یکشنبه , سپتامبر 24 2017
روش شناسی نقد گزاره های تاریخی
روش شناسی نقد گزاره های تاریخی

روش شناسی تحقیق و نقد تاریخی- قسمت پنجم

جایگاه خبر واحد در نقل های تاریخی:

خبر را به گفتاری که قابلیت راستی و دروغگوی داشته باشد تعریف نموده اند، در مقابل انشاء که چنین قابلیتی ندارد یعنی نمی توان گفت راست است یا دروغ مثلا :در جمله ی خبری { حسن به منزل بازگشت} می توان صدق و کذب را بر این جمله بار نمود اما در جمله ی امری { این آب را بنوش} حمل صدق و کذب بر آن بی معنا می باشد ، در این میان می توان خبر را به اعتبار سند به خبر واحد ومتواتر تقسیم کرد که خبر واحد نیز بنابر تقسیمی که علمای متاخر در علم درایه داشتند به صحیح ،ضعیف،حسن و موثق تقسیم می گردد .
خبر واحد به صورت کلی دارای دو تعریف مهم می باشد :
1: گروهی بر این عقیده هستند که خبری که منتهی به تواتر نشود ، چه راوی آن یکی باشد و چه بیشتر را خبر واحد می نامند { الرعایه فی علم الدرایه ص 69- وصول الاخیار ص 93- جامع المقال ص3- توضیح المقال ص268-مقباس الهدایه ج1ص125}.
2:برخی دیگر خبری را که به حد تواتر نرسد، حتی در برخی از طبقات سلسله ی سند را خبر واحد می نامند. { الوجیزه ص4- الرواشح السماویه ص40}.
درباره حدود وثغور حجیت خبر واحد در میان اصولیون از دیرباز بحث ها ومناقشه های گوناگونی وجود داشته است ، بنابر نقل اخوند خراسانی :علمای بزرگی همانند سید مرتضی ،ابن زهره،قاضی ابن برج ، طبرسی وابن ادریس قائل به عدم حجیت واحد بودند اما آنچه بین امامیه شهرت دارد حجیت خبر واحد است { کفایه الاصول ج 2ص78} هر چند شیخ انصاری در کتاب اصولی خود این انتساب را به بزرگان نپذیرفته است { فرائد الاصول ج1ص240}، اما فاضل تونی در عباراتی که موید نظر مشهور اصولیون است می گوید : من تا قبل از علامه کسی را که قائل به حجیت خبر واحد باشد ،نیافتم ،البته حق با متاخرین است که قائل به حجیت خبر واحدند ،همان گونه که جمهور عامه نیز قائل به حجیت آن هستند { الوافیه فی اصول الفقه ص 159} این احتمال در کلام فاضل تونی تقویت می گردد که اساسا بحث حجیت خبر واحد در اصول شیعه به گونه ی حاشیه وبعد از بحث این موضوع در میان عالمان اهل سنت مطرح شده باشد ، مطرح کردن بحث خبر واحد توسط سید مرتضی و شیخ طوسی به گونه ی متاثر از طرح این بحث نزد اهل سنت بوده است ،(شافعی ۱۵۰- ۲۰۴ هـ. ق) ـ یکی از ائمۀ مذاهب چهارگانۀ اهل سنّت ـ را نخستین مصنّف در علم اصول و کتاب وی موسوم به «الرسالة»را نخستین اثر اصولی دانسته‌اند{وفیات الاعیان ج 4 ص165}، او در این کتاب بابی را به بررسی موضوع خبر واحد اختصاص داده است و در صدد اثبات حجّیت آن بر آمده است{الرساله ص 369} شافعی در کتاب فقهی «الأمّ» نیز به دفعات بر حجّیت خبر واحد تأکید کرده است{ الام ج7ص201} نباید از این نکته غافل شد که بحث از حجیت خبر واحد در جایی مطرح می گردد که خبر واحد عاری از هرگونه قرینه ی بر اعتبار باشد اما اگر دلیل و قرینه ی در این بین وجود داشته باشد که بتوان به وسیله آن به حجیت خبر واحد قائل شد ، دیگر از دایره بحث اصولیون خارج می باشد، از جانب دیگر کسانی که بر حجیت خبر واحد قائل هستند ،به دو دلیل عمده تمسک کرده اند که عبارت اند از : 1: سیره عقلا 2: سیر مسلمین .
ابن حبان از عالمان اهل سنت درباره حجیت خبر واحد می آورد :
اساسا همه اخبار در اصل خبر واحد هستند ،زیرا هیچ روایتی منقول از نبی صلی الله و علیه واله را نمی توان یافت که دو عدل آن را روایت کرده باشند و به همین ترتیب سلسله وار با روات عادل تا به صحابه و نبی اکرم صلی الله علیه واله برسد ، بر همین مبنا نپذیرفتن خبر واحد در نهایت به دوری گزینی از سنن منجر خواهد شد { صحیح ابن حبان ج1ص155- دائره المعارف بزرگ اسلامی ج22ص5} ، شیخ طوسی نیز برای پذیرفتن خبر واحد چهار شرط را مطرح می کند : 1: راوی امامی باشد 2: مطعون نباشد ( یعنی در علم رجال به او طعنی که از ان عدم اعتماد برداشت شود وجود نداشته باشد ) 3: مضمون خبر فاسد نباشد ( مثل اخبار جبر وتشبیه ) 4: راهی که علم به مضمون خبر پیدا کنیم وجود نداشته باشد .
حالا سوالی که مطرح می گردد این است که در مباحث تاریخی آیا می توان به شرایط حجیت خبر واحد اعتنا نمود یا خیر ؟و اساسا خبر واحد در نقل رویدادهای تاریخی چه جایگاهی دارد ؟
در پاسخ باید به این مهم اشاره نمود که اساسا کار مورخ در بیان روخدادهای تاریخی به گونه ی ست که باید هر گونه قرائن ومدارکی را که در روشن شدن هر چه بهتر مسئله به کار او می آید را در تحلیل ها واقوال خود بیاورد وبه انها تمسک کند ،لذا نمی توان مورخ را در شروط خبر واحد محصور نمود، بلکه مورخ به سان یک کاوش گر باید از هرچیز مثل یک نگاره یا معماری ویا هر چیز دیگری که او را برای حل هر چه بهتر موضوع یاری می رساند کمک بگیرد و مسئله ی مطرح شده را حل نماید ،در اینجا باید به این امر دقت شود که شرایط حجیت خبر واحد بنابر بیان شیخ طوسی ناظر بر احادیث و اخباری است که فقیه می خواهد از انها برای اثبات مدعای خود استفاده نماید اما دایره کار مورخ وسیع تر و گسترده تر است، و الزاما هیچ ضرورتی وجود ندارد که هر آن چه فقیه برای بیان احکام شرعی در طریق استنباط فروع فقهی به کار می گیرد ، مورخ نیز آنها را در حل موضوع به کار گیرد زیرا فقیه به مقتضای مسند وجایگاهی که دارد ممکن است در پذیرش یک خبر احتیاط های بیشماری را لحاظ نماید ،در صورتی که برای مورخ چنین مواردی ضرورت ندارد، از دیگر سو گاهی پیش می اید که میان دو نقل و یا حتی بیشتر، تناقضات و اختلافات اساسی ایجاد می گردد ،به گونه ای که هیچ وجه جمعی نیز نمی توان برای آنها متصورشد، در چنین موقعیتی می توان به شرایط خر واحد رجوع نمود زیرا همین شرایط هم به نوعی قرینه برای کشف مسئله ی مورد بحث ما می باشند ، لذا مورخ برای یافتن دادهای درست وصحیح ونزدیک به آنچه که در برهه های گذشته به وقوع پیوسته از دایره کاری وسیع تری برخوردار است .

برای پیگیری بیشتر مطالب دکتر حسین حمزه می توانید به کانال تلگرام ایشان مراجعه فرمایید

https://telegram.me/hoseinhamzeh313

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *