی را از آنچه که واقع شده بدست آورد

در روش تاریخنگاری سه روش امروزه دنبال میگردد:

1:روش سنتی یا روایی: در این روش محقق گزارشات تاریخی را به واسطه ی روات دیگر و اصطلاحا معنعن و بدون هر گونه دخل و تصرفی نقل می نماید.

2:روش ترکیبی: در این روش محقق اقوال و نقل های مختلف را با طرفند مقایسه کردن و ایجاد سازگاری میان گزارشات مختلف در نگاشته ی خود بکار میگیرد.

3:روش تحلیلی: مورخ در کنار نقل روایات غالبا ترکیبی ، به تحلیل ،تبیین وبررسی علل و نتایج آن واقعه می پردازد.

روشن است که در دو روش نخست، نیازی به دقتهای عمیق و ریشه یابی های وقوع یک واقعه نیست بلکه صرف ذوق در نقل و یا جمع بین اقوال می تواند کار مورخ را در این وادی راه بیاندازد.

اما روی سخن با روش سوم است که خود به شقوق مختلفی تقسیم می گردد که در حقیقت در روش تحلیلی باید به  چند نکته دقت شود:

نقد ظاهری

در آغاز و هنگام نقد و بررسی یک نقل باید به نقد ظاهری آن گزارش دقت شود، بدین بیان که ثابت گردد که اصل کتابی که مورخ بر محوریت آن قلم فرسایی می نماید از نویسنده ی آن است یا تدوین وتالیف آن متعلق به فرد دیگریست و به دروغ به او نسبت داده شده است، همچنین باید نکته سنج بود که  زمان و مکان تالیف کتاب نیز در چه برهه ی از زمان وجغرافیا بوده تا در ک صحیحی از نوع تفکر موجود در آن منطقه و عصر در ذهن مورخ حاضر و اماده باشد. به عبارت دقیق تر مراد از زمان تدوین این است که آیا نویسند

ه در اثناء وقوع آن واقعه این نقل را نگاشته ویا اینکه بعد از مدت زمانی دست به تالیف ان زده است؟ ،و در صورت دوم این زمان کوتاه بوده یا زیاد؟ و مراد از مکان تدوین این است که ایا مورخ در همان مکانی بوده که واقعه در ان به وقوع پیوسته است؟ یا در مکان دورتری از آن قرار داشته وامکان ضبط دقیق واقعه برای او امکان پذیر نبوده است؟

آنچه که در واکاوی ظاهری متن وجود دارد این است که آیا کتاب موجود  از روی اصل نگاشته مولف  به چاپ رسیده است یا  از روی نسخه های کاتبان بعدی ؟و اگر از نسخه کاتبان استنساخ گردیده آیا آن کاتب نگاشته ی خود را از نسخه اصل برداشت نموده یا خیر؟ در صورت منفی بودن پاسخ این سوالات مورخ باید راهی برای ایجاد اطمینان نسبت به آن گزارش پیدا نماید.

 

در مرحله بعد از نقد ظاهری، نوبت به نقد باطنی آن گزارش می رسد، نقد باطنی اساسا بدین معناست که از خلال عبارات و شیوه نگارش مورخ و نویسنده کتاب به این نکته پی ببریم که چه انگیزههای فکری و اندیشه ی موجب گردیده تا این نویسنده یک نقلی را نقل نماید و یا از نقلی سرباز زند.

نقد باطنی

نقد باطنی متن نیز دارای دو صورت است:

1:تفسیر ظاهر نص و بیان مراد معانی اخذ شده در آن با اتکا به معانی عرفی، قید {عرف}در این بیان از تاکید زیادی برخوردار است ،زیرا در برخی موارد لغتی در دورانی تا عصری دیگر دارای تطور و دگرگونیست و یا اینکه لغتی در مکانی با مکان دیگر دارای تفاوتهای اساسی می باشد یا در آن نوشته لهجه محلی آن منطقه دخالت تام در نگاشتن داشته است .

2:ادراک معانی حقیقی نص و پی بردن به غرض مولف از آوردن قیود بکار رفته در  عبارت کتاب.

در مجموع آنچه بیان شد؛ روشن میگردد که روش سوم تنها راه مطمئن برای پاسخ گفتن به سوالات گذشته است و همچنین وجه علمی تاریخ نیز در آن لحاظ شده است والا دو راه اول نیاز چندانی به تخصص و گذران عمر شیرین در این وادی ندارد و هر فردی با اندکی ذوق می تواند آن را بدست بیاورد و صاحب تالیفات و عناوین گردد.

برای پیگیری بیشتر مطالب دکتر حسین حمزه می توانید به کانال تلگرام ایشان مراجعه فرمایید

https://telegram.me/hoseinhamzeh313

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *