تمدن اسلامی و نقش آن در پیشرفت علوم تجربی، مهندسی و ریاضیات

نویسنده: شعیب اسلامی- کارشناس ارشد ارتباطات

مسلمانان در طول قرن های متمادی یکه تاز عرصه علم و دانش در جهان بودند و درست در زمانی که مدعیان امروزی علم یعنی کشورهای غربی در اوج عقب ماندگی و توحش به سر می بردند؛ مسلمین به دستاوردهای شگفت انگیزی در عرصه های گوناگون علوم و فنون دست یافتند. اما در دنیای امروز این دستاوردهای علمی مسلمانان گویا عامدانه سانسور شده و یا به دلیل بی اطلاعی، کمتر به آن پرداخته می شود. می توان گفت یکی از علت های این موضوع، تدوین کتب و مرجع های تحریف شده تاریخ علم، توسط غرب می باشد. عمدی بودن این سانسور زمانی پر رنگ تر می شود که بدانیم در موارد زیادی، در محتوای تولید شده علوم امروزی نه تنها نامی مناسب از دانشمندان مسلمان و دستاوردهایشان برده نمی شود؛ بلکه حتی بسیاری از این دستاوردهای علمی مسلمانان با نام کسانی معرفی و شناخته می شود که تنها زحمتشان، ترجمه کتب و آثار مسلمین یا سرقت علمی از دانشمندان مسلمان بوده است! در مواقعی این سانسور بقدری بی رحمانه صورت می گیرد که در برخی منابع، رشد علم تنها به دو دوره یونان باستان و دوره بعد از رنسانس اروپا تقسیم می گردد. گویا در دوره تاریک و رعب انگیز قرون وسطای غرب، پیشرفت علوم متوقف شده و سایر ملل هم مانند آنها در همین وضعیت عقب ماندگی و جهل به سر می بردند!! در حالی که مسلمین بنا به تاکید اسلام به علم آموزی و دوری از جهل، علومی و صنایعی را در همین دوران ابداع کرده و وسعت دادند، که پایه گذار اصلی دستاوردهای علمی امروز بشر گردیده است. که اعتراف به این جایگاه را در سخنان برخی از دانشمندان منصف و بدون تعصب غربی، می توان یافت. متاسفانه تاثیرات این سانسورها در تفکرات جوامع اسلامی نیز نفوذ کرده و باعث گردیده تا بسیاری از افراد نخبه و تحصیل کرده مسلمان با پذیرش این تحریف ها، مرکز و مهد تولید و شکوفایی علم و دانش، چه در گذشته و چه در حال حاضر را غرب بدانند و آن را بپذیرند. چرا که در تاریخ علمی که امروزه در دانشگاه های جهان آموزش داده می شود، غرب و به ویژه یونان به عنوان محل پیدایش و رشد بسیاری از علوم در دوران گذشته معرفی می شود. که علت اصلی این موضوع هم عدم اطلاع کافی و عدم معرفی مناسب دستاوردهای علمی مسلمانان در قرون مختلف می باشد. لذا در این نوشتار سعی داریم تا بصورت مختصر، نگاهی گذرا داشته باشیم به بخشی از دستاوردهای علمی مسلمانان در زمینه علوم تجربی، مهندسی و ریاضیات.

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در شیمی

مسلمانان مبدع و بوجود آورنده علم شیمی نوین هستند و جابر ابن حیان پدر شیمی مدرن است. کلمه شیمی(شیمیا) همان کلمه کیمیا(alchemy) است که مسلمانان بر این علم، نامگذاری کرده بودند. و همین طور واژگانی چون alkali (قلیا)، alcohol (الکل)، alembic (تقطیر)، elixir (اکسیر) و…
جابر بن حیان که آزمایشگاه مجهـزي در کوفه داشت، نخستین کسی است که اسید سولفوریك یا جوهر گوگرد را از تکلیس زاج سبز و حل گازهای حاصل در آب به دست آورد و آن را زینت الزاج نامید. جابر، اسید نیتریك یا جوهر شوره را نیز نخستین بار از تقطیر آمیزه ای از زاج سبز، نیترات پتاسیم و زاج سفید به دست آورد. علاوه بر آن کشف مواد شیمیایی متعددی هم چون اسید هیدروکلریك، نیترات نقره، اسید سیتریك، اسید استیك از کشفیات او می باشد. در حدود هزار و دویست سال پیش جابر بن حیان تیزاب سلطانی را کشف کرد که ترکیبی از اسید نیتریك و اسید هیدروکلریك است. که فلزهایی مانند نقره و طلا را در خود حل می کند. او مطالعاتی در زمینه ترکیب و ذوب مواد معدنی داشته است. هم چنین معرفی و تکمیل فرایندهای تکلیس، تبلور، محلول سـازي، تصـفیه و احیـا یـــا اســـتحاله و تقطیر که سنگ بنای شیمی امروزی به شمار می آیند، از جمله یافته های اوست. جابر بن حیان اولین فردی بود که توانست مواد شیمیایی را تقطیر کامل کند.او هم چنین یافته های دیگری درباره روش های استخراج و خالص سازی طلا، جلوگیری از زنگ زدن آهن، حکاکی روی طلا، رنگرزی و ضد آب کردن پارچه ها و تجزیه مواد شیمیایی ارائه داد. جابر ابن حیان در کتاب الدورا المکنونا، ۴۶ دستورالعمل اصلی برای تولید شیشه رنگی شفاف و بدون ناخالصی ارائه کرد. او برای اولین بار در این کتاب شرح چگونگی ساخت مروارید مصنوعی را نیز ارائه نمود. به عقیده جابر، هم چنان که طبیعت می تواند اشیا را به یکدیگر تبدیل کند؛ مانند تبدیل خاک و آب به گیاه و تبدیل گیاه به موم و عسل به وسیله زنبور عسل و… کیمیاگر(شیمیدان) نیز می تواند با تقلید از طبیعت و استفاده از تجربه ها و آزمایش ها همان کار طبیعت را در مدت زمانی کوتاه تر انجام دهد. اما کیمیاگر برای این که بتواند یك شیء را به شیء دیگر تبدیل کند، به وسیله ای نیازمند است که اصطلاحا آن را اکسیر می نامند. اختراع و نوآوری انواع گوناگونی از وسایل آزمایشگاهی، از جمله انبیق به اسم او ثبت شده است. از جمله اختراع های دیگر او، قلم نوری است. یعنی قلمی که جوهر آن در تاریکی نیز نور می دهد.(احتمالا با استفاده از خاصیت فسفرسانس این اختراع را انجام داده است). دسته بندی امروزی عنصرها به فلز و نافلز را می توان در دست نوشته های وی یافت.

کلود لویی برتوله(Berthollet Louis Claude ) شیمیدان فرانسوی درباره جابر می گوید: جابر در علم شیمی همان مقامی را دارد که ارسطو در علم منطق داشت.
در این میان، گوستاولوبون یادآوری می کند:مسلمانان موادی را کشف کردند که مورد نیاز صنعت و شیمی آن زمان بود. پایه فکری آن ها در این زمینه ها بسیار وسیع بوده است. معروف این است که پایه گذار علم شیمی لاوازیه است، ولی باید توجه کرد این مسلمانان بودند که با آزمایشگاه های شیمی و کشف های شیمیایی خود، پایه گذار علم شیمی بوده اند. جابر بن حیان اولین کسی بود که اعمال تقطیر، تبخیر، تبلور، انحلال، تجزیه، ترکیب و… را بیان کرد و موادی مثل جوهر شوره، تیزاب سلطانی، نشادر، جیوه قرمز، گازها و… را ساخت و به لحاظ علمی مورد معرفی قرار داد.
ایزاک آسیموف درباره جابر بن حیان می گوید:جابر بن حیان یکی از بزرگترین شیمیدانان و کیمیاگرانی بود که علم شیمی و کیمیاگری را به مقدرای زیاد بسط داده و در پیشرفت آن، کوشش فراوانی کرده است. کار عمده جابر بن حیان این بود که اصل عناصر اربعه یونانی را تغییر داد… جابر بن حیان شیمیدان اهل آزمایش بود و مدت زیادی از عمر خود را در تجزیه و ترکیب و تحلیل مواد گوناگون صرف کرد، تا به آن حد که می توان او را اولین دانشمند اسلامی دانست که علم شیمی را بر پایة آزمایش بنا نهاده است. صحت و دقت او در تحقیقات و آزمایش های شیمیایی فوق العاده جالب است. او کلرور آمونیوم(نشادر) را می شناخت و به چگونگی ساختن سفید آب سرب واقف بود. وی بود که موفق به تهیه اسید نیتریک ضعیف شد و از تقطیر سرکه، اسید اسیتیک قوی تهیه کرد. علاوه بر این، در باب رنگ ها نیز تحقیقات جالبی کرد و روشی هم برای تصفیه و استخراج فلزات عرضه داشت.

ماکس میرهوف نیز از مقام جابر بن حیان در دانش شیمی، داد سخن داده و اظهار می دارد: جابربن حیان در تمام دنیا به پدر کیمیای(شیمی) عرف، معروف است و حدود یک صد جلد کتاب درباره شیمی نوشته که نفوذ آنها در تاریخ کیمیا و شیمی اروپا، آشکار است. او راجع به تصفیه، تقطیر، تبخیر، ذوب و تبلور و… مطالب مبسوطی نگاشته و طرز تهیه بعضی از مواد شیمیایی را مثل: سولفور دو مرکوری، اکسید دوار سینک، اکسید جیوه و تیزاب سلطانی بیان نموده و طریق به دست آوردن زاج ها، گوگرد و نشادر را نیز نشان داده است. کتاب ترکیبات شیمیایی او به وسیله روبرت و کتب دیگرش به وسیله ریچارد راسل، به ز بان های اروپایی ترجمه شد.

یکی از دانشمندان و شیمیدانان مسلمان که سهم بسزایی در عرصه علم شیمی و گسترش آن داشت، ” محمد بن زکریای رازی ” است. او در نیمه دوم قرن سوم و اوایل قرن چهارم ه. ق می زیست. محمد بن زکریا رازی نخستین کسی است که زیست شیمی را پایه گذاری نموده است. دکتر یولیدس روسکا، شیمیدان آلمانی که تحقیقاتی درباره آثار رازی انجام داده است، گفته است:رازی برای اولین بار مکتب جدیدی در علم کیمیا به وجود آورده است که آن را مکتب علم شیمی تجربی می توان نامید.
طبقه بندی دقیق رازی از اجسام، کار مهمی است که از نظر علم شیمی صورت گرفته است. مهم ترین اثر رازی در زمینه کیمیا کتاب سر الاسرار است که در مغرب زمین تحت عنوان ( Liber Scerctorum Bubacaris ) شهرت به سزایی داشته است. در این کتاب درباره فرآیندها، آزمایشات، روش ها، خواص فلزات و مواد و فعل و انفعالات شیمیایی بحث شده است. در واقع می توان به آسانی مطالب سر الاسرار رازی و دیگر کارهای او را به زبان علم شیمی جدید مانند تقطیر و تبلور بیان کرد. رازی در کتاب سر الاسرار خود و دیگر آثارش به توصیف بسیاری از ابزار و وسایلی که در شیمی مورد استفاده قرار می گیرد، پرداخته است. گفتنی است بسیاری از آن وسایل هم اکنون نیز کاربرد دارد.
رازی نخستین کسی بود که فرآورده های شیمی را به سه گروه حیوانی، گیاهی و معدنی تقسیم کرد و هر دسته را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داد. وی اعلام کرد که فعالیت هر موجود زنده مبتنی بر واکنش های پیچیده شیمیایی است. وی نخستین بار از تقطیر شراب در قرع و انبیق ماده ای به دست آورد که آن را الکحل(الکل) یا جوهر شراب نامید. گفته می شود که رازی آمونیوم کربنات را از نشادر و هم چنین سدیم کربنات را تهیه کرده است. همچنین زکریای رازی موفق به ساخت گوگرد هم شد. نفت سفید و چراغ نفتی نیز توسط محمد زکریای رازی کشف و اختراع شد.
رازی نخستین شیمیدانی است که از فعل و انفعالات شیمیایی در علم پزشکی استفاده کرد. او به مصارف طبی ترکیبات شیمیایی نیز توجه وافری داشت. او به این ترتیب، کمك شایانی به پزشکی نمود و پس از او، روش شیمی درمانی به وسیله ابن سینا دنبال شد. وي آزمایشگاهی داشت و مروج کـار تجربی بر مبناي مشـاهده دقیـق بـود. یـک طـرح طبقـه بنـدي مواد و عناصـر شـیمیایی منتســب بــه اوســت. بعــلاوه وي اســید سولفوریک و چند اسید دیگر و نیز الکـل را با تخمیـــر محصــولات قنـــدي بدســت آورد و جیوه و ترکیبات آن را مـورد مطالعـه قرار داد.
جرج سارتن دوره حضور فیزیکی رازی را به «عصر رازی» موصوف نموده و در دفاع از کار خود می گوید:«از آن روز تصمیم گرفتم این عصر را به نام رازی بنامم که در اعصار متمادی هم در شرق و هم در غرب می توان تأثیر مساهی او، در مساعی بشریت پیگیری کرد.»
همچنین ابو علی سینا از ادویه مفرده، 785 قلم دارو را به ترتیب حروف ابجد نام برده، به ذکر ماهیت آن ها پرداخته و خواص تأثیر آن داروها را شرح داد. وی ضمن توصیف این مواد، آگاهی های جالبی در زمینه شیمی معدنی به خوانندگان می دهد و می گوید از ترکیب گوگرد و جیوه، می توان شنگرف تهیه کرد. وی نخستین کسی است که خواص شیمیایی الکل و سولفوریك اسید را از نظر دارویی شرح داد.
جان برنال تصریح کرده است: «تجارب و آزمایش ها، تنها هنگامی به کسوت علم در می آیند که آن ها را با هم ترکیب کرده، به صورت یک مفهوم کلی و یا برحسب چند اصل کلی ارائه دهیم. مسلمانان همین کار را کردند. که الحق ادعای آنان را در این که بنیانگذار شیمی هستند، توجیه می نماید.»
او یادآوری می کند: «در واقع، هنگامی که تولید فرآورده های شیمیایی، مانند سودا، زاج سفید، زاج سبز، شوره و نمک های دیگر که برای اولین بار در صنایع شیمیایی بلاد اسلامی به طور محلی حاصل شده و سپس برای صادرات به کشورهای بیگانه، در مقیاسی وسیع تر تولید شدند و در صنایع سنگین و بافندگی در سرتاسر دنیا مورد استفاده قرار گرفتند، گام اول در جهت ایجاد علم شیمی جدید برداشته شد.»
ویل دورانت می نویسد: علم شیمی تقریبا از ابتکارات مسلمانان است. زیرا مشاهده دقیق و تجزیه علمی و ثبت نتایج را آنها وارد میدان علم کردند. آنان بسیاری از مواد را تجزیه نموده، مواد قلیایی و اسیدی را شناختند و درباره صدها داروی طبی تحقیق کردند. هم چنین، صدها داروی تازه ساختند و از فرضیه تبدیل فلزات به طلا، به شیمی واقعی دست یافتند. بدین ترتیب، در اروپا علم شیمی توسط ترجمه کتب مسلمانان پیشرفت کرد.
به گفته جرجی زیدان:شکی نیست که بسیاری از ترکیبات شیمیایی را مسلمین با تجربیات و عملیات خویش کشف کرده و علم جدید شیمی را پایه گذاری نمودند. دانشمندان اروپایی اعتراف نموده اند که اسید نیتریک، اسید سولفوریک، اسید نیترو، هیدروکلریک، پتاس، جوهر نشادر، کلرید سولفورید، تیزاب پتاس، ساج سبز، الکل و زرنیخ را اولین بار شیمیدانان مسلمان کشف کردند.
برطبق نوشته های ویل دورانت، راجر بیکن که حدود 500 سال پس از جابر بن حیان، روش علمی و دانش شیمی را به اروپائیان معرفی کرده است، شاگرد مسلمانان بوده و در یکی از دانشگاه های اسلامی اندلس(اسپانیای اسلامی) آموزش دیده است.
گوستاولوبون فرانسوی اعتراف می کند که آنچه که در کتاب های شیمی می نویسند که لاوازیه به وجود آورنده این علم است، درست نیست. او می نوسید “اگر لابراتوارهای هزار سال پیش مسلمانان و اکتشاف های مهم آنها در این علم نمی بود، هیچ وقت لاوازیه نمی توانست{در این علم} قدمی به جلو بگذارد.
دلامبر می نویسد: اگر در میان یونانیان دو یا سه نفر یافت شدند که دارای جنبه تحقیق بودند، ولی در میان آنان شاید یک نفر هم پیدا نشده است که در علم شیمی از طریق تجربه وارد شده باشد. ولی در تمدن اسلامی صدها نفر از این قبیل اشخاص بوده اند.
همچنین اولین مواد نفتی در قرن هشتم میلادی زمانی که خیابان های بغداد با قیر سنگ ‌فرش شد، بوجود آمد. این قیر از تقطیر نفت خام بدست آمده بود. شیمیدان های مسلمان برای اولین بار از نفت خام توانستند بنزین تولید کنند.

 

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در نجوم و زمین شناسی

مسلمانان در زمینه نجوم و کیهان شناسی دستاوردهای بزرگی داشتند. مباحث نجوم و زمین شناسی ابوریحان بیرونی(متوفی 440 ق) به اندازه‌ی ریاضیات او شناخته شده نیست. او حرکت زمین و کروی بودن زمین و گردش زمین به دور محور خود و خورشید را که شش قرن بعد بظاهر توسط گالیله کشف!! شد، را کشف و مطرح کرده بود. او همچنین قوه جاذبه زمین را قرن ها پیش از اسحاق نیوتن کشف و تشریح نموده است. برخی از دستاوردهای او عبارت بودند از: اندازه گيري ارتفاع خورشيد در نقطه ي اوجش به کمک حلقه اي که آن را با تقسيمات نيم درجه اي مدرج کرده بود. روش متفاوت او در اندازه گيري محيط کره ي زمين، رصد ميل کلي يا ميل اعظم. محاسبه ي تقريبي جيب يک درجه. قاعده ي تسطيح کره و ترسيم نقشه هاي جغرافيايي، ساختن کره ي جغرافيايي زمين، معلوم کردن نحوه ي گاه شماري و ترتيب سال و ماه ايرانيان و ديگر ملل و اقوام قديم، محاسبه و تعيين طول و عرض جغرافيايي و سمت قبله ي برخي شهرها و… همچنین با حساب و تحقیق به روز و شب شش ماهه قطبی پی برده و نیز وجود قاره‌ایی را در نیمکره‌ی جنوبی مطرح کرده است.

بيروني در كتاب قانون مسعودي، بر حركت زمين دليل اقامه كرده و به طور كاملا روشن و علمي آن را به اثبات رسانده است. او می گوید: «هنگامي كه چيزي از بلندي فرو مي افتد، محل افتادن آن درست پايه خط قائم بر نقطه فرو افتادن نيست، و سقوط ها با زواياي مختلف نسبت به خط قائم صورت مي گيرد، هنگامي كه پاره اي از زمين از آن جدا مي شود و فرو مي افتد، داراي دو گونه حركت است: يكي حركت دوراني كه از گردش زمين، به آن تعلق مي گيرد و ديگري حركت مستقيم خطي كه از سقوط مستقيم آن به طرف مركز زمين، براي آن حاصل مي شود. اگر تنها حركت مستقيم مي داشت، لازم بود كه محل سقوط آن در طرف مغرب وضع قائم آن قرار گيرد. ولي چون هر دو حركت در زمان واحد وجود دارد، نه در مشرق خط قائم سقوط مي كند و نه در امتداد قائم، بلكه محل سقوط آن اندكي در جانب غرب است.
ويل دورانت درباره بیرونی می گوید: ابوريحان بيروني در كروي بودن زمين ترديد نداشت. معتقد بود كه اشيا به طرف مركز زمين جذب مي شوند. او گفته بود كه داده هاي نجومي را، مطابق اين فرض كه زمين هر روز يك بار به دور محور خود و هر سال يك بار به دور خورشيد مي گردد، به همان سهولت مي توان توضيح داد كه اگر عكس آن را فرض كنيم.

ابن حازم دانشمند مسلمان دیگری است که در قرن نهم از کروی بودن زمین صحبت کرده و محیط زمین را طوری محاسبه نموده که با محاسبات فعلی تفاوت چندانی ندارد.
رصدهای ابوعبدالله بتانی در زمره صحیح ترین رصدهای نجوم اسلامی به شمار می رود. وی افزایش فاصله اوج خورشید را از زمان بطلمیوس تا زمان خودش کشف کرد و از این راه به اکتشاف این امر نایل آمد که خط اوج و حضیض دارای حرکتی است. در اندازه گیری های خود، اندازه سالانه تقدیم اعتدالین را ´5/ 54 و تمایل دایره البروج را ´35 ̊ 23 به دست آورد. او نظریه اقبال و ادبار اعتدالین (تقدیم اعتدالین) را، که مبتنی بر پس و پیش رفتن اعتدالین بر دایره البروج است و تا حدود قرن دهم هجری /شانزدهم میلادی، در اروپا مطرح بود و علم امروز هم آن را رد می‌کند، نپذیرفت. وی همچنین روش تازه ای برای تعیین زمان رؤیت هلال اکتشاف کرد و تحقیق مفصلی در کسوف و خسوف به عمل آورد؛ و این روش وی همان است که در قرن هجدهم دنثرن (Dunthorn)، هنگام تعیین تغییر تدریجی در حرکت ماه از آن استفاده کرده است. اثر نجومی بزرگ البتانی، الزیج درباره علم نجوم به لاتینی ترجمه شده و یکی از کتب اساسی نجوم در مغرب زمین بوده است. مایه تعجب نیست که چاپ متن و ترجمه و شرح آن به ایتالیایی، توسط دانشمند مشهور ایتالیایی، نالینو، بیش از آثار هر منجم مسلمان دیگر، در دوره های جدید مورد توجه قرار گرفته باشد. وی میل کلی خورشید را ۲۳ درجه و ۳۵ دقیقه اندازه گیری کرد که با مقدار امروزی آن کاملاً تطابق دارد. او در تحقیقاتش ثابت نمود که یک سال خورشیدی، 365 روز و پنج ساعت و 46 دقیقه و 24ثانیه است. که با مقدار امروزی آن (۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه) با دقت خوبی وفق می‌دهد. او برای تعیین فاصله قوسی بین دو ستاره، که اختلاف طول سماوی آن‌ها و عرض سماوی هریک معلوم باشد، روشی به کار برد که معادل قاعده کسینوس ها در مثلثات کروی است.
ویل دورانت می گوید: ابوعبدالله بتاني (317ـ236 هـ. ق، 929ـ850م)، در حساب مثلثات نسبت ها را تقريباً به صورتي كه اكنون به كار مي بريم مرتب كرد. با مسلم انگاشتن كرويت زمين، طول يك درجه نصف النهار را به وسيله رصد كردن خورشيد در يك زمان از تدمر و از دشت سنجار، اندازه گرفتند. در نتيجه اين اندازه گيري، مقدار آن درجه پنجاه و شش ميل و دو ثلث ميل )91/177 كيلومتر( تعيين شد كه فقط نيم ميل از اندازه زمان ما بيشتر است. بتاني چهل و يك سال تمام در كار تنظيم رصدها، كه به دقت و شمول شهره بود، وقت صرف كرده و در نتيجه رصدهاي خود، به نتايجي رسيد كه به صورتي عجيب با نتايج روزگار ما نزديك است. از جمله، تقديم اعتدالين را 5/54 در سال، و ميل كلي را 55 23 تعيين كرده بود.»

توماس آرنولد و آلفرد گیوم درباره او می نویسند: چنین دقت هایی باعث شد که کارادو وو در مورد او چنین لب به سخن بگشاید: «متفکران لاتینی مغرب زمین در قرون وسطی و دوره تجدید بیش از همه از بتانی تحسین و تمجید می نمودند.»

دیوید سی. لیندبرگ در کتاب “سرآغاز علم در غرب” می‌نویسد: «این واقعیت که هنوز در قرن شانزدهم و هفدهم دانشمندان از جمله کوپرنیکوس و کپلر از البتانی نقل قول و بدو استشهاد می کرده اند؛ دلیل بر کیفیت و اهمیت آثار نجومی اوست».
ابراهیم بن یحیی الزرقالی اسطرلاب جدیدی به نام صفیحه به لاتینی (Saphaea Arzachelis) اختراع کرد که بسیار رواج یافت. و نیز او بود که دلیل صریح حرکت نقطه اوج خورشید را نسبت به ثوابت بیان کرد و این اکتشاف از افتخارات او است. ولی سهم عمده وی در نجوم تألیف زیج طلیطلی است. او اولین کسی بوده که چرخش نقطه حضیض مدار زمین نسبت به خورشید را اندازه گیری وآنرا 04/12 ثانیه قوسی اعلام کرده است. اکنون می دانیم که مقدار واقعی این چرخش 8/11 ثانیه قوسی است.
جورج صلیبا می گوید: در اواخر قرن يازدهم ميلادي منجمّ بلند آوازه اسلامي زرقالي بود كه نظريه بيضویت مدار سيارات را بسط داده و با بذل تلاش هاي مستمر در طول سال هاي عمر خود توانست در سال 1080م جدولي را طرح ريزي و تنظيم كند كه به نام Toledan معروف است و بعدها مبناي كار كپلر و ديگران قرار گرفت.
لویس ویلیام هلزی هال در کتاب تاريخ و فلسفه می نویسد:« ارزقای در سده 11میلادی گفت سیارگان در مدار بیضی حرکت می کنند. رصد به صورت منظم ادامه یافت و روش های آن ها به تدریج پیشرفت کرد اخترشناسان اسلامی برای دقتی که داشتند، سزاوار احترام بسیارند. برای مثال لاپلاس اخترشناس قرن 18 میلادی از چند رصدی که مسلمین در سده 11 میلادی انجام داده بودند، در کتاب “بیان منظومه جهان” استفاده کرد.»
همچنین جورج صلیبا درباره ابن شاطر می گوید: علاءالدين ابوالاحسن علي بن ابراهيم، معروف به ابن شاطر دمشقي(777ـ 705 ق / 1375ـ 1305م) كه از شاگردان مكتب ستاره شناسي مراغه بوده است. ارائه و بسط يافته است كه تمامي نظريه پردازان مغرب زمين از قرن پانزده به بعد از تحقيقات و دستاوردهاي او استفاده كرده و نظرات او را به اسم خود به جهان علم عرضه كرده اند. او نتايج چندين سال زحمت و تلاش علمي و تجربي مكتب مراغه و خود را در كتابي به نام نهاية السؤل في تصحيح الاصول لبطليموس گردآوري نمود. كه همين كتاب حدود سه قرن بعد به دست كساني چون كوپرنيك، تيكو براهه و ديگران رسيد، و راه را براي آنان هموار ساخت تا نظريه اي سامان يافته مبني بر مركزيت خورشيد و گردش سيارات به دور آن ارائه دهند. گرچه هيچ يك از آنان اسمي از ابن شاطر و كتاب پر اهميتش به ميان نياورده اند.
ابن الشاطر، با توجه به طرح طوسی، از فلک خارج مرکز، چشم پوشید و فلک تدویر دومی در منظومه های شمسی و قمری وارد کرد. نظریه ای که دو قرن پس از آن توسط کوپرنیک درباره قمر پیشنهاد شد، همان نظریه ابن الشاطر است! و چنان می نماید که کوپرنیک، از طریق ترجمه های بوزنتی، از پیشرفت های نجوم اسلامی آگاهی داشته است. اصول همه آنچه را که در طرح کوپرنیک تازگی دارد را می توان در مکتب طوسی و شاگردان او پیدا کرد.

درباره خواجه نصیرالدین طوسی باید گفت او حدود یکصد و نود کتاب و رساله‌ی علمی در موضوعات متفاوت به رشتة تحریر درآورده بود. که در نجوم تذکره فی علم الهیئه وی شاید کاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حرکت سیارات است که در نجوم قرون وسطی نوشته شده است. این کتاب از راه نوشته‌های منجمان اروپایی بر کوپرنیک اثر گذاشته است. خواجه طراح و سازنده رصدخانه عظیم مراغه است که تا قبل از خود نظیری نداشت و باید گفت رصدخانه مراغه در واقع بزرگترین دانشگاه تخصصی در علم نجوم بود. وی نخستین کسی بود که مثلثات را بدون توسل به قضیه نجوم توسعه بخشید. او مبدع زیج ایلخانی است. این زیج شامل چهار قسمت به شرح ذیل است. الف) در تواریخ؛ ب) در سیر کواکب و مواضع و طول و عرض آنها؛ ج) در اوقات؛ د) در باقی اعمال نجوم. همچنین جداول نجومی خواجه نصیر در جهان اسلام، غرب و شرق بودایی مشهور شد. این جداول همگی ایرانی و در توجه دانشمندان غرب به علم نجوم و تحول در هیات نجوم از منظومه بطلمیوسی به منظومه کپرنیکی و کپلری سخت مورد عنایت و محل مراجعه بودند. تا دوره رنسانس یکی از بهترین راهنمای ارصادات رصدخانه های اروپا، زیج یا جداول نجومی رصدخانه مراغه بود. وی درباره چگونگی استفاده از ساعت آفتابی ابتکار جدیدی برای رصد کردن به کار برد که در علم ستاره‌شناسی ارزشمند است. پیشرفت علمی مسلمانان در کیهان شناسی را در آثار خواجه نصیرالدین طوسی به وضوح می توان دید. نگارنده خود از نزدیک شاهد یکی از کتاب های خطی خواجه نصیرالدین طوسی در کتابخانه آستان قدس رضوی بوده که در آن تصاویر بسیار دقیقی از منظومه شمسی ترسیم شده بود؛ که با تصاویر امروزی از منظومه شمسی تفاوتی نداشت. و در این تصویر خورشید در مرکز منظومه و سیارات دیگر به ترتیب در مدارهای خود به دور خورشید در حرکت بودند.

نمای شبیه سازی شده از رصد خانه مراغه
نمای شبیه سازی شده از رصد خانه مراغه

دانشمند فیزیکدان‌‌ پاکستانی‌ برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ فیزیک‌ سال‌ ۱۹۷۹م مرحوم‌ دکتر عبدالسلام‌ می‌گوید: «رصدخانه‌ مراغه‌ با بیست‌ منجم‌ از سراسر دنیای‌ اسلام‌ تحت‌ سرپرستی‌ دانشمند بزرگ‌ خواجه‌نصیرالدین‌ طوسی‌ احتمالا نخستین‌ رصدخانه‌ جهان‌ بمعنی‌ واقعی‌ کلمه‌ بوده‌ است‌ و در جای‌دیگر می‌گوید: رصدخانه‌ استانبول‌، چین‌ و حتی‌ رصدخانه‌های‌ هند در قرن‌ دوازدهم‌ نیز همه‌ از جلوه‌های‌ رصدخانه‌ مراغه‌ است‌.»
کارل بروکلمن خاورشناس و تاریخ‌نویس بزرگ آلمانی گفته است:«مشهورترین علما و مولفین قرن هفتم هجری، مطلقا و بدون شک خواجه نصیرالدین طوسی است.»
مجله شوروی امروز(Today sovietunion) از انتشارات متکی به تحقیقات اندیشمندان روسیه در مقاله «پیش‌گام دیگر کلمبوس» (Another forerunner of columbus) با مطالعه جدول های نجومی خواجه نصیر طوسی متوجه شدند که وی مختصات قاره آمریکا را دو سده پیش از کشف این قاره به وسیله کریستف کلمب مشخص کرده است. از طرف دیگر وی در کتاب «البصائر» انتشار صوت را به امواج آب تشبیه می‌کند و به آن پرداخته است.

ابوسعيد سجزی(احمد بن محمد بن عبدالجليل سجزي، اواخر قرن 4 و اوايل قرن 5 ق) علاوه بر قايل شدن به حركت زمين و مخالفت با گردش افلاك به دور آن، اصطرلابي طراحي و اختراع نمود كه عملا كاركرد و چگونگي سيستم چرخش زمين را نشان دهد. وي حركت سيارات در مداري بيضوي را نه تنها از لحاظ تئوري فرض گرفت، بلكه از لحاظ كاربردي اسطرلابي طراحي و ساخت كه بر اين اساس كار مي كرد. او اين اصطرلاب را، كه به نام «اصطرلابِ زورقي» معروف است، به گونه اي ساده و زيبا ساخته بود كه دقيقاً بر اساس حركت محوري زمين كار مي كرد. علاوه بر اين، از پيچيدگي اصطرلاب هاي ديگري كه بر اساس زمين مركزي ساخته مي شدند، خالي بود. زيرا ساير اصطرلاب ها شامل اجزاي پيچيده زيادي بودند(مركب از شمالي، جنوبي، و…) در حالي كه اين اختراع بسيط و غير مركب از آن اجزا بود.
زیگرید هونکه در کتاب ” فرهنگ اسلام در اروپا” می نویسد: اولین کسی که متوجه شد خورشید مرکز منظومه ی شمسی می باشد، ابوالسعید سجزی ستاره شناس معروف سیستانی می باشد. او در مکاتباتی که با ابوریحان بیرونی داشت، این نکته را ثابت می کند و حتی برای ابوریحان بیرونی اسطرلابی می سازد که بر مبنای مرکزیت خورشید طرح ریزی شده بود.
اینکه كپلر طرح بيضويت مدارات گردشي سيارات را پي ريزي كرده، يكي از افسانه هاي بي پايه غربي هاست؛ كه براي جا زدن اين نظريه به اسم يوهانس كپلر ساخته و پرداخته شده است. در حالي كه نخستين كسي كه بيضويت مدارات سياره هاي منظومه شمسي را فرض اساسي سيستم گردش اجرام آسماني قرار داد، ابوسعيد سجزي بود.
از جمله دانشمندان اسلامي كه درباره حركت سيارات تلاش هاي فراواني كرده و با رصدها و محاسبات ابتكاري خود گردش آن ها به دور خورشيد را تشخيص داده و تبيين كرده بود، بطروجي است. او منجمّي ابزارگرا بوده و از رياضيات زمان خود بهره هاي فراواني در جهت تبيين نظريات نجومي خود برده است. بعلاوه او منجمّي واقع گرا و تجربه باور بود و در اين راستا بر رصد و مشاهده مستمر به آسمان بيش از تئوري پردازي اهميت مي داد.

میان محمد شریف در مورد ابن الاعلم دانشمند دیگر مسلمان می نویسد: ابوالقاسم ابن الاعلم بغدادي (350 هجري مقارن با سال 961م) با مطالعاتي به طور كاملا علمي و تحقيقي ـ پژوهشي در بستر آسمان، نتايج شگرفي به دست آورده بود كه قابل توجه است. چرا كه از ميان دانشمندان اسلامي، اولين كسي بود كه به شدت، اصرار بر كرويت زمين كرده و تمام مناطق اين كره خاكي را قابل سكونت دانسته است. او نيز اولين منجمي بوده كه قمرهای مشتري را چيزي حدود چهار قرن قبل از گاليله كشف و رصد كرد و توانست حركت آنها به دور مشتري را ترسيم، تبيين و تشريح كند. او حركت كلف هاي خورشيد را حدود هزار سال قبل از به وجود آمدن تلسكوپ هاي پيشرفته، مورد بحث و مطالعه قرار داده و مدار خارج مركز ستاره هاي دنباله دار را با مركزيت خورشيد محاسبه و تعيين كرد.
جورج صلیبا در مورد عبدالرحمن صوفي می گوید: نخستين دانشمند نجومي كه به وجود سحابي ها در لابه لاي ستارگان آسمان پي برده و برخي از آن ها را نيز مشخص نموده، عبدالرحمن صوفي (903ـ986م) است. او سحابي را كه در نقشه سسييو با نام 31M شناخته مي شود، رصد و ثبت كرد.
همچنین منجم مسلمان نیریزی به لاتینی Anaritius شرحی بر المجسطی نوشت و بزرگترین اثر همه زمان ها را به زبان عربی درباره اسطرلاب کروی تألیف کرد. معاصر وی، ثابت بن قره نیز نقش مهمی در علم نجوم داشت. شهرت وی بیشتر به طرح نظریه حرکت نوسانی اعتدالین است. او که دقت ویژه ای در بررسی خورشید و حرکات آن داشت، توانست طول سال شمسی را با اختلافی حدود نیم ثانیه نسبت به مقدار حقیقی اش محاسبه نماید.

غیاث الدین جمشید کاشانی در نجوم ابتکارات بسیاری داشته است، از جمله اختراع و ساخت وسیله ای موسوم به « طَبَقُ المناطق » را می توان نام برد که شرح و روش استفاده از آن را در کتاب « نُزهة الحدائق » خود آورده است. با این دستگاه می‌توان محل ماه و خورشید و پنج سیاره و فاصلة آنها را از زمین نشان داد و زمان وقوع گرفتگی های ماه و خورشید را پیش بینی کرد. در پایان این کتاب دستگاهی به نام « لوح اتصالات» که کاشانی آن را اختراع کرده بود، تشریح شده است. نکته مهم که تمامی محققان آثار کاشانی بر آن اذعان دارند این است که این دانشمند بزرگ ایرانی در همین کتاب، دو قرن پیش از یوهان کپلر(Johannes Kepler)، مدار ماه و عطارد را بیضی دانسته است. در مورد کپلر باید گفت که او شدیداً از ناحیه ی چشم دچار مشکل بود و به سختی می توانست اشیا را ببیند. حال چگونه است که او را بعنوان یک ستاره شناس برای ما جا زده اند! در واقع او مترجمی بوده است که کتاب های دانشمندان مسلمان را ترجمه می کرده است. کارهایی که کپلر ارائه داده، تمام آنها قبلاً به وسیله ی دانشمندان مسلمان ارائه شده است.
بنا به گزارشي كه علّامه مجلسي از كتاب تفسير فخر رازي ارائه كرده است؛ او نيز در شمار مفسرّان و نظريه پردازاني قرار داد كه بر اساس كرويت زمين به حركت انتقالي و وضعي زمين استدلال كرده است.
عبدالله نعمه می گوید: در كتاب هشام بن حكم، نظريه گردش زمين به دور خورشيد، به طور صريح و قاطع، حداقل دويست سال قبل از كوپرنيك و گاليله توسط عضدالدين عبدالرحمن بن احمد در عالم اسلام مطرح شده بود.
احمد بن قیصر فرغانی یکی دیگر از مشاهیر ریاضی و هیئت بود. او کتاب های ارزنده ای در نجوم نوشت که بنا به گفته ویل دورانت، به مدت هفتصد سال مرجع و مورد استفاده اروپاییان بود.
تیکو براهه اولین رصدخانه مطرح را در اروپا در هلند بنیان نهاد. طول قوس رصدخانه او 3 الی 4 متر بوده است. در صورتی که چند قرن قبل از او ” الغ بیک” رصدخانه ای در سمرقند می سازد که طول قوس رصدخانه آن 40 متر بوده است. آن هم چند صد سال پیش از تیکو براهه. رصدهای ” الغ بیک” بقدری دقیق بوده است که رصدهای او تا سال1912م مورد استفاده دانشمندان غربی بوده است.
در تاریخ سلسله پادشاهی یوان در چین مندرج شده که برای تأسیس رصدخانه پکن، به سرپرستی کوئوشوچینگ منجم دربار، تعدادی ابزارهای رصدی از رصدخانه مراغه در ایران خریداری شده‌است. از جمله این ابزارها حلقه‌دار، عضاده(الیداد)، دو لوله رصد، صفحه‌ای با ساعت های مساوی، کره سماوی، کره زمین، تورکتوم(نشان دهنده حرکت استوا نسبت به افق) هستند. چینیان لوله رصد را «وانگ-تونگ» نامیده‌اند. به گفته تاریخ سلسله پادشاهی یوان، مسلمانان از این اختراع نه تنها برای رصد اجرام آسمانی، بلکه برای مشاهده دوردست‌ها، به ویژه در دریا سود می‌جسته‌اند.

چندی قبل دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل از دیدن نخستین نشانه‌های یک سیاره با انوار قابل رؤیت خبر دادند؛ که گرد ستاره ای غیر از خورشید ما می‌گشت. این سیاره 25 سال نوری از ما فاصله دارد و گرد یکی از درخشان ترین ستارگان آسمان می چرخد که نامش Fomalhaut است. این نام در واقع از عبارت عربی «فم الحوت» به معنای دهان ماهی مشتق شده است. «فم الحوت» تنها ستاره ای نیست که نامی عربی بر خود دارد. بیش از 100 ستاره دیگر نیز از این ویژگی برخوردارند که از آن جمله است ستارگان: Betelgeuse (اِبط الجوزا)، Aldebaran (الدبران) و Deneb (ذنب)، Pherkad(فرقـــد،گوســـاله)، Acrob( عقـــرب)، Aitair(الطیـر ،پرنـده)، و واژه هــایی چــون Zenite(سمت الـرأس)، nadir(نظیـر)، azimmuth(المسـت)، کـه همگـی یـادآور آثار محققان مسلمان است.
نقشه کش های مسلمان نیز نقشه های معتبری از اروپا، خلیج فارس و شبه قاره هند کشیدند. همچنین «نقشه جهانى» را ابوعبداللّه ادریسى مؤلف کتاب «نزهة المشتاق فى اختراق الآفاق» اختراع نمود و مدت ها مرجع دانشمندان اروپا بود. کلاً غربی ها تا سال 1820 میلادی قادر به نقشه کشی دقیق نبوده و بیشتر نقشه های آنها کپی از نقشه های اسلامی می باشد. در واقع یکی از همین نقشه های مسلمانان بود که واسکو دا گاما، دریانورد پرتغالی را در اواخر قرن پانزدهم از دماغه «امید نیک» آفریقا به هند هدایت کرد. همچنین كشف قاره آمریكا (قرن ها قبل از كریستف كلمب و آمریكو) توسط مسلمانان صورت گرفت که وجود حدود دو هزار کلمه عربی در زبان سرخ پوستان آمریکایی و کشف قرآن و سکه های اسلامی در سواحل آمریکا و کشف سنگ نوشته های عربی موید آن است. همچنین تا سال 1863م نصف النهار مبدأ از شهر زابل(زوال یا نیمروز) می گذشت. در سال 1863م کنگره ای در اروپا برگزار می شود و نصف النهار مبدأ را از شهر زابل ایران به رصدخانه سلطنتی انگلیس واقع در روستای گرینویچ در حاشیه شهر لندن منتقل می کنند.

جورج سارتن در کتاب مقدمه‏اى بر تاریخ علم می نویسد: ترجمه این آثار(دانشمندان اسلامی)، علم نجوم را که به مدت چندین قرن به دست فراموشى سپرده شده بود، در اروپا زنده کرد. فعالیت‏هاى ستاره‏شناسان بزرگ اروپایى در عهد رنسانس و شکوفایى علمى اروپا، بر اساس این آثار صورت گرفت. کارهاى دانشمندانى چون «کوپرنیک» COPERNIC( 1473 ـ 1543 م) «کپلر» KEPLER (1571 ـ 1630 م) و…، برگرفته از دانش مسلمانان بود.
زیگرید هونکه می گوید: زمانی که اسطرلاب به اروپا راه پیدا کرد، تا مدت ها کسی در آن جا قادر به ساختن وسیله ای مشابه آن برای اندازه گیری نشد. لذا به مدت دویست سال، آنها اسطرلاب های مورد نیاز خود را از کشورهای اسلامی تهیه می کردند و در قرن چهاردهم بود که این ابزار در اروپا ساخته شد… ساعت های پاندول دار نیز به ابتکار مسلمانان ساخته شد.

 

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در فیزیک و مکانیک

دانشمندان تمدن اسلامی خدمات زیادی در علم فیزیک و میکانیک به جهان بشریت تقدیم کردند. مهندسان مسلمان موفق به اختراع توربین آبی و میل‌لنگ شدند. آنان از چرخ‌دنده‌ها در اقسام آسیاب و دستگاه‌های بالابرنده آب استفاده کردند. مهندسین دوران طلایی اسلام در استفاده از سدهای آبی به عنوان تامین‌کننده انرژی آبی پیشرو بودند و برای انواع آسیاب و دستگاه‌های بالابرنده آب، انرژی افزوده تولید کردند. آسیای بادی، قرن ها قبل از آنكه در اروپا بوجود آید در ممالك شرق اسلامی معمول بود و مسعودی و اصطخری، در وصف سیستان، از آن سخن گفته اند.
کمره عکاسی را دانشمند مسلمان ابن هیثم ۸۰۰ سال قبل از ژوزف نیسه‌فور نیپس فرانسوی، اختراع کرده است. او اتاق تاریک درست کرد و با آن آزمایش انجام داد. او اصول اپتیک و علم نور را تشریح کرد و اصول نخستین ساخت یک دوربین را شرح داد. او بنیان نورشناخت را دگرگون کرد و آن را به صورت علمی منظم درآورد. ابن هیثم، بخش آیینه ها و نور را در فیزیک پایه گذاری کرد و نامش را علم مناظر و مرایا نهاد. او خطای باصره را کشف کرد و ساختمان عدسی چشم را مطالعه و قوانین ریاضی آن را بیان نمود و قوانین شکست شعاع نور را شش قرن قبل از دکارت کشف و مطرح کرد. وي در کتابش، قانون شکسـت نــور را در هنگــام عبــور از دو واســـطه متفاوت تعیین کرد. وی مطالبی را برای نخستین بار درباره‌ی حرکت مستقیم الخط نور، خصوصیات سایه و عدسی بیان نمود. این دانشمند بزرگ چند قرن قبل از گالیله تلسکوپ را اختراع نمود. او بررسی دقیقی درباره آینه‌های محدب و مقعر که هر دو به صورت استوانه‌ای و کروی هستند، ارائه نمود. سهم عمده ابن هیثم تحقیق در آینه های سهمی و کروی بود. او در کجراهی کروی مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که در آینه سهمی همه شعاع ها در یک نقطه متمرکز می شود و به همین جهت بهترین آینه های سوزنده همین آینه های سهمی هستند. مسئله ابن هیثم در نور شناخت در واقع به انعکاس نور بر آینه کروی بستگی دارد؛ از دو نقطه واقع بر سطح دایره ای دو خط چنان رسم شود که در محیط دایره با یکدیگر تلاقی کنند و با خط قائم بر دایره در آن نقطه دو زاویه مساوی بسازند. این مسئله به معادله درجه چهارمی منجر می شود که ابن هیثم، از طریق تقاطع دادن یک هذلولی با یک دایره، آن را حل کرده است.

او به روش علمی ثابت کرد که بازتاب پرتوهای نور از روی اشیاء به چشم، باعث تشکیل تصویر معکوس روی شبکیه‌ی چشم می‌شود. او نخستین دانشمندی است که از نقش مغز در تفسیر تصویر سخن گفته است. و ارتفاع جو زمین را با بررسی شکست نور محاسبه کرد. او قانون اول ترمودینامیک را بیان کرد. وی به مطالعه حرکت پرداخت و اصل لختی را درباره‌ی اجرام فلکی و در علم ایستا شناسی کشف کرد. او نتیجه گرفت که جسم متحرك تا ابـد حرکـت مـی کند مگر اینکه نیروي آن را متوقف کنـد یـا حرکت آن را تغییر دهد. او چرخ تراشی داشت که با آن عدسی‌ها و آیینه‌های خمیده را برای آزمایش‌های خود می‌ساخت.
میان محمد شریف در کتاب خود می گوید: ابن هیثم مبانی چگالی مخصوص را کشف کرد و دریافت که وزن هر جسمی با تغییر غلظت هوای محیط، دگرگون می‌شود. او پنج قرن پیش از اروپاییان به وزن هوا پی برد و به اثبات قانون جاذبه پرداخت. نوفل می گوید: ابن هیثم، مخترع ذره بین، فشارسنج و دستگاه تخلیه‌ی هوا بود و به مسائل مهمی درباره‌ی فشار هوا دست یافته بود.
ابن هیثم قرن ها قبل از نیوتن، مستطیل سرعت ها را بر سطح منکسر کننده، تطبیق داده و به اصل حداقل زمان پرداخته بود. وی زاویه‌ی انکسار نور را اندازه گیری نمود و تحقیقاتی درباره‌ی انکسار نور در استوانه ها و کره های شیشه ای کرده و در پی یافتن مقادیر درشت نمایی عدسی های مسطح و محدب بود. او قانون سنل را در مورد زاویه های کوچک، که در آنها می‌توان خود زاویه را به جای جیب آن قرار داد، کشف کرده بود. این قانون که درباره‌ی روابط سینوسی بین زاویه‌ی تابش و شکست نور است، در سال 1921 م توسط سنل(إسنل) بیان گردید!!
زمینه دیگری از نورشناخت که ابن هیثم اکتشافات مهمی در آن کرده بود، نمودهای جوی است. وی اندازه انکسار جوی را با اندازه گیری فاصله ستاره ای تا قطب در هنگام طلوع آن از افق، و اندازه گیری همین فاصله در آن هنگام که به سمت الرأس می رسد، معین کرده بود. نمودهای شفق و فلق و تغییرات ظاهری در بزرگی ماه و خورشید در افق نیز مورد توجه او بوده است و به سوال های این مورد با تجزیه و تحلیل دقیقی پاسخ گفته است. او ثابت کرده است که هنگامی که خورشید به 〖۱۹〗^̊ زیر افق برسد، شفق پایان می پذیرد. او به رنگین کمان نیز توجه داشته، و با آنکه انکسار را در مورد آن تطبیق نکرده، از راه انعکاس بسیار بهتر از بطلمیوس به چرایی آن پرداخته است.

ویل دورانت می نویسد: «اگر ابن هیثم نبود راجر بیکن به وجود نمی آمد.» گوستاو لوبون: راجر بیکن در کتاب خود، در بخش مربوط به شناخت نور، مرتب از ابن هیثم نقل قول می‌کند و تقریبا تمام جلد ششم کتاب او بر اساس اطلاعات ابن هیثم است. منشأ کتاب مناظر کپلر هم، المناظر ابن هیثم است. المناظر از کانون آیینه ها و اشکال ایجاد شده در آنها و انکسار شعاع نور صحبت می‌کند.
پی یرروسو در تاریخ علوم خود می‌نویسد: «کتاب او [ابن هیثم] برای اولین بار دربارۀ نور، وصف صحیحی از ساختمان چشم انسان می‌کند و قسمت های مختلف مخاط خارجی قرنیه ، شبکیه، عنبیه و افزون بر این، اصول اتاقک تاریک را شرح می‌دهد. این شخص هنگام مطالعه در انعکاس نور، بی آنکه مستقیماً به مسئلۀ انعکاس توجهی کند، چنین اظهار می‌دارد که بین زاویۀ تابش و زاویۀ انکسار، نسبت ثابتی وجود دارد.
ژوزف ماك كاپ می گوید: ‹‹ خيلي ها گمان مي بردند در اواخر قرون وسطي ساير قسمت هاي اروپا ترقياتي در باره مناظر و مرايا و اختراع ذره بين نموده اند و مخصوصا در كتب و عمليات راجر بيكن يافت مي شود. ولي امروز ثابت شده در اين قسمت هم از مسلمين پيشتر نرفته اند. زيرا كه راجرز بيكن تمام مطالب را از فيزيكدان نامي اسلامي (( الهزن )) (حسن بن الهيثم ) بدست آورد. ››
شریف می گوید: این فیزیکدان برجسته، قانون منحنی بودن سیر اشعه‌ی نور را وضع کرد و نظریه‌ی عدسی های تلسکوپی را مطرح کرد که قرن ها بعد در اروپا عنوان گردید!
شاسل فیزیکدان اروپایی می‌گوید: معلومات اروپاییان در علم فیزیک، از ابن هیثم گرفته شده است. وی نظریه‌ی اقلیدس و بطلمیوس را رد کرده و گفت که بر عکس نظر آنان، نور از جسم به چشم می‌رسد و سبب دیدن می‌شود.

دیگر دانشمند مسلمان، ابوریحان بیرونی به اختراع چگالی سنج برای تعیین وزن مخصوص اجسام معدنی پرداخت. او فرمول هایی را بـراي تعیـین وزن مطلق و وزن مخصوص تمام اشـیا ارائه داد. بیرونی به پدیده های مهم علم هیدرو استاتیک مانند صعود آب فواره ها و چشمه ها دست یافته بود. قانونی را که ابوریحان و شیخ بهایی کشف کرده بودند، بعدها به قانون پاسکال شهرت یافت!!
بهاءالدین محمد بن‌حسین عاملی(شیخ بهایی)(953 – 1030 یا 1031 ق) دانشمند مسلمانی که خدمات ارزنده ای در زمینه فیزیک، میکانیک، ریاضیات، معماری، نجوم و… انجام داد. از جمله؛ مهندسی تقسیم آب زاینده‌رود برای ۷ ناحیه از نواحی اصفهان، طراحی و ساخت شاخص ظهر شرعی در مغرب مسجد شاه اصفهان و نیز در صحن حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام، طرح دیواری در صحن حرم حضرت علی(ع) در نجف به قسمی که زوال شمس را در تمام ایام سال مشخص می‌کند، اختراع سفیدآب، طراحی و ساخت منارجنبان، طراحی گنبد مسجد امام اصفهان که صدا را ۷ مرتبه منعکس می‌کند، ساختن ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت، طراحی حمّام معروف شیخ بهائی در اصفهان که مدت زیادی آب آن تنها با نور شمعی گرم بوده است.
خازنی از دانشمندان بزرگ دیگری بود كه در زمینه مكانیك و هیدرواستاتیك به مطالعه پرداخت. كتاب میزان الحكمه وی به طور عمده به این دو موضوع اختصاص دارد. این كتاب یكی از برجسته‎ترین آثار در زمینة مكانیك، هیدرواستاتیك و فیزیك در قرون وسطي است. خازنی وزن و چگالی هوا را اندازه‎گیری كرد و كشش سطحی مایعات را مورد مطالعه قرار داد. كتاب او حاوی نظریه‎ای در مورد ثقل است، كه به نظر وی نیروی مركزی است. او فرضیه‌ی جاذبه‌ی زمین را به عنوان یک نیروی عمومی که همه چیز را به سوی مرکز زمین می‌کشد، چند قرن قبل از نیوتن مطرح کرده است. او در زمینه‌ی مقاومت سیالات در برابر حرکت، وزن مخصوص سیالات و اندازه‌گیری وزن مخصوص مواد سخت، پژوهش‌های دقیقی انجام داده است.
ابزارهای گوناگونی نظیر زمان سنج ها ، بالابرها ، ترازوها ، چگالی سنج ها و بسیاری دیگر از ابداعات خازنی است. آلدومیه لی، مورّخ ایتالیایی، وزن مخصوص های اندازه گیری شده توسط بیرونی و خازنی را در جدولی آورده و آنها را با اندازه های جدید مقایسه کرده است. وی آنها را دقیق دانسته است. خازنی به تاثیر فشار هوا بر وزن اجسام اشاره ای دقیق کرده است . وی در این خصوص چندین قرن بر توریچلی، پاسکال و بویل و دیگران پیشی گرفته است.

ساخت پاندول که مسلمانان آن را جنبانك می گفتند و سازنده آن”ابن یونس مصری”متوفی 399هجری ، 1009میلادی است. مسلمانان جنبانك را برای محاسبه لحظات كوتاه زمانی به هنگام رصد ستارگان به كار می بردند. بنابراین نسبت دادن اختراع پاندول به دانشمند ایتالیایی “گالیله”در سال 1642 میلادی در حقیقت نادیده گرفتن حق مسلمانان است. چرا كه مسلمانان 600 سال پیش از گالیله آن را به كار بردند. همچنین “اسمیت ” نیز در كتاب “تاریخ ریاضیات” اشاره كرده كه “ابن یونس” پیش از گالیله پاندول را اختراع كرده بود.
بنو موسی بن شاکر خراسانی(قرن سوم هجری)، برادرانی که با پیشرفت در علم مکانیک، انواع چرخ های آبی و پمپ ها را برای آبیاری راحت تر زمین اختراع کردند. تثلیث سینماتیکی زاویه و ترسیم بیضی به طریق معروف به باغبانی در کتاب الشکل المدور المستطیل (به وسیله یک ریسمان متصل به دو کانون) از ابداعات ایشان است. مشکل بتوان سهم هریک از برادران را در فعالیت‌های علمی معلوم کرد. احمد به مکانیک توجه خاصی داشت و حسن به هندسه.

نخستین ربات قابل برنامه‌ریزی انسان نما، اختراع جزری. در کتاب «الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعة الحیل»
کتاب الحیل نوشته ابن موسی نخستین اثر در علم مکانیک است که شرح ساخت ۱۰۰ دستگاه و از جمله استفاده از میل لنگ برای نخستین بار در دستگاه‌ها بود.(۵۰۰سال قبل از اروپاییان) این دستگاه ها عمدتا به صورت خودکار و با استفاده از خواص مکانیکی سیالات عمل می کردند. اين دستگاه ها به قدري جالب و شگفت انگيزند كه در ابتدا به نظر مي رسد براي كارهايي ساخته شده اند كه تردستان و معركه گيران از آن استفاده مي كنند. ولي با اندكي دقت و تامل اهميت و ارزش علمي آنها آشكار مي شود و نشان مي دهد كه طراح آنها از اصول و رموز و قوانين پيچيده ائرواستاتيك(دستگاه هاي خودكار با فشار هوا) هيدرواستاتيك(دستگاه هاي خودكار با فشار مايعات) و پنومواستاتيك(دستگاه هاي خودكار با فشار باد) آگاهي فراوان داشته و از انديشه اي خلاق و نو برخوردار بوده است.
بخش هايي از كتاب الحيل را ابتدا دو دانشمند آلماني به نام هاي ا.ويدمان و ف. هاوزر به زبان آلماني ترجمه و تفسير كردند. لكن بعدها ترجمه كامل و بررسي دقيق و عميق آن توسط دكتر دونالد هيل ارائه شد. بیر نیز در 1369 ش /1990م. به انتشار کتابی به زبان انگلیسی دربارة کتاب الحیل اقدام کرد که در آن چگونگی مدار و مدل کنترل خودکار دستگاه های کتاب الحیل را شرح داده است.
ازجمله دستگاه هایی که بنو موسی ساخته اند، فواره هایی است که شکل آنها به تناوب دگرگون می شود و همین طور فواره‌اي كه با يك افشان مركزي و افشان‌هاي جانبي، كار مي‌كند و مرتب تغيير شكل مي‌دهد و فواره‌اي كه آب را به شكل حلزوني پخش مي‌كند. آنها همچنین چراغ هایی را طراحی کرده اند که بصورت خودکار شعله و سوخت آن با استفاده از مکانیزم های كنترل هيدرو نيوماتيك، هيدرومكانيكي انتقال جا به جایي و… تنظیم می شوند. چراغ هايي كه از نظر طراحي و سازكار در نوع خود بي نظيرند. ساخت یک نوع بیل مکانیکی برای حفاری کف رودخانه ها و دریاها و نیز طراحی نوعی هواکش برای خارج کردن هوای آلوده از چاه ها، سماور(حدود هزار سال قبل از ساخته شدن توسط سازنده! روسی اش)، پمپ ایجاد فشار، بالابر، ظرفي كه حيوانات از آن آب مي‌نوشد و هنگامي كه آب ظرف تمام شد، به صدا در مي‌آيد؛ مخزن آبی كه به طور خودكار پر مي‌شود و … از ابداعات برادران بنوموسی است. آنها انواع اهرم، اقسام شیرهای مخروطی و چرخ دنده ها را نیز ساخته اند.
از دیگر ابداعات بنوموسی، ساخت ساعت هایی است که (فشار) آب، نیروی محرکه آنهاست. ساعت های مذکور در زمان های معین به نواختن آهنگ می پرداختند. و همچنین بكارگيري از دريچه‌ها(سوپاپ‌ها)يي كه به‌طور خودكار عمل مي‌كنند و ابزارهاي دقيق زمان‌سنجي(Timing Devices) و روش‌هاي درنگ كننده(Delay Systems).
دکتر زیگرید هونکه درباره بنو موسی می نویسد: از جمله افتخارات دیگر دانشمندان اسلامی در این حوزه، اختراع ساعت به دست احمد و محمد بن موسی است. این دو برادر، زمان طلوع و افول ستارگان در یک شبانه روز و نیز در طول یک سال را محاسبه و بر روی دستگاهی ثبت و ضبط می کردند. این دستگاه فرم کروی داشت و ستارگان و نیز منطقه البروج بر روی آن رسم شده بود و دارای موتوری بود که به وسیله فشار آب کار می کرد. اگر ستاره ای در آسمان افول می کرد، در همان لحظه، تصویر آن ستاره در پشت صفحه نماینگر افقی دستگاه مخفی می شد، و اگر ستاره ای طلوع می کرد، تصویر آن بر روی دستگاه نمایان می شد.

بدیع‌الزمان ابوالعز بن اسماعیل بن رزاز جَزَری (وفات ۶۰۲ ق) کتاب وی الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعة الحیل با کوچکترین جزئیات و با رسم فنی دستگاه‌هایی چون ساعت‌های نجومی، آبی و شمعی، وسایل سرگرمی، وسایل شستن و وضو گرفتن، فواره‌ها، مشاین‌های کشیدن آب، قفل رمزی و قفل کلون‌دار، ابزار هندسی و… دارای اهمیت است.
او مهندس بسیار ماهر قرن 12 بود که سیستم میله‌های اتصال آن مفهوم ماشین‌های اتوماتیک را تغییر داد. از جمله ساعت فیل – یک نماد وضعیت که رباتیک را با چهره های متحرک به ثبت رسانده است.
الجزری نخستین ربات قابل برنامه‌ریزی انسان نما را در اواخر عمرش ساخت. به این علت او به عنوان پدر علم مهندسی رباتیک شناخته می‌شود. اختراع او، یک قایق آبی بود که در آن چهار نوازندهٔ مصنوعی موسیقی برای مراسم و برنامه‌های جشن سلطنتی، آهنگ می‌نواختند و حاضران را سرگرم می‌کردند. سازها به صورت هیدرولیک و با کمک آب برنامه‌ریزی می‌شد.
میل لنگ توسط الجزری ابداع شد؛ که به تدریج در سراسر جهان گسترش یافت و در ابداعاتی مانند دوچرخه و موتورهای احتراقی داخلی مورد استفاده قرار گرفت.
جزری علاوه بر دانش ها و فنون مهندسان مسلمان پیش از خود تعدادی از ابزارها و دستگاه های مکانیکی و هیدرولیکی مثل موتورهای بخار و موتورهای درون سوز را طراحی کرده و ساخته بود. بطوری که حتی امروزه هم تاثیر نوآوری های او در علم مکانیک قابل مشاهده است.

روژه گارودی دانشمند فرانسوی می گوید: کتاب الجزری، محتوای اصلی مکانیک لئونار و بسیار برتر از مکانیک هرون اسکندرانی و ماشین های تخلیه‌ی فیلون بیزانطینی بوده است.

ابن سینا هم در زمینه‌ی حرکت، نیرو، خلأ، نور، حرارت و وزن مخصوص مطالعه داشت. رساله‌ی او درباره‌ی فلزات تا قرن سیزدهم میلادی، مرجع علم طبقات الارض بود.
درباه قانون ثقل و جاذبه عمومي ابن سينا در مبحث خلأ مي گويد: «سنگي كه به هوا پرتاب مي شود اگر معاوفت هوا (يا ساير اصطكاكات) در كار نباشد، آن سنگ تا سطح مُحدِّدُ الجهات به حركت خويش ادامه مي دهد.» معناي اين سخن اين است كه اگر جسمي در اثر نيروي خارجي وارد بر آن، به حركت درآيد بعد از آنكه علاقه جسم با نيروي خارجي از بين رفت، آن جسم براي هميشه به حركت خود ادامه مي دهد. مگر آنكه عوائقي در كار باشد و مانع ادامه آن حركت شود. چنانكه واضح است اين مطلب عين قانون جبر نيوتن و گاليله است و چند قرن قبل از آنها توسط ابن سینا بیان شده است.
شهید مطهری می گوید: قانون اينرسي در نظريات دانشمندان و فلاسفه دوره اسلامي به طور صريح به چشم مي خورد و اساساً تبيين و تشريح فلاسفه و منجمّان اسلامي درباره اين قانون بسي بيشتر و پرمحتواتر از آن چيزي است كه گاليله و ديگران گفته اند… دانشمندان اسلامي هر دو جنبه قانون اينرسي را به خوبي و با تفصيل بسيار مورد بررسي و كنكاش قرار داده بودند. يعني حركت دائمي اشياي متحرك در خلأ به شرط عدم مانع، و نيروي دروني اشيا در حركت به جهات گوناگون. اين قانون همچنين در انديشه ملاصدرا و نيز در لابه لاي اشكالات ابوريحان به ابن سينا مشاهده مي شود. ملّاصدرا همچنین در گزارشي از كتاب الحدود ابن سينا، نظريه «جاذبه عمومي» را با توضيحات بسيار جالب و زيبا به او نسبت داده است.
دکتر ولایتی می گوید: ابن سینا در فیزیک نیز تبحر داشته است. زیرا درباره‌ی کمیت های نامحدود بحث و مسائلی را درباره‌ی اتم مطرح کرده است.
هونکه: ابن سینا به مسئله‌ی کوچکترین مقیاس، چه در فیزیک و چه در ریاضی پرداخته است. مبحثی که در قرن هفدهم میلادی به محاسبه‌ی بی نهایت توسط نیوتن و لایب نیتس انجامید.
دانشمند مسلمان کندی هم در مبحث فیزیک، کتاب های بسیاری درباره‌ی وزن اجسام، جزر و مد و مسائل نور نوشته بوده است. زیگرید هونکه درباره کندی می نویسد: او اندازه گیری زاویه به وسیله پرگار را در هندسه متداول کرد و چگالی اجسام مایع را محاسبه نمود و آزمایش هایی درباره قانون جاذبه و سقوط اجسام انجام داد. ویل دورانت هم درباره او می گوید: تحقیقات کندی درباره نور که در کتاب نورشناخت منعکس شده است، بعدها تاثیر فراوانی بر نظریات راجر بیکن گذاشت.
ابو محمد کرجی ریاضیدان و مهندس قرن پنجم هجری، کسی بود که بخارهای محبوس درون زمین را سبب زمین لرزه اعلام کرد و با رجوع به وضع چشمه ها، به گونه ای به پیش بینی زلزله پرداخت. او زمین را کروی می دانست. همچنین ثابت بن قره، کسی بود که قوانین اهرم را از قوانین نیرو شناسی استخراج کرد.
و اولین کسی که وسیله ای برای پرواز را ساخت عباس ابن فرناس دانشمند مسلمان بود. ابن فرناس درسال 880 میلادی موفق شد وسیله ای پرواز کننده با پارچه و پر بسازد که برای مدتی، او را در هوا نگاه داشت و به حالت پرواز درآورد. او دستگاهی به نام ” المیقاته” به جهت شناخت اوقات و زمان ها ساخت. و در خانه اش آسمانی بود، آسمان نما یا پلانتاریوم با ستارگان، ابرها، برق ها و رعدهایش.
قطب نما اولین بار توسط مسلمانان ساخته و در دریانوردی استفاده گردید. “سیدیو” و “سارتون” كه از مستشرقین و دانشمندان بزرگ غربی هستند؛ تاكید كرده اند كه “مسلمانان بودند كه اولین بار از سوزن مغناطیسی یا قطب نما استفاده كردند و اروپا این وسیله را از مسلمانان گرفتند. هنری لوکاس در کتاب تاریخ تمدن در مورد این وسیله می گوید:« پیشینه این ابزار را باید نزد مسلمانان سراغ گرفت… اروپاییانی که از قطب نما استفاده می کردند، دریانوردانی بودند که با مصر و سوریه مناسبات بازرگانی داشتند.
پی یر روسو می نویسد: هارون الرشید برای شارلمانی پادشاه فرانسه ساعت زنگ داری به عنوان هدیه فرستاد که به صورت خودکار، کار می کرد و اهالی مغرب زمین آن را هشتمین عجائب جهان پنداشتند. “سیدیو”در كتاب تاریخ عرب می گوید: “مسلمانان در علم مكانیك راه درازی را پیمودند و هنگامی كه “هارون الرشید”ساعت رقاصك داری برای “شارلمانی” فرستاد درباریان از دیدن آن بسیار متعجب شدند و نتوانستند اجزا و شیوه ی كار آنها را بشناسند.” دکتر برنار، استاد دانشگاه آکسفورد، اختراع آونگ در ساعت را به مسلمین نسبت می‌دهد.
گوستاولوبون می گوید: تا به اینجا این مطلب ثابت شد که اکتشافات مسلمانان در طبیعیات اهمیتش کمتر از ریاضیات و علم هیئت نبوده و پایه معلومات مسلمانان در فیزیک و به خصوص امور بصری آن بلند و عالی است. مسلمانان بودند که آلات دقیق مکانیک را اختراع کردند.
دکتر زیگرید هونکه می گوید: «مسلمانان، نخستین کسانی بودند که در علوم و ابزار مکانیک و فیزیک تألیفاتی نمودند آن ها تکنسین های با ذوق و زبردستی بودند و برای آبیاری زمین، انواع چرخ های آبی، و ماشین هایی که آب را بالا می کشید، ساختند.
شهید مطهری می گوید: اينكه گفته اند براي اولين بار لاووازيه قانون بقاي ماده را بيان كرده و سپس انيشتين قانون بقاي انرژي را همسان با آن قانون مطرح نموده است، كاملا نادرست و خلاف وقايع تاريخي علم و فلسفه است. و در بررسي تاريخ فلسفه اسلامي قانون مزبور به صورت كاملا مشروح و روشن مشاهده مي شود.
حتی باید گفت نظریه بی نهایت بودن ذرات پرفسور حسابی که موجب شهرت او در جهان شده، نظریه ای بود که پرفسور حسابی آن را از فلسفه اسلامی اقتباس کرده و فلاسفه مسلمان قرن ها قبل به آن پرداخته بودند. ایشان قبل از مطرح کردن این نظریه، آن را با علامه محمد تقی جعفری در میان گذاشته و در خصوص آن اطلاعات لازم را بدست آورده و سپس آن را با ساختاری فیزیکی ارائه نمودند.
ديويد هاليدى می گوید: ماجراي سيبي كه به سر نيوتن خورده و ذهن بشر را متوجه مسئله جاذبه زمین كرده است. افسانه اي است كه عده اي از دانشمندان غربي نيز آن را قبول ندارند. پروفسور استفن هاوکينگ (Stephen Hawking) دانشمند فيزيکدان انگلیسی که صاحب کرسی اسحاق نيوتن، دانشمند معروف در دانشگاه کمبريج است؛ در کتاب معروف خود بنام (A brief history of time) يعني تاريخ مختصري از زمان، از اسحاق نيوتن به عنوان شخصيتي ياد کرده که معلومات و اکتشافات خود را از ديگران سرقت مي کرده و به نام خود ثبت مي نموده است.
به غیر از کشف قانون جاذبه توسط دانشمندان مسلمان چند قرن قبل از نیوتن، قوانین سه گانه ای هم که با نام نیوتن شهرت یافته اند، قرن ها قبل از او، در کتاب های دانشمندان اسلامی مطرح و تشریح شده است که بصورت مختصر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
قانون اول: جسم در حال سکون یا حرکت در خط مستقیم می باشد و تا نیرویی به آن وارد نشود حالتش تغییر نمی کند. ابن سینا در کتاب «الاشارات و التنبیهات» می گوید: انک لتعلم الجسم اذا خلی و طباعه و لم یعرض له من الخارج تأثیر غریب لم یکن له بد من موضع معین و شکل معین من طباعه مبداء استیجاب ذلک. یعنی همان گونه که می دانید هر جسم در طبع و حالت خاصی می باشد و از این حالت خارج نمی شود مگر این که یک عامل خارجی بر روی آن تأثیر بگذارد.
هم چنین در نوشته های اخوان الصفا رساله 24 می خوانیم:الاجسام الکلیات کل واحد له موضع مخصوص و یکون واقفاً فیها لا یخرج الا یقسر فاسر. همه اجسام در یک وضع مخصوص یا وضع بی حرکتی هستند. مگر این که نیرویی آن ها را مجبور کند که از حالت بی حرکتی در بیایند.
هم چنین فخر رازی در کتاب «المباحث الشرقیه فی علم الالهیات و الطبیعیات» می نویسد:طبیعه کل عنصر تقتضی الحرکه بشرط الخروج عن الحیز الطبیعی و السکون شرط المحصول علی الحیز الطبیعی. هر شیء به طور طبیعی در حالت خود(حرکت یا سکون) می باشد و از آن حالت خارج نمی شود؛ مگر این که نیرویی به آن وارد شود. باز در همان کتاب امام فخر رازی می گوید: و قد بینا تجدد مراتب السرعه و البط ء یحسب تجدد مراتب المعاوقات الخارجیه و الداخلیه. تجدید مراتب (اندازه) سرعت و کندی (شتاب منفی) جسم به شدت مقاومت های داخلی و خارجی جسم بستگی دارد.
قانون دوم: سرعت هر جسمی در هنگام حرکتش، با آن قدرتی که روی آن مؤثر است، متناسب است.
فخرالدین رازی در کتاب المباحث المشرقیه می گوید: فان الجسمین لو اختلفا فی قبول الحرکة لک یکن ذلک الاختلاف سبب المتحرک، بل بسبب اختلاف حال القوه المحرکه فان القوه فی الجسم الاکبر، اکثر ممافی الاصغر فهو موجود فی اکبر مع زیاده. یعنی اختلاف حرکت در دو جسم به دلیل خود شیء نیست بلکه به علت مقدار نیرویی است که بر آن ها وارد می شود مقدار انرژی جسم بزرگ در حال حرکت نسبت به جسم کوچک تر بیشتر است.

هم چنین ایشان در مورد مقاومت هوا در جائی از همین کتاب می نویسد: و ما القوه القسریه فانها یختلف تحریکها للجسم العظیم و الصغیر لا الاختلاف المحرک بل الاختلاف حال المتحرک فان المعاوق فی الکبیر اکثر منه فی الصغیر و هکذا. مقدار مقاومت هوا بر روی اجسام بزرگ و کوچک متفاوت است این نه به خاطر خود جسم بلکه به علت تفاوت مقدار اصطکاک هوا بر روی اجسام می باشد، که در جسم بزرگ تر بیشتر است. این همان قانونی می باشد که گالیله از ایشان اقتباس کرده است و در آزمایش معروف رها کردن یک پر و یک چکش از برج پیتزا این وضع را به نمایش می گذارد.
قانون سوم: هر عملی عکس العملی به دنبال دارد که مخالف آن و مساوی آن است. ابن برکات هبه الله بغدادی در کتاب «المعبر فی الحکمه» می نویسد:این الحلقه المتحاذبه بین المصارعین لکل واحد مین المتجاذبین فی جذبها و قوه مقاومه لقوه الاخر و لیس اذا اغلب احد هما فجذبها نحوه تکون قد خلت من قوه جذب الاخر، بل تک القوه موجوده مقهور و لولاه ها لما احتاج الاخر الی کل ذلک الجذب.
و امام فخر رازی در کتاب المباحث المشرقیه می نویسد: الحلقه التی یحزبها جاذبان متساویان حتی وقفت فی الوسط لا شک ان کل واحد منها فعل فیها فعلاً معوقا بفعل الاخر. حلقه (شی) که بین دو نیرو ساکن می ماند به علت این است که هر دو نیروی وارد بر جسم مساوی و مخالف هم هستند.
قرینه دیگری که ثابت می کند کشفیات منسوب به نیوتن از دانشمندان مسلمان گرفته شده است؛ علاقه شدید ویلیام ویستون دانشمند بزرگ فیزیک و ریاضیات و جانشین نیوتن در کمبریج، به اسلام می باشد. ایشان به علت اعتراف به جایگاه دانشمندان اسلامی و علاقه ای که به آنها بدلیل دستاوردهای علمی شان داشت، در سال 1709 میلادی از دانشگاه کمبریج اخراج شد!

 

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در پزشکی و داروسازی

در زمينه‌ پزشكی‌ مسلمانان‌ به‌ گونه‌ای‌ پيشرفت‌ كرده‌ بودند كه‌ علاوه‌ بر تشخيص‌ و درمان، بسياری‌ از بيماری‌ها را جراحی‌ می‌كردند. آنها خود وسايل‌ جراحی‌ را ساخته‌ و داروی‌ بيهوشی‌ را در عمل‌ جراحی‌ مورد استفاده‌ قرار می‌دادند كه «ابوالقسيس‌ » از اين‌ دسته‌ است‌. از بزرگ ترین جراحان اسلامی ابوالقاسم اندلسی معروف به ابوالقسیس است که در قرن پانزدهم میلادی می زیسته و بسیاری از آلات جراحی را شخصاً اختراع نموده است.
هالر می نویسد: تمام جراحانی که بعد از قرن چهاردهم میلادی آمده اند منابع علمی آنها کتب ابوالقسیس بوده است و به قول ماکس میرهوف، رساله های او را باید اساس جراحی کنونی اروپا شمرد. کتاب های او بارها به زبان لاتین به طبع رسیده و آخرین چاپ آن در سال ۱۸۶۱ میلادی صورت گرفته است.
ابن نفیس ۳۰۰ سال قبل از ویلیام هاروی سیستم گردش دوران خون را کشف و تشریح نموده است. او چکیده‌ی کتاب قانون ابن سینا را نوشت و در آن از گردش خون ششی(گردش خون کوچک) سخن گفته است.
 صفحه‌ای از ترجمه کتاب ابزارهای جراحی به لاتین که در سال ۱۵۳۱ چاپ شده‌است. و در آن در مورد ابزار جراحی ابوالقاسم الزهراوی توضیح داده است.پزشک مشهور “الزهراوی” یک کتاب مرجع هزار و ۵۰۰ صفحه ای مصور را از جراحی ارائه کرده که مدت ۵۰۰ سال به عنوان مرجع در کشورهای اروپایی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. الزهراوی اولین طبیب مسلمانی بود که حدود دویست وسیله جراحی را اختراع نمود که تا امروز با تغییرات اندکی در بزرگترین بیمارستان های دنیا مورد استفاده قرار می گیرد. او بیماری های هموفیلی، شیوه سوزاندن زخم و شکستن سنگ های مثانه را نیز نشان داد. او سه روش بخیه زدن را، که بیشتر در جراحی شکم به کار می‌رود، ابداع کرده است. همچنین راه کارهایی برای تسهیل زایمان‌های غیر طبیعی پیشنهاد کرده است که امروزه نیز استفاده می‌شود.
ژوزف بورلو در کتاب تمدن اسلامی می نویسد: ابوالقاسم زهراوی اندلسی نیز نزد غربی ها، بزرگترین پزشک و جراح عصر خود بلکه مشهورترین جراح مسلمانان بود و کتاب او به نام «التصریف لمن عجز عن التالیف» دایرة المعارفی است که در آن شرح عمل های جراحی و تشریح و ترسیم حدود دویست وسیله جراحی، ارائه شده است. ضمناً او بیماری های هموفیلی، شیوه سوزاندن زخم و شکستن سنگ های مثانه را نیز نشان داد.
زکریای رازی در پزشکی آنچنان مورد توجه اروپائیان بوده است که خانم دکتر هونکه می نویسد: در قرن پانزدهم میلادی کتاب پر عظمت و گران قیمت «الحاوی» پنج بار در اروپا انتشار می یابد. بخش های مختلف این کتاب نیز به طور جدا منتشر می شود. در اروپا نوشته دیگری از این دانشمند درباره «آبله و سرخک»، بیش از چهل بار به چاپ می رسد. این نوشته کوچک موفق شد به مدت هزار سال مورد توجه و تمایل قرار بگیرد. امروزه این نوشته هنوز جزو آثار اسکولاستیک به حساب می آید.
رازی توانست در مدت حیات خود راز جوهر گوگرد (راج سبز یا سولفات دوفر) را به دست آورد و از الکل و دیگر موادی که خود کشف کرده بود، در داروسازی استفاده کند. او نخستین فردی است که میان علم شیمی و پزشکی رابطه ای خاص به وجود آورد. این حکیم دانشمند استفاده از پنبه را نیز در پزشکی رواج داد و طرز استفاده از آن را به دیگر پزشکان آموخت. رازي نخستين كسي بود كه بيماري حصبه و آبله را تشخيص داد. او پزشکی است که آبله را از سرخک و نقرس را از روماتیسم، مجزا دانسته و توصیف دقیقی از این بیماری‌ها نوشته است. ميان پزشكان اتفاق نظر است كه رازي، مبتكر نخ بخيه جراحي و پماد جيوه است. او نخستین پزشکی است که از نخ‌هایی از جنس مو در جراحی استفاده کرده است. رازی نخستین فردی بود که تاثیرهای سم شناسی جیوه را روی بدن میمون آزمایش کرد و نشان داد که میمون دچار کرامپ های عضلانی(درد و انقباض) شده و علایم مسمومیت در آنها به وضوح دیده می شود.

رازی نخستین شخصی بود که پاسخ مردمک به نور را کشف کرد که تایید این تشخیص صد سال بعد به وسیله غربی ها گزارش شد. این دانشمند برجسته نخستین فردی محسوب می شود که تشخیص بالینی بسیار قوی انجام می داده است. رازی در تشخیص التهابات پرده جنب«ذات الجنب یا پلوزی»(التهاب در غشای نازک دولایه ای که سطح ریه ها و محوطه قفسه سینه را پوشانده است) مهارت بسیاری داشت.
خانم دکتر هونکه درباره کیفیت برخورد رازی با بیمار و حدود توانایی و حاذقیت او در درمان بیماری می نویسد: «شهرت کم نظیرش به عنوان پزشک و استاد، طالبین علم را از هر گوشه مملکت به خود جلب می کرد. هرگاه از بیمارستان بازدید می نمود یک عده دانشجو و پزشک به دنبال او به حرکت در می آمدند تا از معلومات و تجربیات چند جانبه اش، دانش خود را تکمیل کنند. بیمارستان و کلاس درس وی مملو بود از استادان علم طب و شاگردان آنها، بطوری که نظیرش تا آن زمان دیده نشده بود. «جرج سارتن» درباره محمد زکریای رازی گفته است: «رازی بزرگ ترین پزشک اسلام و قرون وسطی بود.»
ابو علی سینا از دیگر پزشکان بزرگ اسلامی است. او نخستين كسي بود كه “مننژيت” را توصيف كرد. ابن سینا در کتاب قانون، ورم حجاب حاجز را از بیماری ذات الجنب جدا می کند؛ او نخستين كسي بود كه فلج ناشي از عامل داخلي در مغز و فلج ناشي از عامل خارجي را از هم جدا كرد. او سكته مغزي ناشي از فراواني خون را توصيف كرد و با اين توصيف نظريه حكماي يونان را كه در آن زمان حاكم بود، باطل دانست. او به بيماي هاي مسري از اشخاص به يكديگر از طریق تماس و از راه آب و خاك پي برد. او اولين كسي بود كه بيماري “انكلستوما” را شرح داد و گفت: “اين بيماري ناشي از يك كرم روده است” و آن را كرم گرد كه امروزه به كرم قلاب دار موسوم است، ناميد. امروزه دانشمندان اروپا ادعاي دانشمند ايتاليايي “دوبيني” را كه معتقد بود اين بيماري را كشف كرده، پذيرفته اند! اما پيداست كه بوعلي اين بيماري را نهصد سال پيش از آنكه دوبيني و اروپايي ها آن را بشناسند، توصيف كرده است. بر اساس برخی از تحقیقات، دیدگاه های ابن سینا در تشخیص و درمان بعضی از بیماری ها مانند آسم دقیق تر و موثرتر از یافته های پزشکی مدرن است یا در مورد زردی، انسداد مجاری صفراوی و سوءهاضمه کبدی، داروهای تجویزی وی منطبق با یافته های تحقیقات جدید هستند. او يك روانپزشك بي نظير بود و معتقد بود هيجان ها و عوامل رواني مثل ترس، غم و اندوه، نگراني، شادماني و جز آنها روي اندام هاي بدن و وظايف آن تاثير مي گذارند به همين دليل براي درمان بسياري از بيماري ها ابتدا به روان درماني مي پرداخت تا بيمار را علاج كند. ابن سینا در قسمت داروشناسی کتاب قانون از هفتصد و شصت دارو سخن می گوید. کتاب های محمد بن زکریای رازی و ابو علی سینا تا قرن ها بعنوان متون اساسی و مرجع پزشکی در دانشگاه های بزرگ اروپا تدریس می شد.
گوستاولوبون درباره فعالیت های طبی بوعلی سینا می نویسد: کتاب های بوعلی سینا به تمام زبان های دنیا ترجمه شده و تا مدت شش قرن اصل و مبنای طب شناخته گردید. مخصوصاً در دارالفنون های فرانسه و ایتالیا، تنها کتاب های بوعلی سینا جزء کتب درسی در طب مقرر شده بود. در فرانسه تنها پنجاه سال است که کتب مذکور از برنامه های درسی خارج شده اند.

خانم دکتر هونکه آلمانی درباره بوعلی می گوید: تا سال ۱۵۰۰ میلادی، ۱۵ بار در اروپا کتاب قانون ابن سینا چاپ شد. در حالی که کتاب جالینوس فقط دو بار چاپ شد. در صد سال بعد، چاپ قانون ابن سینا به ۲۰ بار رسید و تا نیمه دوم قرن هفدهم میلادی همچنان مکرر چاپ می شد. به این ترتیب کتاب ابن سینا در طول تاریخ جهان بشریت بیش از هر کتاب پزشکی دیگری مطالعه و تدریس شده است.
جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی می‌داند. همچنین وی او را مشهورترین دانشمند دیار ایران می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است.

آنچه آلبرت کبیر دارد(یکی از بزرگترین دانشمندان پیشتاز در اروپا که غربی ها به لقب کبیر از او یاد می کنند) همه از ابن سینا می باشد. در واقع او شارح آثار ابن سینا در فلسفه و طبیعیات بوده است. چنانچه دیوید. سی. لیندبرگ به گونه اي محترمانه به این مسئله اعتراف می کند و می گوید« آلبرت کبیر به شدت به ابن سینا متکی بود». وابستگی آلبرت کبیر به نوشته های ابن سینا به حدی بود که حتی توصیف ابن سینا از جفت گیری کبک ها را با اضافه کردن بعضی از مشاهدات شخصی اش در کتاب هایش می نویسد.
نویسندگان دائره المعارف بریتانیا درباره ی ابن سینا گفته اند:(این یک حقیقت متحدالقول است که بوعلی، از قرن 12 تا قرن 17 میلادی، تنها راهنمای طب بوده است و کتاب های او در دانشگاه های اروپا تدریس می شد. کتاب قانون او تا سال 1650م در دو دانشگاه مون پلیه و لوون تدریس می شد و کتاب قانون او 16 دفعه در قرن 15 و 20 دفعه در قرن 16 به زبان لاتین، ترجمه و چاپ شد و بسیاری از علمای بزرگ قرون وسطی و قرون بعد اروپا در توضیح و تشریح مطالب این کتاب، رنج های فراوان برده اند.)
ابن رشد فیلسوف و پزشک مسلمان اهل قرطبه است که به نام اورائس بزرگ قرون وسطی معروف است. او مصونیت یافتن دائمی بیمارانی را که به بعضی امراض مانند آبله دچار شده اند را اثبات می کند. مسلمانان پنجاه سال قبل از اروپا، کودکان را در ترکیه واکسینه می کردند. آنچه در اروپا در اواخر قرن هیجدهم شروع شد؛ یعنی کوبیدن آبله برای مصونیت یافتن از آن، به وسیله مسلمانان کشف شده بود. زیربنای فکری این کشف و همچنین روش عملی اش نیز درست مانند آبله کوبی مدرن بود. یعنی به وسیله باکتری های ضعیف شده، بیماری تصنعی را سبب شده تا بدین وسیله مصونیت به وجود آید. پروفسور Lee Hee-soo در تحقیقات خود به درمان آبله یکی از درباریان دودمان شیلا در کره توسط پزشکان مسلمان در سال ۲۵۸ هجری شمسی اشاره می‌کند.
آقای ارنست دوچسن پزشک فرانسوی ۵۰ سال قبل از فلمینگ خواص پنی سیلین را در مقالات زیادی در اروپا انتشار داد. اما با کمال تعجب می بینید که کشف پنی سیلین به فلمینگ نسبت داده می شود. چون دوچسن آنقدر انصاف داشت که اعتراف کند که این کشف خود او نبوده و آن را از دانشمندان مسلمان آموخته است.
دکتر هونکه درباره ابن زهر اندلسی می نویسد: علم طب مدیون همین پزشک و فیلسوف اندلسی یعنی ابن زهر می باشد. او از نظر فکری با رازی خویشاوندی داشت و اولین شرح واضح و قابل تفکیک بیماری التهاب دیافراگم، و التهاب مرطوب و التهاب خشک کیسه آبشامه قلب را ارائه داده و اختلاف آن را از بیماری های ریوی نمایان کرده است. همچنین تکمیل روش تنقیه و تغذیه مصنوعی در مورد انواع فلج مری را مفصلا بیان کرده، و سیر بیماری سرطان معده را بسیار عالی شرح می دهد. همچنین اوست که واگیردار بودن مرض سل سینه و خطراتی که آفتاب شدید برای این بیماران دارد را گوشزد می کند. ابن زهر اندلس کتاب مهمی در زمینه پادزهر نوشت.

اولين کتاب درباره چشم‌پزشكى را دانشمند جهان اسلام «حنين بن اسحاق» نوشت. اين کتاب به‌همراهى اثر مهم على بن عيسى بغدادى؛ يعنى «تذكرة الكحالين» و عمار موصلى مأخذ اصلى و پايه چشم‌پزشكى اروپا شدند. مسلمانان در زمینه جراحی چشم به موفقیت های چشم گیری دست یافتن که از آن جمله درمان آب مروارید چشم به وسیله عمل جراحی بود.
مسلمانان اولین کسانی بودند که اساس بیمارستان و دانشگاه را گذاشتند. تاریخ‌نگاران بیش از 80 بیمارستان پیشرفته را در سرزمین‌های اسلامی توصیف کرده‌اند. که یکی از آنها در قاهره 800 تختخواب داشت و بخش های مختلف را مجزا کرده بود. بیمارستان بغداد که در زمان هارون‌ الرشید ساخته شد، مهم‌ترین و پیشرفته ترین آن‌ها بوده است. محل این بیمارستان با دقت انتخاب شد و آب دجله با لوله‌های سفالی به داخل همه‌ی اتاق‌های آن جریان داشت. رازی هنگام انتخاب محل بیمارستان عضدی بغداد، تکه‌های گوشت گوسفند را در مکان‌های مختلف شهر آویزان کرد و آن‌ها را پس از 24 ساعت با هم مقایسه کرد. تکه ای که کمتر فاسد شده و سالم‌تر بود، در محل آویزان شدن آن، بیمارستان عضدی را ساختند. رازی به این طریق تاثیر محیط و هوا را بر تسریع عفونت و بیماری مشخص نمود. در این بیمارستان‌ها بیماران را رایگان درمان می‌کردند.
همچنین از قرن نهم به آن طرف بيمارستان‌هاي متعددي در شهرهاي اصلي بغداد بنا شد يكي از بزرگترين آنها منصوري بود، كه در سال 1284م بنا نهاده شد كه 800 نفر را سرويس مي‌داد. ‌اين بيمارستان به طور وسيعي برقرار بود، به نحوي كه نه تنها بخش بيماران زن و مرد از هم تفكيك مي‌شدند، بلكه بخش‌هاي مجزایی براي بيماري‌هاي مختلف مانند تب و هيجانات، چشم درد، اسهال خوني و جراحي داشته است. علاوه بر تعدادي جراح و پزشك كه بعضي از آنها متخصص بودند، تعدادي كارمند اداري، يك داروخانه، فروشگاه، يك كتابخانه و تسهيلاتي براي سخنراني وجود داشته است.
” دوبیر” استاد دانشگاه نیویورک در کتاب “نبرد میان دین و دانش” !! می نویسد: آنها(مسلمانان) علوم قدیمه را به ترقی و تعالی رساندند و علوم جدیدی هم ابداع نمودند که قبل از آنان کسی با آن آشنایی نداشت… دانشگاه های مسلمین به روی دانشجویان اروپا که از سرزمین های خود در طلب علم نزد آنان می آمدند، همیشه باز بود و پادشاهان و امرای اروپا برای معالجات خود به سرزمین های اسلامی روی می آوردند.
هچنین بیمارستان‌های مربوط به بیماری‌های روانی نیز توسط مسلمین ساخته شد. «ژوزف‌ ماك‌ كاپ»‌ در كتاب‌ عظمت‌ مسلمانان‌ در اروپا می‌نويسد: «مسلمين‌ نخستين‌ كسانی‌ بودند كه‌ علم‌ روانشناسی‌ را اختراع‌ كردند.»
ابن بیطار(وفات 646 هجری قمری)، در کتاب الجامع المفردات الادویه و الاغذیه که به صورت الفبایی تنظیم شده است، هزار و چهارصد داروی حیوانی، گیاهی و معدنی، روش استفاده از آن‌ها و این که کدام یک را می‌توان به جای دیگری استفاده کرد، شرح داده است. او در نوشتن این اثر بزرگ از مشاهده‌های خود در سفرهای علمی متعدد به سرزمین‌های مشهور آن زمان و کتاب‌های 150 صاحب نظر از جمله ابن جلجل، رازی و ابن سینا بهره گرفته است. او در این کتاب نام داروهای مختلف را به زبان‌های مختلف آورده است.
ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن می نویسد: نخستین بار داروخانه به وسیله مسلمانان ایجاد شد و هم آنها نخستین مدرسه داروشناسی را بنیاد نهادند و در علم قراباذین کتاب های معتبر نوشتند.
و مورخ دیگر فیلیپ خلیل حتی در کتاب تاریخ عربی می نویسد: استعمال دارو در نزد مسلمین در آن روزگار پیشرفت بسیار کرده بود. مسلمین اولین کسانی بودند که دکان های دارو فروشی پدید آوردند و هم آنها قدیمی ترین مدرسه داروگری را بنیاد نهادند. و نخستین کتاب قراباذین یعنی طریقه ترکیب داروها را بجا نهاده و درباره ترکیب داروها رسائل مکرر نوشته اند.
مورخ مشهور ، جرجی زیدان در این رابطه می نویسد: دانشمندان اروپا که در رستاخیز علمی اخیر خود در فن داروسازی مطالعه و تحقیق نمودند، دریافتند که مسلمین پایه گذار این علم هستند و آنها بودند که برای نخستین بار طریقه داروسازی را ترتیب داده و داروهای تازه ای پیدا کردند.
خانم دکتر هونکه در این زمینه می گوید: جمع آوری فرمول های دارویی در یک کتاب از دانشمندان اسلامی سرچشمه می گیرد. کتاب هایی که برحسب آن بعضی از داروسازان تا قرن هفده میلادی داروهای خود را می ساختند. مدت ها بود داروهائی که نزد مسلمانان معمول بود از طریق تجاری و در درجه اول از طریق بندقیه به اروپا جریان داشت. در نزدیکی سیسیل که تحت حکومت مسلمانان بود با ترجمه کامل طب اسلامی بوسیله کنستانتین آفریقائی به داروسازی اروپا جان تازه دمیده شد که شعاع های آن تا رودخانه راین آلمان و در نوشته ها (هیلدگاردفون بینگن) رسید. تأثیرات مستقیم علمی مسلمانان روی داروسازی اروپا تا آخر دوران هومانیستی و رنسانس باقی ماند. بلکه تا قرن 19 میلادی نیز روی آن تأثیر گذاشت. در سال 1758 میلادی بخش هائی از علم داروسازی ابن البیطار مجددا به چاپ رسید. حتی در سال 1830 میلادی کتاب داروسازی اروپایی بر مأخد عربی و فارسی، متعلق به قرن 12 میلادی بود.

 

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در ریاضیات و هندسه

از جمله اكتشافات مسلمین در ریاضی عبارت است از: روش محاسبات و فرمول‌هاى مثلثات كروى؛ مثلثات كروى قائم‌الزاويه؛ مثلث حسابى كرجى؛ حل مسئله تثليث زاويه؛ سكانت؛ تانژانت؛ سينوس؛ كوتانژانت (ظل تمام)؛ روش ساخت عدد كامل؛ حاصل جمع توان‌هاى متوالى؛ حاصل جمع توان‌هاى سوم و چهارم؛ مجموع‌هاى توان‌هاى صحيح و…
مسلمانان با تلفیق جبر و هندسه، اصول هندسه تحلیلی را به وجود آوردند. آنها نخستین كسانی بودند كه برای حل بعضی از مسائل هندسی از جبر، و برای حل بعضی از مسائل جبری از هندسه استفاده كردند. آنها مثلثات مسطحه و مجسمه را تكمیل كردند، و برای توابع مثلثاتی جدول های صحیح فراهم آوردند و چند تابع مثلثاتی را كشف كردند.
سیستم اعدادی که امروز در دنیا از صفر تا به ۹ مورد استفاده قرار می گیرد برای اولین بار در کتب خوارزمی و الکندی مشاهد شده است. و اعداد لاتین، همان اعداد خوارزمی هستند که بر اساس تعداد زاویا توسط خوارزمی ابداع شدند و غربی ها آن را جایگزین اعداد بدوی یونانی نمودند. آ. سی کرومبی می گوید: پذیرش این نظام(اعداد اسلامی) در جهان مسیحیت، یکی از پیشرفت های بزرگ در علم اروپایی محسوب می شود. جایگزینی این اعداد با اعداد رومی، به جهت تسهیل نمودن عمل محاسبات، زمینه ساز بسیاری از پیشرفت های اروپاییان گردید.
خوارزمی علاوه بر ابداع زیج، در جبر و ریاضیات نیز آثار مهمی تألیف كرد. كتاب حساب الجبر و المقابلة او تا قرن شانزدهم از متون اصلی درس ریاضیات در دانشگاه های اروپایی بود. علم جبر در ریاضیات هم به افتخار کتاب “الجبر و المقابله” خوارزمی این نام را بخود گرفته است.

صفحه‌ای از کتاب المختصر فی حساب الجبر والمقابله اثر خوارزمی
دومین اثر خوارزمی که نامش را جاودان ساخت، همان کتاب آموزشی فن محاسبه بود. این کتابچه نیز به اسپانیا آورده و در اوایل قرن دوازدهم میلادی به لاتین برگردانده شد. ترجمة آن از عربی به لاتین با این جمله آغاز می گردد: چنین گفت الگوریتمی(الخوارزمی)، بگذار خدا را شکر گوییم، سرور و حامی ما. یعنی واژه الگوریتم در ریاضیات همان نام خوارزمی است. جورجی زیدان در این خصوص می گوید: تاثیر خوارزمی در اروپا به قدری بود که دانشمندان مغرب زمین از کلمه الخوارزم، لفظ الگوریزم را اقتباس کردند. فلیپ حتی نیز می گوید: نام او(خوارزمی) به شکل الگوریسم در اروپا معادل فن محاسبه تلقی شد.
تا قرن سیزدهم میلادی عدد صفر مجهول بود تا این که خوارزمی آن را کشف کرد. و خود کلمه zero(صفرو) کلمه ای عربی است. «فیلیپ حتی» ورود آن را به زندگی روزانه‌ی انسان به منزله‌ی بزرگترین خدمتی می‌داند که دانش مسلمانان به دنیای غرب کرده است.

نکته جالب دیگر این که اصطلاح X به عنوان ناشناخته، در کتاب خوارزمی به کاربرده شده و خوارزمی کلمه شیء (=چیز) را برای مجهول به کار گرفته است. این کلمه به صورت Xei وارد زبان اسپانیایی شد و بعدها به اختصار فقط X نوشتند. او کسی بود که علامات اعشاری را برای نخستین بار به کار برد.
بنيان‌گذار علم‌ مثلثات‌ ابوعبداللّه محمد بن جابر بن سنان بتانی حرانی‌(متوفی‌ ۹۳۰م‌) بود و او پدر مثلثات شناخته می شود. ابوالوفا مفهوم‌ تانژانت‌ و كتانژانت‌ و امور ديگری‌ را در مثلثات‌ پديد آورد و معادلات‌ درجه چهارم‌ را حل‌ كرد. اثر معروف بتانی، رساله تكمیل المجسطی است كه در آن نه تنها سینوس و كسینوس، تانژانت و كتانژانت در نظر گرفته شده، بلكه سكانت و كسكانت و حتی بسیاری از ارتباطات آنها نیز بررسی شده است. او فهرستی از کتانژانت‌ها برحسب درجات به دست داد. وی برای حل مسائل مربوط به مثلثات کروی راه حل هایی یافت که رجیو مانتوس از آنها استفاده کرد. او رابطه میان اضلاع و زوایای مثلث کروی را می‌شناخت. معادله ای که بتّانی برای تعیین طول کمان بین دو ستاره A و B به عرض های AF و BG و اختلاف طول FG بیان کرده، چنین است :

AB (وتر ۲) = FG (وتر ۲ cos AF cos BG) + AC(وتر ۲)
که معادل است با:
cos AB = cos AE cos BE + sin AE sin BE sin
معادله اخیر قاعده کسینوس ها در مثلث کروی AEB است که رگیو مونتانوس (۱۴۳۶ – ۱۴۷۶) منجم و ریاضیدان آلمانی، به صورت قضیه ای کلی در مثلثات کروی، بیان کرد. ایوز در کتاب آشنایی با تاریخ ریاضیات، ابداع این قضیه را به بتّانی نسبت داده است.
ابن یونس نیز قضیه سینوس را كشف كرد كه تا امروز نیز در مورد مثلث های واقع بر سطوح كروی به كار می رود.
غیاث‌الدین جمشید کاشانی، کاشف حقیقی کسر اعشاری بوده و اندازه صحیح عدد پی(p) را به دست آورده بود. و دسته‌بندی معادلات درجه‌ی اول تا چهارم و حل عددی معادلات درجه‌ی چهارم و بالاتر را انجام داد. او کسی بود که توانست عدد پی را تا شانزدهم رقم اعشار حساب کند. کاشانی ضمنا توانست سینوس یک درجه را تا چندین رقم اعشار حساب کند. محاسبهٔ سینوس(جِیب) زاویهٔ یک درجه با روش ابتکاری حل یک معادله درجه سوم ۰٫۰۱۷۴۵۲۴۰۶۴۳۷۲۸۳۵۱۰۳۷۱۲ sin1= که هفده رقم اعشاری عدد به دست آمده با مقداری که امروزه محاسبه می‌شود، همخوانی دارد. در واقع کاشانی مقدار سینوس یک درجه را تا ده رقم صحیح شصتگانی حساب کرد. او رابطه بين محيط دايره و قطر آن‌را براى اولين‌بار بیان مى‌كند. و همچنین اختراع روش کنونی پیدا کردن ریشهٔ n اُم عدد دلخواه. روش کاشانی در اصل همان روشی است که صدها سال بعد توسط پائولو روفینی (ریاضیدان ایتالیایی، ۱۷۶۵–۱۸۲۲میلادی) و ویلیام جُرج هارنر (ریاضیدان انگلیسی، ۱۷۸۶–۱۸۳۷میلادی)، بار دیگر اختراع شد!! وی به تكمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی حساب پرداخت و روش‌های جدید و ساده‌تری برای آنها اختراع كرد. در واقع، كاشانی را باید مخترع روش‌های كنونی انجام چهار عمل اصلی حساب(به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست. همچنین او توانست قانونی برای تعیین مجموع اعداد طبیعی در توان چهارم ابداع نماید.

در مقدمه ترجمه روسی کتاب مفتاح الحساب آمده است: «کاشانی بزرگ‌ترین ریاضیدان و اخترشناس سده پانزدهم میلادی بود و اختراعات او را در بعضی از زمینه‌ها باید نمونه‌ای از حد کمال دانش در سده‌های میانه دانست. روش‌های عالی که کاشانی در محاسبه‌های خود بکار می‌برد و تکنیک استادانه‌ای که در برآوردها و ارزیابی‌های او دیده می‌شود، توجه خاص دانشمندان زمان ما را به خود جلب کرده است.»
ابوریحان بیرونی(362-442هـ.ق) در ریاضیات نیز تألیفاتی دارد، مانند: کیفیه رسوم الهند فی تعلم الحساب و مقاله ای نیز درباره استخراج کعب و وترها به وسیله خطوط منحنی در آنها به نگارش درآورده است. کتاب او به نام التفهیم الاوائل صناعه التنجیم، از کتاب های مهم در ریاضیات و نجوم است. از دیگر کتب او: آثار الباقیه، قانون مسعودی، مقالید علم هیأت را می توان نام برد. به طور کلی، 22 جلد کتاب در زمینه ریاضی و نجوم از او باقی مانده است. بیرونی توانست محاسبه ي وتر يک چهارم قوسي که وتر آن معلوم باشد را انجام دهد. اختراع چند نوع تصویر جسم نما، اثبات و دستور بررسی مسأله تثلیث زاویه، محاسبه تقریبی وتر یک درجه، عکس عدد پی، تدوین علم مثلثات کروی. هم چنین، وی در مجموع بیش از 100 جلد کتاب در زمینه های گوناگون نگاشته است.
به نوشته اسمیت: «ابوریحان بیرونی، از درخشنده ترین چهره های ریاضی در زمان خود بود و اروپاییان در معلومات ریاضی خود، مدیون او هستند.»
درباره جایگاه خواجه نصيرالدين طوسى در ریاضیات باید گفت که كتاب شكل القطاع از او است که در آن به طرح مثلثات برای نخستین بار به عنوان دانشی مستقل پرداخت و قانون های بنیادی را به منظور حل مثلثات مسطح و کروی مطرح ساخت. در اين كتاب، طوسى به ‌درستى و زيركى از تقابل دو بخش از علم مثلثات سود جسته است؛ يكى نقش جدول هاى مثلثاتى در تبديل زوايا و اندازه‌هاى زاويه‌هاى شكل هاى هندسى و ديگر مفروضات برآمده از مثلثات يونانى. در تبيين شكل هاى هندسى، خواجه در شكل القطاع با استفاده از كوشش دانشمندان پيش از خود در بسط و گسترش جدول هاى مثلثاتى به تبيين بسيار دقيقى از روابط حاكم بر زوايا در اشكال هندسى پرداخته است. خواجه نصیر طوسی نخستین كسی است كه حالات شش گانه مثلث كروی قائم الزاویه را در كتاب الشكل القطاع به كار برد.
نمونه برجسته اين دقت و گسترش مثلثات، به‌ ويژه در حوزه علم كره‌ها كه خواجه نصير نيز چند بخش از كتاب شكل القطاع خود را بدان اختصاص داده، تبديل مختصات هندسه سه بعدى به هندسه دو بعدى است. اين كار به ‌ويژه در ساخت انواع اصطرلاب ها حائز اهميت است. جـرجـى زیـدان دربـاره خـواجه چنیـن مـى نـویسـد :علـم و حکمت به دست این ایرانـى در دورتـریـن نقطه هاى بلاد مغول رفت تـو گویى نور تابان بـود در تیره شامى. برو کلمـن آلمانـى در کتاب تاریخ ادبیات راجع به قرن هفتـم مى نویسد: مشهورترین علما و مؤلفین ایـن عصر مطلقا و بدون شک نصیر الدیـن طوسى است.
ابوالحسن احمد بن ابراهيم اقليدسى، رياضىدان دمشقى الاصل، كسرهاى اعشارى را در كتاب خود درباره رياضيات هندسى، با نام الفصول فى الحساب الهندسى ابداع كرد.
ابوالوفا بوزجانی (328-388هـ.ق) کسی بود که کتاب جبر خوارزمی را شرح کرد و در بسط علم مثلثات (مانند جبر) تحقیقات ارزنده ای نمود و معادلات درجه چهارم را از تقاطع دادن سهمی و هزلولی با یکدیگر حل کرد. يكى از کارهای او در حوزه علم اعداد، طرح اعداد منفى بود. براى نخستين بار ابوالوفا بوزجانى در بخش دوم از رساله بسيار مهم خود، كتاب في مايحتاج اليه‌ الكتّاب والعمّال من علم الحِساب اعداد منفى را ابداع كرد. او براى ناميدن اين اعداد از واژه «دِين» استفاده كرده است. او در کتابی به نام مایحتاج الیه الصنانع من علم الهندسه، نحوه کاربرد وسایل مهندسی مثل پرگار و گونیا را شرح داده است. شهرت بوزجانی به سبب معرفی تابع تانژانت به عالم مثلثات و محاسبه جدولی از سینوس ها و كسینوس ها برای فواصلی به طول 15 درجه است. مهم ترین کتاب های او عبارتند از: اعمال هندسی، المنازل السبع، رساله فی النسبه و التعریفات، الرساله فی الجمع المربعات والمکعبات. كتاب حساب او را وپكه به زبان فرانسوی ترجمه كرد.
اختراع، اثبات و به كار بردن شكل (قضیه)، مُغنی (قضیه سینوس ها) به جای شكل قطاع در مثلثات مسطحه و كروی به همت ابونصر عراق بود.

حبیش حاسب از منجمانی بود که تابع های مثلثاتی جیب(سینوس) و جیب تمام(كسینوس) و سهم و ظل اول(تانژانت) و ظل ثانی(كتانژانت) را به خوبی می شناخت و با مهارت كامل آنها را در محاسبات خود، در مثلثات كروی به كار می برد. آثار او شامل 1. زیج، 2. كتاب فی معرفه الكره و العمل بها، 3. كتاب الدوائر الثلاث المماسه و كیفیه الاوصال(الاتصال) است.
ثابت بن قره (221-288هـ.ق) کسی بود که نظریه اعداد متحاب را اصلاح کرد و اندازه گیری های جالبی در مورد تئوری سهمی انجام داد.
محمد بن حسن حاسب کرجی (فوت 420هـ.ق) از ریاضی دانان قرن چهارم و پنجم هجری بود که درباره حساب، معادلات سیاله (آنالیز نامعین)، نجوم و مساحی و آب های زیر زمینی تحقیقاتی کرده است. وی هفت قرن قبل از پاسکال، مثلث معروف پاسکال را به دست آورد. حل دستگاه‌های معادلات سیاله تا درجه نهم و تا 4 معادله و 7 مجهول را به دست آورد.
عمربن خیام نیشابوری (439-526 هـ.ق) برخی کتاب های ریاضی او عبارتند از: ما اشکل من مصادرات اقلیدس، الجبر و المقابله که در علوم ریاضی ارزش بسیاری دارد. همچنین «مشکلات الحساب» و «رساله فی قسمه ربع الدائره» از جمله کتاب های ریاضی او هستند. وی کسی بود که توانست معادلات درجه سوم را حل نماید و تقویم جلالی را نیز تصحیح کرد. گفته شده است که تقویم او بسیار دقیق تر از تقویم گریگوری است. خیام هندسة تحلیلی را تكامل بخشید.
جرج سارتن می گوید: «طبق تحقیقات محققان، خیام یکی از بزرگ ترین ریاضیدانان قرون وسطی (خاصه در علم جبر) می باشد، زیرا در تاریخ علم ریاضیات، خیام اولین کسی بود که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخت و طبقه بندی شایان تحسینی در این معادلات به عمل آورد. او در حل تمام انواع معادلات درجه سوم، به طور منظم تحقیق کرده و در مواردی که ناقص بودند، به حل هندسی آنها توفیق یافته است. رساله او در علم جبر که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر علمی است؛ فکری که یکی از برجسته ترین آثار قرون وسطی می باشد.»
آرتور پیتر لو از دانشگاه هاروارد در مقاله ای که در مجله ساینس منتشر کرده است؛ با اشاره به این که اشکال هندسی خیره کننده موجود در کاشی های یک بنای اسلامی نشان دهنده الگوی هندسی ویژه ای است که نشان می دهد که طراحان این اشکال هندسی از ریاضیدانان اروپایی 500 سال جلوتر بوده اند. او افزوده است: این اشکال حقیقتا گیج کننده اند. زیرا ریاضیات به گونه ای چنان شگفت انگیز در این کاشیکاری ها به کار رفته است که ما تا 20 -30 سال پیش نتوانستیم متوجه آن شویم. «آرتور لو» و همکارش پرفسور« پاول استین هاردی» از دانشگاه پرینستون به ویژه طراحی و اشکال موجود در «درب مسجد امام در اصفهان» را عالی ترین نمونه از کاربرد ریاضیات پیشرفته در آثار هنر معماری اسلامی معرفی می کنند، که در سال 1453م ساخته شده است. او تاکید کرده است که این اشکال هندسی نشان می دهد که کشورهای اسلامی در زمینه ریاضیات و طراحی به چه میزانی از پیشرفت دست یافته بودند.
ویل دورانت می نویسد: ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی، خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. علاوه بر آن کشف ترتیب کسور اعشاری، وضع و کاربرد علامت صفر و تعمیم مفهوم اعداد و… از ابداعات مسلمانان بود.
آلدو میه لی در کتاب علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان می گوید: روحیه ی تساهل حکام مسلمان با پیروان سایر ادیان، به ویژه با دانشمندان مسیحی و یهودی و فراهم نمودن زمینه ی تحصیل علم در اندلس، موجب روی آوردن طالبان علم از نقاط مختلف اروپا به این سرزمین می گردید. از جمله ی مشهورترین افرادی که نزد مسلمانان در اندلس درس خوانده و به تحصیل ریاضیات پرداخته است؛ گربرت(Gerbert) می باشد. که بعدها نام سیلوستر دوم گرفت و نخستین پاپ فرانسوی و بزرگ ترین پاپ قرن دهم گردید.

 

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در ساخت اسلحه و مواد منفجره

تا پیش از قرن هفتم میلادی مواد منفجره به اروپا نیامده بود و می گویند: اولین کسی که آن را به اروپا آورد یک نفر معمار شامی بوده؛ در صورتی که این مواد قسمت مهمی از وسایل جنگی مسلمین را تشکیل می داد. اکتشاف باروت را از مدتی پیش به (راجر بیكن) نسبت می دادند ولی بعد معلوم شد که او مانند (آلبرت کبیر) آن را از نسخه قدیمی ای که از مسلمین به دستش افتاده بود، بدست آورده است. کتابی که در قرن 13 میلادی به وسیله یکی از مسلمین نوشته شده و (رینو) آن را ترجمه کرده است. در آن فرمول استفاده از توپ را این طور شرح می دهد: (شوره ده درم، ذغال دو درم، گوگرد یک درم و نیم آنها را خیلی نرم ساییده در توپ به اندازه یک ثلث آن را پر کنید و باید زیادتر نباشد چه بیم آن است لوله را بترکاند.) ژوئن ویل می گوید: در تمام عمر چیزی هولناك تر از آن ندیده ام؛ آتش سلاح مسلمین، نوعی اژدها بود كه در هوا پرواز می كرد.
تحقیقات مسیو”رینو” و “فاوه” و پیش از آن دو “كازیری” و “آندره” و “ویاردو” این مطلب را ثابت كرد كه باروتی كه به آسانی منفجر می شود و گلوله را پرتاب می كند، از اختراعات مسلمین است. دو نفر نویسنده فوق الذكر مانند دیگران ابتدا خیال می كردند كه مخترع باروت، چینی ها هستند. ولی در مقاله ای كه در سال 1850میلادی منتشر كردند از این عقیده برگشته و از روی اسناد و كتاب های خطی جدیدی كه بدستشان رسیده بود، فاش كردند كه مخترع این ماده مهمی كه وضع جنگ ها را در كل تاریخ، بكلی تغییر داد؛ مسلمانان بوده اند. این دو نویسنده می نویسند: چینی ها توانستند شوره باروت را كشف كنند و در كارهای صنعتی در آتش آن را بكار برند. ولی باروتی كه وسیله پرتاب كردن است را مسلمانان كشف نمودند و اسلحه گرم، اختراع مسلمین است.
بعضی مورخین غرب، ادّعا كرده اند نخستین جنگی كه “توپ” در آن بكار رفت، جنگ “كریسی” در سال 1346 میلادی بوده است. حال آن كه استعمال توپ، مدت های بسیار قبل از این واقعه، توسط مسلمانان بوده است. در یادداشت های “كوند” كه از روی كتاب های خطی برداشته و ترجمه نموده است؛ آمده است: “در سال 1205 میلادی كه امیر یعقوب، یكی از سرداران یاغی خود را در شهر مهدیه در افریقا محاصره كرده بود؛ بوسیله آلات مختلف و توپ هایی كه نظیرش تا آن زمان دیده نشده بود، به برج و باروی شهر حمله برد و هر یك از این آلات و توپ های آتشین، مقدار زیادی سنگ و آهن به وسط شهر پرتاب می كرد.”
در تاریخ ابن خلدون در مورد بربر صریحاً ذكر شده كه “توپ” توسط مسلمانان، در محاصره بكار می رفته است. او می نویسد: “همین كه سلطان ابو یوسف شهرهای مغرب را فتح كرد تصمیم گرفت شهر سجلماسه را نیز(سال 672 هجری- 1273میلادی) از دست بنی عبدالواد كه بر آنجا حكومت می كردند، بگیرند. بدین منظور در رجب سال 72 لشگر بدانجا كشید و در حالیكه مردم مغرب از “زنانة” و عرب و بربر همراه او آمده بودند بپای دیوار شهر مزبور رسید و در آنجا آلات محاصره را نصب كرد كه در میان آنها منجنیق، عراده و هندام نفت بوده است. و آنچنان بود كه مخزن و منبعی داشت كه آنرا پر از ریزه های آهن می كردند و پشت سر آن را بوسیله باروت آتش می نمودند. در این هنگام با نیروی شگفت انگیزی، ریزه های آهن را در هوا پرتاب می كرد.
در تاریخ آلفونس یازدهم می نویسد: “مراكشی ها از میان شهر، مواد محترقه و سوزنده بطرف لشگر پرتاب می كردند. از آن جمله گلوله های بزرگی بود از آهن كه هر كدام بزرگتر از سیب بود و این ها تا مسافت زیادی از شهر می رفت. كه برخی از بالای سر لشگریان رد می شد و برخی در میان لشگریان می افتاد”.
گوستاولوبون در تمدن اسلام و عرب می گوید: اگر برخی تركیبات باروت ـ نیترات پتاسیم ـ را چینی ها ساختند و به كار برده اند؛ اما این مسلمین بودند كه نمك باروت را به عنوان ماده ای منفجره اختراع كردند كه می توانست گلوله های توپ پرتاب كند. بعد انگلیسی ها این مطلب را از آنها گرفتند و پس از آن به بقیه ی اروپا رسید.

 

تمدن اسلامی و دستاوردهای مسلمانان در صنعت چاپ و کاغذ

دکتر گوستاولوبون در خصوص اختراع کاغذ توسط مسلمین می گوید: اگر مسلمانان کاغذ را اختراع نمی کردند کشیش ها تمام کتب قدیمه که تحت نظر آنها بود را بر باد می دادند و اختراع کاغذ با پنبه و کتان و کهنه در حقیقت خدمت نمایانی به عالم علم و دانش به شمار می رود.
دکتر سوند دال در کتاب خود می گوید: جهان اسلام بدان علت آغازگر تمام این فعالیت های فرهنگی و ادبی بود که نسبت به غرب برتری داشت؛ زیرا توانست بر روی ماده ای بنویسد که تا آن زمان اروپا آن را نمی شناخت… در قرن هشتم (میلادی) در زمان هارون الرشید کارخانه های کاغذسازی در بغداد و سرزمین های اسلامی ایجاد شدند… پس از اینکه مسلمان ها صنعت کاغذ سازی را با خود به اسپانیا(اندلس) بردند، در قرن دوازدهم صنعت مذکور به اروپا راه پیدا کرد، طلیطله « یکی از شهرهای اندلس » بزرگترین مرکز ادبی اروپا، از نخستین شهرهای اروپایی بود که کاغذ را ساخت.
نامه خطی که در بین مخطوطات “برشلونة” است، نامه معاهده صلحی است که بین پادشاه “ارغون” و پادشاه قسطنطنیه “آلفونس چهارم” در سال 1178 میلادی بسته شده است. کاغذ این قرار داد را مسلمین در کارخانه “شاطبه” که کارخانه مشهوری بوده و جغرافیدان معروف “ادریسی” در نیمه اول قرن دوازدهم میلادی آنرا توصیف کرده، ساخته بوده اند.
ویل دورانت می گوید: تا پیش از قرن سیزدهم، کاغذ در اروپا تولید نمی شد. بلکه صفحه ای که مطالب کتاب بر آن نوشته می شد، غالبه از پوست کلفت گاو یا گوسفند بود. تا آن زمان، کاغذ به عنوان یک ابزار تحریر گران قیمت از جهان اسلام به اروپا وارد می شد. اروپاییان در قرن سیزدهم تولید کاغذ را از کتان آغاز کردند.
گرچه چینی ها پیش از مسلمین از ابریشم کاغذ می ساختند ولی باید توجه داشت که اولا” ابریشم در اروپا نبود و ثانیا” برای مردم بسیار گران تمام می شد.
گوستاولوبون‌ می‌نويسد: كاغذ را مسلمانان‌ اختراع‌ كردند، «عباس‌ بن‌ فرنان»‌ دستگاه‌ پرواز را اختراع‌ كرد و همچنين‌ ساخت‌ ساعت‌ زنگدار، كشف‌ وزن‌ مخصوص‌ بسياری‌ از اجسام‌، كشف‌ كرويت‌ زمين‌ و حركت‌ آن‌ به‌ دور خورشيد، اظهار نظر درباره‌ مناطقی‌ كه‌ چند ماه‌ شب‌ و چند ماه‌ روز است‌(قطبين‌)، راهنمايی‌ در كشف‌ آمريكا، بيضوی‌ بودن‌ مدار سيارات، اختراع‌ شيشه‌، آيينه، آونگ‌ و… از كارهای‌ ديگر مسلمانان‌ است‌.
همچنین مسلمانان براى اولين بار ماشين چاپ را اختراع كردند. در چاپخانه مسلمانان پول كاغذى، كارت و کتاب چاپ و منتشر مى‌شد. وزير عبدالرحمن سوم با دستگاه‌هاى چاپ، نوشته‌هاى ادارى‌اش را چاپ مى‌كرد و به ادارات اندلس مى‌فرستاد. ولى اين مسلم است كه مسلمانان با ماشين چاپ خود اضافه بر پول كاغذى(اسكناس)، كارت نيز چاپ مى‌كردند. البته به نقل قول برخى از مورخين، چينى‌ها نيز در اختراع چاپ سهيم هستند، ولى آنچه را كه مى‌توان به‌عنوان خيانت مسلم در ثبت تاريخ به حساب آورد، آن است كه گروهى نا آگاهانه و گروهى عامدانه، «گوتنبرگ آلمانى» را مخترع چاپ مى‌نامند.
دکتر جفری راپر، مشاور بین‌المللی کتاب‌شناسی و کتابخانه است و از ۲۰۰۳-۱۹۸۲ رئیس واحد کتاب‌شناسی اسلامی در دانشگاه کمبریج بوده است. او در خصوص استفاده از چاپ توسط مسلمانان، قرن ها قبل از ادعای کشف آن توسط گوتنبرگ، می گوید: برخی از این اسناد چاپ‌شده(توسط مسلمانان)، طرح‌هایی کاملا پیچیده، سرلوح‌ها، خطاطی‌، حروف متقاطع، شکل‌های هندسی، هلال‌ها و استفاده از رنگ را نشان می‌دهند و تنوع فراوانی از انواع خط دارند. حدود ۶۰ نمونه از این قطعه عربی چاپ شده در کتابخانه‌ها و موزه‌های اروپا و آمریکا و تعداد نامشخصی در خود مصر به جای مانده است. یک نمونه در یک مجموعه خصوصی، ممکن است در افغانستان یا ایران تولید شده باشد. جایی که از منابع تاریخی در می‌یابیم که پول کاغذی نیز در دوره مغولان در آنجا چاپ شده بود. اشارات تاریخی یا ادبی کمی به تولید متون چاپ‌شده وجود دارد. در اشعار عربی از سده‌های ۱۰ و ۱۴ به استفاده از طرش برای تولید نسخه از تعویذ اشاره شده است. پیشنهاد شده که این واژه غیرکلاسیک عربی برای صفحات قلع با حروف برجسته یا حکاکی برجسته، به‌کار می‌رفته که برای چاپ استفاده می‌شده است… تردیدی نیست که مسلمانان از پنج سده قبل از گوتنبرگ، تمرین هنر و صنعت چاپ می‌کرده‌اند.
استیپ چویچ می گوید: بیش از پنجاه سند کشف شده در نزدیکی فیوم مصر، متعلق به سال های 278 تا 751، با قالب های چوبی بر روی پوست، کاغذ و پارچه(توسط مسلمانان) چاپ شده اند.

 

صنعت ساخت شیشه و سرامیک در تمدن اسلامی

قدیمی‌ترین شیشه صاف و بدون ناخالصی در قرن نهم میلادی توسط مسلمانان ساخته شد. مثل شیشه بلوری که توسط عباس ابن فیرانس ساخته شد. شاعر معروف البوهتوری در وصف این شیشه آنچنان گفته: رنگ این شیشه پنهان است گویی که در مقابل ظرفی خالی ایستاده‌ای. آزمایش‌های پیچیده‌ای در قرن هشتم میلادی در سوریه انجام شد که باعث پیشرفت در تولید شیشه صاف و بدون ناخالصی جدید شد.
معمارهای مسلمان در جنوب غربی آسیا برای اولین بار از شیشه رنگی استفاده کردند که بعد از آن این شیشه‌ها در کلیساها استفاده شد. در قرن هشتم میلادی جابر ابن حیان در کتاب الدورا المکنونا ۴۶ دستورالعمل اصلی برای تولید شیشه رنگی شفاف و بدون ناخالصی ارائه کرد و ۱۲ دستورالعمل نیز بعداً توسط المراکشی در کتاب اضافه شد.
نخستین واحد صنعتی مربوط به ساخت شیشه در قرن هشتم میلادی در سوریه احداث شد. آزمایش‌های بزرگی در محلی به طول ۲ کیلومتر انجام می‌شد که نوآوری‌هایی در تولید شیشهٔ شفّاف در آنجا به وقوع پیوست. اولین کارخانه شیشه‌گری در اروپا در قرن ۱۱ یعنی سیصد سال پس از مسلمانان، توسط مصریان در یونان احداث شد.
همچنین سرامیک در قرن نهم در عراق اختراع شد که یک کالای شیشه‌ای یا نیمه شیشه‌ای با کیفیت خیلی خوب بود، که اساساً از خاک نسوز ساخته می‌شد.

 

عظمت علمی تمدن اسلامی

دنبورت درباره نقش اسلام و مسلمانان در پیشرفت اروپا چنین می گوید: باید اعتراف کرد که علوم طبیعی، فلسفی، فلکی و ریاضیات که در قرن دهم اروپا را زنده نمود از قرآن گرفته شده؛ بلکه اروپا رهین ملت اسلام است.

مسیو سدیو مورخ شهیر فرانسوی در مورد خدمات علمی مسلمانان چنین می گوید: ” پیشرفت کنونی اروپا مرهون علمی است که اسلام در سراسر شرق و غرب منتشر ساخت و به راستی باید اعتراف کرد که مسلمانان استادان اولیه ی ملت های اروپائی بوده اند.”

“سیدیو” در کتاب ” تاریخ عرب” می نویسد: مسلمانان در قرون وسطی، در علم و فلسفه و هنر، بی بدیل و منفرد بودند، و این علوم را به هر کجا که قدم می نهادند، گسترش می دادند، و از جانب آنها بود که علم به اروپا رسید، و آنها عامل اصلی بیداری و پیشرفت اروپا بودند.
” گوستاو لوبون” هم در ” تاریخ اسلام و عرب” خود می گوید: ما در تاریخ ملتی نمی شناسیم که به اندازه مسلمانان، بر دیگران تأثیر نهاده باشند. چنانکه هر ملتی که ارتباط با آنان داشته است، فرهنگ و تمدن آنها را پذیرفته است. اگر چه مدت زمان اندکی… تأثیر مسلمین بر ملل شرقی، تنها در دیانت و زبان و هنر و فنون نبود، بلکه آنها در فرهنگ علمی هم تأثیرات عمیقی بر جای نهادند. برای همین هم گوستاو لوبون در کتابش، مسلمانان را در طی مدت ششصد سال، استاد اروپا معرفی می کند. و از قول استاد ” لیبری” می گوید: اگر مسلمین بر صحنه تاریخ ظاهر نمی شدند، نهضت جدید اروپا، چندین قرن به تأخیر می افتاد.
“کریستی” در مورد هنر اسلامی می گوید: اروپا برای مدت زمانی نزدیک به هزار سال، چنان به هنر اسلامی خیره مانده بود که گویی شگفت انگیز ترین چیزها را دیده است.
” لین بول” در کتاب “اعراب در اسپانیا” می گوید:« اروپائیان درس ناخوانده، تنها جهل و حرمان ذخیره می کردند. آن هم در دورانی که اندلس رهبری علم و پرچم فرهنگ و تمدن را در جهان برافراشته بود.
” بریولت” در کتاب ” تکوین انسانیت” می نویسد: « بزرگترین چیزی که تمدن اسلامی به عالم جدید اهدا کرد، علم بود. با این حال هیچ ناحیه ای از نواحی دور افتاده و رشد یافته اروپایی نیست که آثار فرهنگ نافذ اسلامی در آن نباشد. و بزرگترین و مهم ترین اثر آن، این بود که نیرویی ایجاد کرد که عامل اصلی و دائمی پیشرفت در جهان و منشأ برجسته ی موفقیت بود. یعنی علوم طبیعی و روحیه ی علمی و این حقایق بیانگر آن است که اسلام دینی است با ساختار تمدنی و پیشرفت.
و گوستاو لوبون می گوید:« …هنگامی که اوضاع اروپا این گونه بود – در جهل و بی سوادی غرق بود – کتابخانه های اندلس هزاران جلد کتاب در موضوعات مختلف معارف بشری داشت. در علوم خالص، ادب و هنر و فنون مختلف…»
خانم دکتر زیگرید هونکه در کتاب فرهنگ اسلام در اروپا، جهت توصیف سطح علم و دانش مسلمانان، فصلی از کتاب خود را اینگونه نامگذاری می کند: «امتی به مدرسه می رود» و در آنجا می گوید:« حداقل 95 درصد مردم اروپای مرکزی در قرون نه، ده ، یازده و دوازده میلادی بی سواد بودند. در حالی که در همان زمان در هزاران هزار مدرسه شهرها و روستاهای ممالک اسلامی، پسران و دختران از شش الی یازده ساله به آموختن قرآن و ادبیات می پرداختند. منظور اصلی و هدف از به وجود آمدن این مدارس این بود که هرکس بتواند آگاهانه به دین اسلام وارد شود و مسلمان واقعی گردد.»
گوستاو لوبون می نویسد: (اروپایی ها) تا قرن پانزدهم، قولی را که از مصنفان مسلمان اخذ نشده بود، مستند نمی شمردند و در تمام دانشکده ها و دانشگاه های اروپا، مدار علوم، حول محور مسلمین می گشت. ماکس میرهوف نیز می گوید: علوم و دانش های اسلامی مانند ماه تابانی تاریک ترین شب های اروپای قرون وسطی را منور ساخت… و می توانیم بگوییم که هنوز هم تابش آن با ماست.
مونت گمری وات مورخ مشهور انگلیسی می نویسد:«به منظور پنهان ساختن و یا انکار نمودن آن(عظمت تمدن اسلامی)، نشانة غرور و مباهات بی جا و اشتباه است. سپس تصریح می کند که «من مسلمانان را رقیبانی که به زور و سر زده وارد اروپا شدند، نمی دانم. بلکه آنها را نمایندگان یک تمدن با دست آوردهای بزرگ می دانم که به خاطر اعتبار منزلتشان در بخش وسیعی از کره زمین مسلط شدند و منافعشان به سرزمین های مجاور نیز جریان یافت.»
رومن استفن می نویسد: هنگامی که اروپاییان گرد آوری نسخ خطی اسلامی را آغاز کردند و آنها را به سرزمین های خود بردند، این نسخه های خطی موجب شدند که چشم اندازهای مهمی از تجارب علمی مسلمانان برای اروپاییان فراهم شود و برای دانش پژوهان غرب فرصتی پدید آورد تا درباره اسلام و دستاوردهای مسلمانان در زمینه های مختلف از جمله پزشکی، فلسفه، تاریخ نگاری، علوم و ادبیات، ریاضیات و نجوم، شناخت پیدا کنند.

ت. و . آرنولد معتقد است: «شکست مسلمانان به وسیله ارتش غیر متمدن فرانک ها به سرکردگی چارلز مارتل (یکی از قهرمانان بزرگ اروپا) در قرن هشتم میلادی سبب شد که تمدن و فرهنگ تا هشت قرن بعد به اروپا راه نیابد و اروپائیان وحشی را مدت ها از تمدن محروم نموده و وصول تمدن را به اروپا برای قرن ها به تأخیر انداخت.»
ژوزف مک کیب در کتاب«تمدن مسلمانان در اسپانیا» می‌نویسد: «هیچ معلمی در هیچ دانشگاه و مدرسه ای جرأت آن را ندارد به این حقیقت اعتراف كند که اسلام پیشرفته ترین تمدن های جهان بوده است. و(نیز جرأت آن را ندارد که اقرار كند) چارلز مارتل و لشکریانش که جلوی پیشرفت مسلمانان را گرفتند؛ مردمی غیرمتمدن، دوره گرد و دشمن علم و صنعت بوده اند و نیز جرأت ندارد بگوید؛ اگر مسلمان موفق به فتح اروپا شده بودند ما امروز حداقل پنج قرن پیشرفته تر از آن بودیم که اکنون هستیم. هیچ انسانی نمی تواند ارزش خون ها، اشک ها، فقر و بی عدالتی را که پیروزی چارلز مارتل در جلگه های بین تور و یوئینتر نصیب اروپائیان ساخت را حساب کند» وی در کتاب دیگرش بنام «رنساس، بیداری اروپا» می نویسد: «ثانیاً انگیزه بسیار نیرومندی برای بیداری وجود داشت که بندرت نویسنده ای آن را مورد تقدیر و تصدیق قرار داده است و آن تمدن مسلمانان بود که به شدت مردم اروپا را به رنسانس تشویق و تحریک نمود.››

 

منابع:

  • تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه احمد آرام، ناشر: علمي فرهنگي، 1392.
  • فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه‌ مرتضی رهبانی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم 1373.
  • پویایی فرهنگ و تمدن اسلام، دکتر علی اکبر ولایتی، تهران، مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1382.
  • تمدن اسلام و عرب، گوستاو لوبون، ترجمه سید محمد تقی فخرداعی گیلانی، تهران، چاپ خانه مجلس، 1316.
  • اختراعات و اكتشافات دانشمندان اسلامى، كرامت‌الله تقوى، ناشر: آفاق لرستان، 1382ش.
  • زندگينامه رياضيدانان دوره اسلامى، ابوالقاسم قربانى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، 1365.
  • 1001 اختراع میراث مسلمانان در جهان ما، پروفسور سلیم الحسنی، مترجم: جمعی از مترجمان، نشر طلایی، 1393.
  • تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، زین العابدین قربانی، انتشارات: نشر فرهنگ اسلامی 1370.
  • كارنامه اسلام، عبدالحسین رزین‎كوب، تهران، انتشارات امیركبیر، چاپ پنجم، 1376.
  • علم و تمدن در اسلام، سید حسین نصر، انتشارات خوارزمی، چاپ دوم، ترجمه‌ فارسی 1359.
  • منابع فرهنگ اسلامی، میان محمد شریف، ترجمه سید خلیل خلیلیان، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1359.

 

منبع: سایت تخصصی تاریخ اسلام/ نویسنده شعیب اسلامی

2 نظرات

  1. سجاد

    عالی عالی عالی

  2. سمانه

    خیلی جالب و عجیب بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این نسخه آزمایشی فروشگاه سایت است و فعلا فروش آنلاین فعال نشده است. رد کردن