پنجشنبه , نوامبر 23 2017

مالیات در صدر اسلام: مقایسه نظام مالیاتی صدر اسلام با نظام مالیاتی کشورهای پیشرفته معاصر

امروز سالروز وفات بنده ی برگزیده خدا، سید المرسلین و خاتم النبیین حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله است. پیش خود تصمیم گرفتم گوشه ای از نبوغ الهیِ پیامبر خوبیها (ص) را تبیین و بررسی کنم و در خلال آن به شبهه ای در مورد این پاک ترین انسان، پاسخ دهم. بلکه بتوانم به اندازه وُسع خودم، غباری از چشم بزدایم تا این چهره درخشان بشریت را بهتر ببینیم. با وجود ارادات و تعصب سرشار از ایمانم نسبت به پیامبر اکرم (ص)؛ سعی خواهم کرد در مقام تبیین و بررسی شبهه، تعصبات را کناری بنهم و با منطق و انصاف به بررسی و تبیین گوشه ای از عملکرد این فرد بی همتا بپردازم.

باری شبهات و ابهاماتی که در مورد پیامبر اکرم (ص) منتشر می شود کم نیستند. غالب این شبهات آغشته به جو سازی ها و ترفندهای عجیب رسانه ای است و مخاطب خاص این شبهات، جوانان و حقیقت پژوهان با وجدانی هستند که به دنبال تبیین منطقی و سازگار با عقل، در مورد هر موضوع و پدیده ای هستند. من معتقدم اگر رویکرد درستی را در مواجهه با این شبهات در پیش بگیریم و به شکلی روش مند و هوشمندانه به بررسی این شبهات بپردازیم؛ ارادت و محبت ما نسبت به پیامبر اکرم (ص) و دین اسلام بیشتر و مستحکم تر خواهد شد.

هدف ما از این یادداشت، پاسخ دادن به تمام شبهات در مورد پیامبر اکرم (ص) نیست. بلکه فقط در صدد پاسخ به یک سوال مشخص در مورد عملکرد پیامبر اسلام (ص) هستیم.

آیا واقعا نظام مالیاتی اسلام در زمان حکومت نبوی (ص) عادلانه بود؟

بیان شبهه در مورد مالیات در اسلام

یکی از مهم ترین آفات در مباحث چالش بر انگیز تاریخی و کلامی این است که نویسنده، بدون اینکه اصل سوال و شبهه را مطرح کند؛ جواب دادن و رد شبهه را به تفصیل بررسی می کند. امروز دوره ای نیست که بتوان اینگونه شبهات را از دسترس مخاطبان پنهان نمود. لذا در اینجا سعی می کنم جان شبهه را که در صحبت های شفاهی و یا در فضای مجازی به آن برخورد کرده ام؛ به درستی تبیین کنم:

اصل شبهه بر این ذهنیت استوار است که اصولا دین اسلام به انگیزه ی جلب منافع مالی توسط پیامبر (ص) و اطرافیان او شکل گرفته است. این افراد معتقدند که تمام جنگ های پیامبر اکرم (ص) به انگیزه غارت و چپاول قبایل مختلف بوده است و زمانی که کار اسلام بالا می گیرد و قدرتش افزون می شود، به شوق غارت و چپاول به کشورهای دیگر حمله کردند.

پس از مدتی پیامبر (ص) تصمیم گرفت این غارتگری و چپاول ناعادلانه را تبدیل به قانون و سنت الهی کند و لذا انواع و اقسام مالیاتهای ناعادلانه را مرسوم می کند از جمله خمس و زکات و جزیه و خراج و مالیاتهای دیگر.  شبهات دیگری نیز مطرح می شود به طور مثال ناعادلانه بودن مالیات جزیه برای غیر مسلمانان و یا مالیات خمس که 20 درصد از اموال هر مسلمان را اخذ می کند. (از خوانندگان محترم نیز تقاضا می کنم اگر نکته ای و شبهه ای از قلم افتاده است، حتما از طریق سایت تخصصی تاریخ اسلام با بنده در میان بگذارند.)

در این یادداشت در صدد بررسی و پاسخ به یک سوال مشخص هستیم: آیا نظام مالی به خصوص نظام مالیاتی پیامبر اکرم (ص) در دوران حکومتش در مدینه عادلانه بود؟ یا ناعادلانه و فاسد بود؟

برای بررسی و پاسخ به این سوال چطور می توانیم مطمئن شویم که ساز و کار منصفانه ای را برگزیده ایم؟ به عبارت دیگر؛ نوع رویکرد ما و به قول پژوهشگران جوان – Approach- ما به این سوال، می تواند کلید حل چنین سوالاتی باشد. باید دقت کنیم این نوع از شبهات، در مورد عملکرد یک شخص یا یک حکومت است و برای بررسی منصفانه ی عملکرد یک شخص یا یک حکومت؛ 2 روش وجود دارد:

1 بررسی مبانی نظری: ابتدا باید بررسی کنیم که عمل مورد بحث، از لحاظ وجدان بشری و سیره ی عقلا کار درستی است. آیا گرفتنِ مال یک شخص از جهت منطقی کار درستی است؟ آیا عرف عقلا و اندیشمندان بشری این کار را تایید می کنند؟

2 دومین روش و موثرترین روش برای مواجهه با عملکرد یک شخص مقایسه عملکرد آن فرد یا حکومت با عملکرد حکومت های مشابه خودش است. باری برای پاسخ به این سوال که آیا نظام مالیاتی حکومت پیامبر (ص) عادلانه بود؟ یا ناعادلانه بود؟ می توان چند سوال مطرح کرد:

  • عملکرد حکومت های مشابه در همان زمان چگونه بوده است؟
  • عملکرد حکومت های پیشرفته امروزی در موضوع مالیات چگونه است؟
  • آیا می توان معیار مشترکی معین کرد که میزان عادلانه بودن یا نبودن، اخذ مالیات در یک حکومت را مشخص نمود؟

بهترین روش برای بررسی عملکرد یک حکومت، مقایسه ی عملکرد آن با حکومت های مشابه در زمان خودش یا مقایسه با حکومت های پیشرفته امروزی است. تنها کسی پیروز مطلق است که هیچ عملکردی نداشته باشد و فقط به حرف زدن مشغول شود. ما برای اینکه موضوع «نظام مالیاتی» در حکومت صدر اسلام به خوبی برای خوانندگان گرامی، روشن شود؛ بر آن شدیم که نظام مالیاتی صدر اسلام را با قویترین و پیشرفته ترین نظام مالیاتی در اقتصاد بشری ، یعنی نظام مالیاتی ایالات متحده آمریکا مقایسه کنیم. اما چرا آمریکا؟

بهترین روش برای بررسی عملکرد یک حکومت، مقایسه ی عملکرد آن با حکومت های مشابه در زمان خودش یا مقایسه با حکومت های پیشرفته امروزی است.

چرا مقایسه با نظام مالیاتی آمریکا؟

آمریکا قوی ترین و بزرگترین اقتصاد را در جهان امروزی، داراست. و با وجود تمام چالش ها و نقصان ها به عنوان یک الگوی موفق اقتصادی شناخته می شود. ایالات متحده آمریکا نماد اقتصاد سرمایه داری است و به نظر این شبهه و اشکال بیشتر از طرف کسانی مطرح می شود که معتقد به نظام سرمایه داری هستند. خوانندگان گرامی در سایت تخصصی تاریخ اسلام دقت کنید در اینجا اصلا منظورم این نیست که نظام اقتصادی آمریکا و یا سرمایه داری را مورد چالش و نقد قرار بدهم بلکه انگیزه ام این بوده است که این نظام اقتصادی به عنوان اقتصادی که بسیاری معتقدند مترقی ترین و عادلانه ترین نظام اقتصادی ممکن است. با نظام اقتصادی حکومت پیامبر (ص) مقایسه شود تا به این نتیجه برسیم که آیا واقعا نظام مالیاتی در حکومت پیامبر (ص) نظامی ناکار آمد و ناعادلانه است لذا بنده سعی می کنم ابتدا خلاصه ای کوتاه از نظام مالیاتی آمریکا به عنوان نماد اقتصاد سرمایه داری را بررسی کنم بعد به بررسی ارکان نظام مالیاتی اسلام در دوره ی صدر اسلام بپردازم و سپس با هم به مقایسه ی عملکرد این 2 نظام مالیاتی بپردازیم و طبعا هرکس نظر خود را در این زمینه جمع بندی خواهد کرد.

چارچوب نظام مالیاتی آمریکا:

ایالات متحده آمریکا همان طور که از اسمش پیداست مجموعه ای از حکومت های ایالتی است که زیر نظر حکومت جمهوری فدرال جمع شده اند. هر ایالت حکومت خودش و پرچم خودش را دارد و از قوانین ایالتی خود پیروی می کند اما همه ی حکومت ها به قوانین و حکومت کلی فدرال پایبند هستند. به طور کلی 2 حکومت، مسئول اخذ مالیات است اول حکومت فدرال (حکومت مرکزی) و دوم حکومت ایالتی. به عبارت دیگر شهروندان آمریکا 2 نوع مالیات پرداخت می کنند یک دسته از مالیات ها به حکومت فدرال (حکومت مرکزی) و دسته ی دیگر از مالیات ها به حکومت ایالتی (State) پرداخت می شود. جدای از این 2 نوع مالیات کلی هر شهر[1] هم ممکن است برخی قوانین مالیاتی خودش را داشته باشد.

این انواع مالیات گیرنده ها بودند اما مالیات دهنده ها نیز بر 2 قسم کلی تقسیم می شوند: اشخاص حقیقی و اشخاص حقوقی. اگر بخواهیم وارد این مقوله شویم لاجرم باید به مباحث حقوقی مفصل تری ورود کنیم. اما علی الاجمال یک نوع مالیات ها از شهروندان و افراد مشخص گرفته می شو ند و نوع دیگری از مالیات ها از شرکت ها و اشخاص حقوقی اخذ می شود.

علی ای حال موارد اصلی که موضوع قوانین مالیاتی در آمریکا هستند؛ عبارتند از:

  • مالیات بر درآمد
  • حقوق و دستمزد
  • مالیات بر اموال
  • مالیات بر فروش
  • واردات
  • املاک
  • هدایا

یعنی به ازای هر کدام از این موارد از شخص مالیات دریافت می شود. به طور مثال اگر یک شکلات از فروشگاه بخرید همان زمان هزینه ای به عنوان مالیات از شما دریافت می شود. اگر بخواهیم بین 2 مالیات دولت فدرال و دولت ایالتی دسته بندی کنیم، موارد مهم مالیاتی در دولت فدرال و دولت ایالتی عبارتند از:

موارد مهم اخذ مالیات از طرف دولت فدرال موارد مهم اخذ مالیات از طرف دولت ایالتی
مالیات بر حداقل جایگزین مالیات بر ارزش اراضی
مالیات بر سود سرمایه مالیات بر املاک
مالیات شرکتها مالیات بر درآمد ایالتی
مالیات املاک مالیات بر فروش کالا
مالیات حقوق و دستمزد
مالیات بر درآمد
مالیات هدیه
مالیات عایدات

 

میزان مالیات در نظام مالیاتی آمریکا

بررسی و محاسبه مالیات در آمریکا بسیار پیچیده است اما به طور کلی نرخ مالیات بر درآمد که یکی از مهم ترین انواع مالیات ها در آمریکا است. از 10 درصد تا 39.6% درصد متغیر است. اینکه درآمد سالیانه هر شخص چقدر است؟ مجرد است یا متاهل است؟ و متغیرهای دیگری در نحوه محاسبه میزانِ مالیات بر درآمد نقش دارد. این فقط مالیاتی  است که دولت فدرال اخذ می کند هر کدام از ایالت ها هم مالیات مخصوص به خودشان را دارند مثلا « مثلا” در سال ۲۰۱۳ نرخ نهایی مالیات بر درآمد بالای ساکنین کالیفرنیا ۵۲٫۹% تعیین شده است .[2]»   البته توجه داشته باشید مالیات بر درآمد فقط یکی از انواع مالیات است.

شاخصه های مهم و قابل ذکر در مورد مالیات در آمریکا

  • اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد پیچیدگی عجیبِ قوانین مالیاتی است کمتر افراد عادی پیدا می شوند که بتوانند مالیات خودشان را محاسبه کنند. معمولا افراد با نُرم زندگی متوسط به بالا، شخصی را به عنوان حسابدار استخدام می کنند که مسائل مالیاتی آنها را رفع و رجوع کند.
  • فرار از مالیات و یا عدم پرداخت مالیات ممکن است به قیمت از دست رفتن تمام زندگی باشد. افرادی که در آمریکا زندگی می کنند از این موضوع به شدت واهمه دارند اگر شخصی توانایی پرداخت مالیات را نداشته باشد تمام اموال و زندگی او مصادره می شود.
  • این 2 دسته از مالیات ها (مالیات های فدرال و ایالتی) لزوما تمام مالیات نیست بلکه به عبارتی مالیات های درشت است در کنار آن؛ انواع مالیات ریز و جزئی نیز باید پرداخت شود مثل مالیات استفاده از جاده و مالیات وسائل نقلیه و بسیاری از مالیات هایی که به شکل غیر مستقیم از فرد دریافت می شود.
  • بخش اعظم درآمد کشور آمریکا (وکشورهای مشابه) از مالیات است و دولت درآمدهای حاصله از مالیات را خرج پرداخت حقوق به کارمندان و خدمات دولتی و حکومتی بر مردم خود می کند.
  • تقریبا در تمام کشورهایی که اقتصاد لیبرال دارند، همین شکل از نظام مالیاتی حاکم است.

بررسی ساختار نظام مالیاتی در صدر اسلام

بررسی جنبه های مختلف، حکومت پیامبر اکرم (ص) از این جهت برای اسلام شناسان حائز اهمیت است که مسلمانان اعتقاد دارند احکام و قوانین حکومت نبوی (ص) از طرف خداوند است. و اگر به قول امروزی بی عدالتی و ظلم به شکل سیستماتیک در حکومت نبوی مشاهده و اثبات شود؛ می توان مبانی مشروعیت و نبوت پیامبر اسلام (ص) را زیر سوال برد و در نتیجه حکم به غیر منطقی بودن دین اسلام داد. هیچ کدام از حکومت های بعدی که ادعای اسلامی بودن دارند به آن درجه از اهمیت نیست. به عبارتی همه ی حکومت های بعد از پیامبر حکومت مسلمانان است نه حکومت اسلام (البته بنابر اعتقاد شیعیان حکومت امام علی (ع) نیز به عنوان حکومت ناب اسلامی تلقی می شود.) به طور مثال حکومت بنی امیه که ادعای اسلامی بودن داشت مالیات غیر عادلانه و ظالمانه از بسیاری از مسلمانان و غیر مسلمانان اخذ می کرد. حال با هم به بررسی ساختار اصلی نظام مالیاتی در اسلام (حکومت نبوی) می پردازیم:

به طور کلی 3 نوع مالیات در زمان حکومت پیامبر اکرم (ص) وضع شد و اینها ساختار مالیاتی اسلام را تاکنون تشکیل داده اند این3 دسته از مالیات ها عبارتند از: زکات، خمس، جزیه .  به مرور زمان احکام مالیاتی دیگری افزوده شد مثل عُشریه، یا فیء  یا خراج ولی اصل مالیات ها در زمان پیامبر اکرم (ص) همین 3 نوع بود.

زکات

یکی از مهم ترین منابع مالیاتی در اسلام زکات است. به طور کلی  نوع از زکات دریافت می شود:

نوع اول: زکات مواد غذایی استراتژیک اعم از غلات، گوشت و برخی میوه ها مثل خرما و کشمش که برای جامعه آن روز اهمیت استراتژیک داشته است.
نوع دوم : مالیات بر دارایی زکات نقره و طلا

 

نکته ی بسیار مهم در احکام زکات این است که زکات از هر شخصی گرفته نمی شد بلکه اگر ثروت یا درآمد شخصی از حد خاصی بیشتر می شد از او زکات اخذ می شد. در کنار آن قیدها و استثنائاتی وجود دارد که گروه های بیشتری را از مالیات زکات معاف می کند مثلا طلا و نقره باید سکه ضرب شده باشد لذا از شمش طلا زکات گرفته نمی شود. یا مثلا احشامی زکات دارند که همیشه از منابع طبیعی استفاده کرده اند و مالک برای نگهداری و تغذیه آنها زحمتی نکشیده باشد.

میزان و درصد مالیات زکات

سوال مهم اینجاست که پرداخت کننده مالیات چه مقدار و چند درصد از مال خود را باید به عنوان زکات پرداخت کند؟

جواب این سوال، متناسب با شرایط مختلف، متغیر است. چرا که زکات به تناسب میزان درآمد یا دارایی شخص محاسبه می شود. علی ای حال من موارد مختلف زکات را بررسی کردم و به موردی برخورد نکردم که بالای 3 درصد از کل مال را به عنوان زکات حساب کنند. یعنی حداکثر 3% به عنوان مالیات زکات باید پرداخت شود.( به جهت پرهیز از اطاله کلام از روش محاسبه خودداری می کنم و علاقه مندان می توانند با جستجوی موارد زکات، و با محاسبه ای ساده به این نتیجه برسند.) در تایید این نظر به برخی از سایت های اینترنتی برخورد کردم که میانگین نرخِ زکات (Tax Rate) را 2.5 درصد ذکر کرده اند[3].

زکات غالبا به مواد غذایی استراتژیک از قبیل غلات و گوشت تعلق می گیرد. نرخ مالیات زکات به طور میانگین 2.5 درصد است.

خمس

خمس در لغت یعنی یک پنجم و در اصطلاح مالیاتی است که 20 درصد از داراییِ مازاد شخص، به عنوان مالیات اخذ می شود. عمده ترین موارد و مصادیق دارایی مازاد (که به آن خمس تعلق می گیرد) عبارتند از:

  • سود خالص سالیانه
  • معدن
  • گنج
  • غنائم جنگی

نکته ی مهم در مالیات خمس این است که ابتدا نیازهای ضروری یک شخص محاسبه می شود و اگر در طول یک سال بیش از نیاز خودش دارایی جمع کرده بود؛ 20 درصد آن به عنوان مالیات دریافت می شود.

جزیه

جزیه مالیاتی سالیانه بود که از غیر مسلمانان دریافت می شد و به حکم قرآن دریافت آن واجب بوده است. دریافت جزیه استثنائاتی نیز داشت: از زنان، بچه ها ، پیرمردها، معلولین و مستمندان جزیه دریافت نمی شد. و اگر شخص غیر مسلمان، اسلام می آورد دیگر از پرداخت جزیه معاف می شد. غیر مسلمانان از پرداخت مالیات زکات و خمس معاف بودند و در عوض مالیات جزیه و خراج پرداخت می کردند . غیر مسلمانان در ازای پرداخت این مالیات از برخی وظایف همچون شرکت در جنگ و جهاد معاف بودند و امنیت زندگی، کسب و کار و مناسک دینی آنها در سرزمین اسلامی برای آنها تامین می شد.

میزان مالیات جزیه

مقدار مالیاتی که غیر مسلمانان به عنوا جزیه می پرداختند متفاوت بود. بسیاری از فقها معتقد بودند جزیه باید به تناسب توانایی مالی شخص و با رضایت هر دو طرف (مالیات دهنده و مالیات گیرنده) دریافت شود[4]. اما آنچه مشهور است پیامبر اکرم (ص) در زمان حکومت خود از یهودیان و مسیحیان در شبه جزیره عربستان جزیه دریافت می کرد. به این ترتیب که برای هر قبیله یا گروه، مقدار مشخصی به عنوان جزیه تعیین می کردند. جرجی زیدان در کتاب تاریخ تمدن اسلام مقدار جزیه را در زمان پیامبر (ص) این طور شرح می دهد: « در زمان حضرت رسول(ص) میزان جزیه با رعایت زمان و مکان به امر خود پیغمبر تعیین می شد و همین که حضرت رسول با نصارای نجران صلح نمود سالی سه هزار حله برای آنان جزیه معین کرد که 2 هزار آن را در ماه صفر و هزار آن را در ماه رجب بدهند…… و جزیه ی اهل اذرح سالی صد دینار معین شد و جزیه ی اهل فقنا یک چهارم چوبها و میوه ها و زره ها و پشم ها و کالاهای آنان شد. [5]»

این 3 نوع مالیات از جمله مهم ترین مالیات هایی بود که پیامبر اکرم (ص) در زمان حکومت خود دریافت می کرد و همین زیر بنای نظام مالیاتی در اسلام را تشکیل داده است. در این یادداشت قصد نداریم به چگونگی هزینه کردن این مالیات ها بپردازیم چون خود بحثی طولانی و علی حده است. سعی من بر این است که بر سوال اصلی در این مطلب متمرکز بمانیم: آیا این 3 نوع مالیات برای اداره ی یک حکومت، ناعادلانه و ظالمانه است؟

حال که با نظام مالیاتی صدر اسلام و نظام مالیاتی اقتصاد کاپیتالیستی آشنا شدیم بیایید نکات کلیدی این 2 ساختار اقتصادی را با هم مقایسه کنیم:

مقایسه نظام مالیاتی صدر اسلام با نظام مالیاتی سرمایه داری

1 مالیات بر درآمد یا مالیات بر دارایی؟ کدام عادلانه است؟

اصل در دریافت مالیات در حکومت نبوی (ص) و شریعت اسلامی بر اساس دارایی مازاد یا سود خالص است. در حالی که اقتصاد سرمایه داری دریافت مالیات بر اساس درآمد ناخالص است. به عبارت دیگر در مالیات اسلامی ابتدا هزینه های ضروری و مایحتاج زندگی شهروند محاسبه می شود و اگر مالی برای شهروند باقی ماند، از آن مال باقیمانده یا همان پس انداز، مالیات دریافت می شد. اما در نظام سرمایه داری گویا اصل و مبنای دریافت مالیات؛ درآمد شهروند است یعنی دولت کاری به هزینه های شهروند ندارد و اگر درآمد مشخصی داشته باشد بنابرآن درآمد باید مالیات پرداخت کند. بگذارید در قالب مثالی این تفاوت را بهتر توضیح دهم: متوسط درآمد یک شخص در آمریکا در سال 2014 حدود 54000 دلار بوده است[6]. حال بیاییم ببینیم این شخص با توجه به قوانین مالیات آمریکا چه مقدار باید بپردازد؟ و با قوانین مالیاتی اسلامی چه مقدار باید بپردازد؟

مالیات این شخص برا اساس قوانین آمریکا:

همانطور که اشاره کردیم نحوه محاسبه مالیات در آمریکا متغیر است و هر چه بیشتر درآمد داشته باشی باید مالیات بیشتری پرداخت کنی اما با محاسبه 2 نوع مالیات کلی (فدرال و ایالتی) حداقل و حداکثر میزان مالیات برای درآمد 54000 دلار بدین شرح است. حداقل 30 در صد و حداکثر 52 درصد[7]

 

حداقل مالیات 30 درصد حداکثر مالیات 52 درصد
16200 دلار 28080دلار

 

خلاصه اگر شهروندی به طور سالیانه 54 هزار دلار درآمد داشته باشد مبلغی بین 16 هزار تا 28 دلار را باید به عنوان مالیات به دولت پرداخت کند.

 

مالیات بر اساس مالیات اسلامی:

مالیات اسلامی به میزان درآمد شما کاری ندارد بلکه مهم سود خالص شخص، بعد از محاسبه ی تمام مخارج زندگی است به طور مثال یک شهروند آمریکایی درآمد سالیانه اش 54 هزار دلار بوده است. این شخص در آخر سال و پس از خرج کردن تمام مخارج ضروری برای زندگی خود و خانواده اش، 10 هزار دلار پس انداز کرده است[8]. بنابر مبنای مالیات اسلامی (خمس) این شخص باید 20 درصد از پس انداز خود را پرداخت کند یعنی 2000 دلار به عنوان مالیات باید پرداخت کند. (در مثال ما کمتر از 2 درصد از درآمد سالیانه این شخص به عنوان مالیات باید پرداخت شود.)

پرداخت مالیات بر مبنای قوانین مالیاتی آمریکا و قوانین مالیاتی اسلام
پرداخت مالیات بر مبنای قوانین مالیاتی آمریکا و قوانین مالیاتی اسلام

2 مالیات زیاد، مالیات کم

در بررسی ها مشخص شد که مقدار مالیات (Tax Rate) در مالیات اسلامی بسیار کم است. همانطور که اشاره کردیم 2 مالیات عمده ی در اسلام یعنی خمس و زکات هستند. نرخ مالیاتِ زکات به طور میانگین 2.5 درصد است. و نرخ مالیات خمس 20 درصد از ثروت مازاد است. اما در غالب نظام های سرمایه داری، نرخ مالیات بسیار بالاست و معمولا از 30 تا 50 درصد از درآمد ناخالص هر شخص صرف پرداخت مالیات می شود.

تذکر به این نکته خالی از لطف نیست که ما در این مطلب در صدد این نیستیم که بگوییم لزوما هر کجا مالیات زیاد باشد؛ بد و ناعادلانه است اما قطعا هر چقدر مالیات کمتر باشد به عدالت نزدیکتر است.

لازم به ذکر است که حداقل و حداکثر نرخ مالیات از منابع معتبر همچون ویکی پدیا اخذ شده است. در مورد نرخ مالیات اسلامی حداقل نرخ مالیات، مالیات زکات است اما نرخ مالیات خمس، 20 درصد از پس انداز است که همان طور که در مثال مشاهده کردیم کمتر از 2 در صد از درآمد سالیانه شخص شد. اما برای اطمینان بیشتر حداکثر نرخ خمس را 10 درصد از درآمد سالیانه شخص در نظر گرفته ایم تا با نرخ مالیات آمریکا قابل مقایسه باشد.

نرخ مالیات در نظام مالیاتی آمریکا و نظام مالیاتی صدر اسلام
نرخ مالیات در نظام مالیاتی آمریکا و نظام مالیاتی صدر اسلام

پیچیدگی بیش از حد

بسیاری از کارشناسان عقیده دارند که قوانین مالی و مالیاتی در کشوری مثل آمریکا آنقدر پیچیده و سخت شده که عملا سرمایه گذاری در بسیاری از بخش ها به صرفه نیست. حتی یکی از مباحث داغ در مناظرات ریاست جمهوری اخیر (2016) همین موضوع بود. علی ای حال چه خوب و چه بد همگی اذعان دارند که یک شخص نمی تواند  به تنهایی از پس تمام قوانین مالیاتی بربیاید و باید برای تادیه درست مالیات حسابدار متخصص را استخدام کند. اما در نظام مالیاتی اسلام، محاسبه مالیات چندان پیچیده نیست و قوانین مالیاتی کاملا محدود و روشن و ساده هستند.

نتیجه گیری و جمع بندی

در این مقاله سعی کردم، فکت و داده ی خام را در اختیار شما خوانندگان محترم سایت تخصصی تاریخ اسلام قرار دهم. تا خودتان کلاهتان را قاضی کنید و به دور از جو سازی های عجیب و غریب در این مورد خاص بتوانید تحلیل کنید و نظر بدهید. در این مقاله ابتدا سوال اصلی این تحقیق تبیین و بررسی شد و سعی کردم، شبهاتی که اسلام ستیزان در این زمینه بر پیامبر اکرم (ص) وارد می کنند به درستی تبیین شود و توضیح داده شود. در بخش بعدی سعی کردیم نظام مالیاتی صدر اسلام را با پیشرفته ترین و مترقی ترین نظام مالیاتی در علم اقتصاد معاصر، مقایسه کنیم. ابتدا اجمالا با ساختار نظام مالیاتی در کشور آمریکا و نظام مالیاتی اسلامی در دوره صدر اسلام آشنا شدیم. و در ادامه به مقایسه مصداقی این دو نظام مالیاتی پرداختیم.

با تمام این تفاصیل، نکته ای که نمی توان کتمان کرد اینکه : نه تنها نظام مالیاتی اسلام به خصوص در حکومت نبوی (ص) ناعادلانه و ظالمانه نیست بلکه چنان مترقی و متمدنانه است که می توان آن را با پیشرفته ترین نظام های اقتصادی امروز هم سنجید و مقایسه کرد. یکی دیگر از شبهاتی که بسیار روی آن مانور می دهند و به خصوص با تکیه بر این شبهه به جامعه روحانیت شیعه، می تازند این است که مالیات خمس ، ناعادلانه است و 20 درصد از اموال مسلمانان را به عنوان مالیات خمس دریافت کردن، زندگی مادی مودیان مالیات خمس را تحت تاثیر قرار می دهد و صدمه می زند. اما وقتی منصفانه به بررسی مالیات ها پر داختیم مشاهده کردیم که مالیات خمس چندان زیاد نیست و کمترین نرخ ممکن را به عنوان مالیات خمس دریافت می کنند.

بررسی های این تحقیق نشان داد که اصل در نظام مالیاتی در اسلام بر مبنای ثروت و دارایی مازادِ هر شهروند است. در حالیکه در نظام های اقتصادی جدید، مالیات را از درآمد ناخالص هر شخص دریافت می کنند(یعنی بدون توجه به هزینه های ضروری هر شخص مالیات دریافت می کنند) همانطور که می بینید مبنای این 2 مالیات کاملا از هم متفاوت است.

بایسته و شایسته است که تحقیقات و پژوهش های بیشتری در این زمینه صورت بگیرد. می توان نظام مالیاتی اسلام را با حکومت های هم دوره ی آن در زمان صدر اسلام مقایسه کرد. مطمئنا اگر نظام مالیاتی دوره صدر اسلام را با نظام مالیاتی ساسانیان و رومیان در همان مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که یکی از دلایل استقبال و گرایش جوامع ایران و روم و غیره به اسلام؛ همین مبنای مترقی نظام مالیاتی در اسلام است.همچنین بایسته است که پژوهش های بیشتری در مورد چگونگی توزیعِ مالیات های اخذ شده صورت بگیرد.

در پایان از دست اندرکاران سایت تخصصی تاریخ اسلام به خاطر ویرایش این یادداشت تشکر می کنم.

 

پی نوشت:

[1] Local Goverment

[2] وبلاگ mylife1356

[3] http://www.khilafah.com/islam-and-taxation/  و http://www.monthly-renaissance.com/issue/content.aspx?id=1127

[4] چشم اندازی به نظام جزیه و مناسبات جدید جهانی

[5] کتاب تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، جلد اول صفحه 166

[6] مبلغ دقیق آن 53950 دلار است و ما برای فهم راحت تر عدد رُند را انتخاب کرده ایم)

[7] رجوع کنید به نرخ مالیات به تفکیک هر کشور در ویکی پدیا و همچنین مطلبی در بلاگ مای لایف

[8] برای بررسی هزینه های زندگی در آمریکا می توانید این عبارت را در گوگل جستجو کنید: Cost of living in USA

7 نظرات

  1. عاطفه غ

    سلام
    اینکه امریکا کارهای غیر شرعی می کند تعجبی نذارد چون سیستم آنجا بر مبنای شرع نیست
    ولی از خودمان باید بپرسیم چرا مالیاتهای غیر شرعی می گیریم ما در اسلام مالیات نداریم و فقط خمس و زکات داریم

  2. عاطفه غ

    شما هیچ دلیل محکمی نتوانسته اید بیاورید که مالیات اسلامی و شرعی است …برعکس من به شما ثابت می کنم شما با عقل خودتان بسنجید مردم جگونه می توانند هم خمس بدهند هم مالیات هم زکات…. چرا نمیگذارید مردم وجوه شرعی بدهند و مالشان حلال شود و چرا مالیات را توجیه می کنید …حضرت علی هم حکومت کرد …مالیات نمی گرفت…چرا سیستم غربی را توجیه می کنید و ادعای شرع هم دارید ؟؟؟؟اصلا اداره دارایی را باید تعطیل کرد تمام کارمندانش نلنشان حرام است آن هم با این سیستم که دارا از مالیات فرار می کند و ندار مالیات می دهد …وای بر شما …وای بر بدعت گزاران

    • بسیار ممنون که نظر خودتان را راجع به این مطلب در اختیار خوانندگان قرار دادید. نویسنده در این مقاله خمس و زکات را به عنوان پایه و پیش فرض در نظام مالیاتی اسلامی قرار داده است. البته باید توجه شود که نویسنده نظام مالیاتی اسلام را در دوره حکومت پیامبر اکرم (ص) توضیح داده است و دیگر حکومتهای اسلامی از جمله نظام اسلامی را وارد بحث نکرده است
      با احترام

  3. This article is in fact a fastidious one it helps
    new web users, who are wishing in favor of blogging.

  4. Exactly what I was searching for, regards for putting up.

  5. عاطفه غ

    سلام
    ظاهرا قبلا مقاله طور دیگری بوده یا شاید من درست نخوانده ام
    الان دیدم نویسنده اتفاقا هم نظر با من هست
    بله در اسلام فقط جزیه و خمس و زکات داریم
    شایدم امده ام در یک سایت دیگر نظر بدهم اشتباها اینجا گذاشتم چون من با موبایل وصل میشم و خیلی سختمه یک نظر را بگذارم و هزار بار صفحه بالا پایین می شود
    ممنون از این مقاله عالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *