قاعدین در واقعه عاشورا: بررسی مهمترین شخصیت هایی که در واقعه عاشورا ساکت ماندند

قعود در لغت ضد قیام می آید ، و در ایه 95سوره نساء در مقابل جهاد به کار رفته است و در ایات دیگر به نکوهش این حرکت اجتماعی اشاره شده است { به ایات 81-83-97-118 سوره مبارکه توبه مراجعه کنید } این پدیده ریشه در اسلام ندارد، بلکه در بنی اسرائیل نیز واقع شده است ؛ گروهی از بنی اسرائیل هنگام ورود در سرزمین مقدس جزء قاعدین بودنند و به موسی کلیم علیه السلام گفتند : ای موسی، تو و خدایت بروید و با آنان بجنگید و ما همین جا می نشینیم { سوره مبارکه مائده ایه 24}در دوران رسول خدا صلی الله علیه وآله و در جنگهای احد و حنین قاعدین از جمله کسانی بودنند که خود را از جنگ کنار کشیدند و به جهاد نرفتند، در ادوار خلافت سه گانه ی نخستین از این تفکر خبری نبود تا اینکه دوران پر فراز ونشیب خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام اغاز گردید و این گفتمان اجتماعی به اوج خود رسید  ، وجود روایاتی از رسول خدا صلی الله علیه واله  در میان اصحاب مبنی بر بروز فتنه ها و اینکه قاعد در آن بهتر از ایستاده در ان است { صحیح بخاری کتاب الفتن باب 9} بی تاثیر در ایجاد این اندیشه نبود ، به خصوص با وقوع جنگ جمل و نزاع میان همسر وداماد رسول خدا صلی الله علیه واله این نگاه شدت بیشتری یافت ، قاعدین جمل یعنی چهره های معروفی چون: عبدالله بن عمر ، سعد بن ابی وقاص ، زید بن ثابت و صهیب بن سنان ، فتنه بودن قضایا را بهانه ی یاری نرساندن به علی علیه السلام می دانستند و این داستان در سه جنگ دیگر این امام نیز ادامه داشت به گونه ی که آن حضرت در سخنانی فرمودنند : آماده ام که ده نفر از شما را با یک نفر از یاران معاویه عوض کنم { نهج البلاغه خطبه 96} از نکات جالب تاریخی این است که با شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام ، قاعدین دست از اندیشه ی خود برداشتند و با معاویه بیعت کردنند ، زیرا بنابر مبانی فکری انها دیگر فتنه ی در کار نبود تا به خاطر ان سکوت اختیار نمایند ! نقل شده است که ابوموسی اشعری در نخیله در حالی که عمامه ی سیاه و عصای سیاه در دست داشت با معاویه بیعت نمود و او را امین الله خطاب کرد { تاریخ طبری ج5ص332} با مرگ معاویه و اغاز خلافت یزید ، جامعه ی اسلامی در آستانه ی تحولی جدید بود ، حسین بن علی علیه السلام سردمدار این حرکت علیه دستگاه خلیفه به حساب می آمد ، با این حال برخی از  نخبگان اجتماعی باز سکوت اختیار نمودند و در این حرکت که منجر به شهادت نوه رسول خدا صلی الله علیه واله گردید سخنی به میان نیاوردند و او را یاری نمودند ، در این جا به برخی از این چهره های اثرگذار در آن برهه ی تاریخی اشاره می کنیم :

  1. عبدالله بن عمر : عبدالله بن عمر که از جمله قاعدین جنگهای سه گانه در زمان خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام به شمار می آمد ، با شهادت آن حضرت با معاویه بیعت نمود اما در هنگامه بیعت با یزید سرباز زد اما در اخر به ولید بن عتبه گفت : من نه دوست دارم بجنگم، نه اختلاف بیندازم و نه کشته شوم ، لیکن هنگامی که همه مردم بیعت کردند و کسی غیر از من نماند ، من هم بیعت خواهم کرد { تاریخ طبری ج5ص342} ابن عمر پس از گفتگو و وداع با حسین بن علی راهی مدینه شد و از آنجا نامه ی به یزید نوشت که حکومت و خلافت تو را با جان و دل می پذیرم { صحیح بخاری کتاب الفتن باب 22 حدیث 7111} نقل شده است که عبدالله بن عمر هنگام مرگ گفت : من بر هیچ چیز از امور دنیا افسوس نمی خورم ، جز این که با الفئه الباغیه نجنگیدم { الاصابه فی تمییز الصحابه ج2ص345}.
  2. ربیع بن خثیم ثوری { متوفای 63هجری } از زهاد ثمانیه کوفه به حساب می آمد و از قاعدین جنگ صفین بود ، گفته شده بیست سال سکوت اختیار کرد و بعد از شهادت حسین بن علی علیه السلام کلمه استرجاع گفت و ایه قل اللهم فاطر السموات و الارض علم الغیب و الشهاده انت تحکم بین عبادک فی ما کانوا فیه یختلفون را تلاوت نمود ، گویا فردی از او سوال کرد که درباره قاتلان حسین چه می گویی ؟ گفت : ما اقول الا الی الله ایابهم و علی الله حسابهم و دیگر تا پایان عمر سخن نگفت !{ الطبقات الکبری ج6ص190- حلیه الاولیا ء ج2ص111} در جای دیگر امده است که پنج تن از مشایخ کوفه از جمله ابوبرده بن دینار نزد او رفتند و نظرش را درباره شهادت حسین پرسیدند گفت : اگر پیامبر وارد کوفه می شد و اهل بیت او در اینجا می بودند در خانه ی چه کسی وارد می شد ؟ {ترجمه الامام الحسین علیه السلام من الطبقات الکبری ص87} همچنین به کسی که با حسین بن علی علیه السلام جنگیده بود گفت : با سرهایی وارد کوفه شدید که اگر رسول خدا انان را می دید می بوسید و در دامن خود قرار می داد { همان مدرک ص87}.
  3. علقمه بن قیس نخعی { متوفای 62هجری } از مفسران کوفه و از یاران عبدالله بن مسعود ، بعد از شرکت در جنگ صفین گوشه نشینی اختیار نمود و به امر تلاوت و قرائت مشغول بود ، نقل شده به او گفتند چه خوب است پیش امیر { زیاد بن ابیه } روی و او را ارشاد نمایی ، گفت : هرگز بهره ای از دنیای ایشان نمی برم مگر انکه ایشان از دین من بهره بیشتری ببرند { سیر اعلام النبلا ج4ص61}.
  4. عبیده بن عمرو سلمانی { متوفای قبل از 70 هجری } از فقهای کوفه و از یاران عبدالله بن مسعود ، او را در شمار گروهی دانسته اند که در جنگ صفین به این نظر متمایل بودند که : ما در این باره تحقیق کنیم تا ببینیم کدام گروه بر حق است { مصنف ابن ابی شیبه ج4ص46} وی از مخالفان مختار بود و برای اینکه مختاربر او نماز نخواند وصیت کرد اسود بن یزید نخعی بر او نماز بخواند و اسود دستور داد تا پیش از امدن مختار ؛ عبیده دفن شود { الطبقات الکبری ج6ص95}
  5. اسود بن یزید نخعی { متوفای 75 هجری } از فقها ، زهاد و عباد کوفه که محبوب ترین فرد نزد عایشه بود { الثقات ج1ص230} تمام عمر را به روزه داری مشغول بود به طوری که کور شد { المعارف ص587} حتی در مسافرت هم روزه می گرفت ، ان هم در روزهای بسیار گرم چنان که زبانش سیاه و رنگش دگرگون می شد { الطبقات الکبری ج6ص71} در ماه مبارک رمضان هر دو شب یکبار ختم قران می کرد و در ماههای دیگر هر 6شبانه روز یک ختم داشت { الثقات ج4ص31} هشتاد بار حج و عمره رفت و از خانه اش در کوفه محرم می شد { الطبقات الکبری ج6ص71} وی در واقعه عاشورا جز قاعدین بود و سکوت اختیار کرد .
  6. ابوعبدالرحمن عبدالله بن حبیب کوفی { متوفای 73هجری } وی از فقها وقرائی بود که بغض علی علیه السلام را به دلیل کیفیت تقسیم بیت المال کوفه در دل داشت ، زیرا که چیزی از آن به او و خانواده اش نرسیده بود { الغارات ج2ص568} وی به مدت 40سال در مسجد کوفه به تعلیم قران مشغول بود { تهذیب التهذیب ج5ص161}
  7. مره بن شراحیل همدانی کوفی { متوفای 76} از مفسران کوفه بود که به کثرت عبادت مشهور بوده است ، گفته اند هر شب هزار رکعت نماز می خواند { تهذیب التهذیب ج10ص80} آنقدر نماز خواند که زانوهایش چون زانوی شتر پینه بسته بود { سیر اعلام النبلا ج4ص75}.
  8. عبیدالله بن حر جعفی : بر خلاف نظر برخی رجالیون که او را امامی دانسته اند ، علامه شوشتری با استناد به نقلی از طبری او را از دوستداران عثمان دانسته است که در نبرد صفین به همراه معاویه با امیرالمومنین علی علیه السلام جنگید { قاموس الرجال ج7شماره 4719ص62} وی از اشراف و بزرگان کوفه بود که دعوت حسین بن علی علیه السلام را مبنی بر یاری رساندن به ان امام را رد کرد و خروج از شهر کوفه را برای واقع نشدن در فتنه را دلیل کار خود دانست { الکامل فی التاریخ ج4ص294}، قاعدین در ظاهر اهل احتیاطات زیاد در دین خود بودند ، استناد به روایات رسول خدا صلی الله علیه واله و عدم تشخیص درست وصحیح در مسائل اجتماعی و در برخی موارد نگاههای دنیاطلبانه، همگی بر ایجاد این اندیشه در میان نخبگان و اشراف کوفه دخیل بوده است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *