امام حسین بن علی علیه السلام در مکه مکرمه

مکه به دلیل وجود کعبه که محوریت معنوی به مسلمانان می بخشید و همچنین وجود بازارهای موسمی متعدد در آن از جمله مهم ترین شهرهای جزیره العرب به شمار می آمد ، این شهر تا دوره خلافت عثمان به همراه مدینه دستخوش فراز وفرودهای سیاسی بود، اما با انتقال مرکزیت حکومت در دوران زعامت امیرالمومنین علی علیه السلام از مدینه به کوفه ، این شهر به همراه مدینه به انزوا رفت ، تا اینکه در دوران جدید حاکیمت بنی امیه به سرکردگی معاویه فصل جدیدی برای این شهر رقم خورد ، اغلب صحابه معترض در این دو شهر ساکن بودنند که این مخالفتها با مرگ معاویه و برسر کار آمدن یزید به دوران تازه مبدل گردید ، مکه در سال 60هجری آبستن هر گونه اقدام بود ، حسین بن علی علیه السلام که از بیعت با یزید اجتناب کرده بود در روز 29رجب سال 60 از مدینه خارج شد و در سوم شعبان همان سال وارد مکه گردید { ارشاد ج2ص47}  ، مردم مکه اغلب گرایشات حکومتی داشتند و حتی در دوره امامت امامان بعدی نیز دو شهر مکه ومدینه متاثر از گفتمان دینی و فقهی اهل بیت علیهم السلام نشدند { به الفتوح ابن اعثم کوفی ص838 مراجعه کنید } و قتی کاروان حسینی به مکه رسید ، حضرت در دعایی فرمودنند : پروردگارا . خیر را برایم مقرر کن ، وچشمانم را روشن گردان ، و مرا به راه راست هدایت نما ،

در بدوء ورود، اقامت حسین بن علی علیه السلام در خیمه ی بزرگی بود که میان دو کوه قعیقعان و ابوقبیس زده شد تا اینکه با ورود عبدالله بن عباس به مکه ، وی حسین بن علی علیه السلام را به خانه پدر خود عباس در شعب بنی هاشم برد { تاریخ الاسلام سال 61ص8- تاریخ دمشق ج14ص182- موسوعه التاریخ الاسلامی ج6ص64}  منزل کردن حسین بن علی علیه السلام در خانه عباس امری غریب نبود، زیرا عقیل بن ابی طالب در هنگامه ی هجرت رسول خدا صلی الله علیه وآله به مدینه تمامی خانه های رسول خدا و نزدیکان آن حضرت را در شعب به فروش رسانده بود { المغازی ج 2ص829}  ماههای شعبان – رمضان –  شوال – ذی القعده  و چند روز از ذی الحجه  در مجموع 125 روز توقف را برای آن حضرت در مکه رقم زد ، ماههای عمره و حضور حجاج خانه خدا بهترین فرصت برای افشاگری و اگاهی مردم با اهداف حرکت حسین بن علی علیه السلام به حساب می آمد ،

به گزارش مورخان رفت وامد مردم نزد حسین بن علی علیه السلام زیاد بود ودر برخی موارد در روز به دو نوبت صبح وعصر می رسید، در این جلسات  حسین بن علی علیه السلام  مردم را علیه حکومت بنی امیه تحریض می کردند { اخبارالطوال ص276-277}  همانگونه که در گفتگویی که حضرت با عبدالله بن عمر داشتند ، ابن عمر به آن حضرت عرض کرد : در خانه خویشتن به عافیت بنشین و از گفتگوی در جهت خلافت و امامت دور باش ، بلکه از همه بلاد دور باش { الفتوح ص838} از طرف دیگر عبدالله بن زبیر که از جمله  کسانی بود که از بیعت با یزید امتناع ورزیده بود و معاویه در وصیت نامه خود یزید را بشدت از او برحذر می داشت نیز در این روزها در مکه اقامت داشت ، ابن زبیر با سابقه ی کینه ی که از اهل بیت علیهم السلام  در دل داشت { مروج الذهب ج3ص59} وجود حسین بن علی علیه السلام را در مکه به صلاح خود نمی دانست و بیشتر متمایل بود تا حسین بن علی علیه السلام زودتر از مکه خارج گردد، زیرا تا هنگامی که ان حضرت در مکه مقیم بود ، مردم به دلیل جایگاه و موقعیت حسین بن علی علیه السلام گرد او جمع نمی شدند ، لذا  خود را بیشتر به طواف و نماز مشغول می کردد { انساب الاشراف ج3ص368} و نزد آن حضرت رفت وآمد داشت ،

در تایید آن چه بیان شد باید به سخنان ابن عباس با حسین بن علی علیه السلام اشاره نمود که به آن حضرت عرض کرد : با رفتن از مکه چشم ابن زبیر را روشن می کنی که او را با حجاز وا می گذاری امروز چنان است که با وجود تو ، کس به او نمی نگرد ، و از نزد حضرت خارج شد و در راه با ابن زبیر برخورد نمود و او گفت : ای پسر زبیر چشمت روشن شد { تاریخ طبری ج7ص2966}  اوضاع در شهر های مدینه و مکه به نفع یزید نبود ، لذا باید کسی را بر این دو شهر امیر قرار  می داد که در دشمنی با مخالفان گوی سبقت را از همه ربوده باشد ، او کسی جز عمرو بن سعید اشدق نبود ، با عزل یحیی بن حکم از فرمانداری مکه ، عمرو بن سعید عملا زمام مدینه ، مکه ، طائف و سالاری حج را بر عهده گرفت { تاریخ خلیفه بن خیاط ص144} امام در این روزها یا درحال مشورت گرفتن از کسانی چون عبدالله بن عباس ، عبدالله بن عمر و عمرو بن عبدالرحمن مخزومی بود و یا در حال مذاکره کردن با ابو سعید خدری ، ابو واقد لیثی ، جابر بن عبدالله انصاری ، عمرو بن عبدالرحمن مخزومی ، ابوبکر بن عبدالرحمن و یا در حال نامه نگاری با شهر های کوفه ، بصره و مدینه ، در این بین نامه های متعددی از کوفه به محضر حسین بن علی علیه السلام می رسید به گونه ی که تعداد نامه های که قیس بن مسهر و عبدالرحمن بن عبدالله در یک نوبت از کوفه به مکه اوردند را تا 150نامه ذکر کرده اند { ارشاد ج2ص49- البدایه والنهایه ج5ص463}

اوضاع مکه رو به التهاب نهاد ، ابن زبیر در مکه خروج کرد و عمرو بن سعید ، برادر او را با نام عمرو بن زبیر را به جنگ برادر گسیل داشت اما حسین بن علی علیه السلام به دلیل آنکه زمان را مناسب نمی دانست در خانه نشست و در این امر دخالتی ننمود { تاریخ طبری ج7ص2912- تاریخ الفی ج2ص727} بعد از سرکوبی ابن زبیر ، طبیعتا مخالفان توسط حکومت زیر زیر زره بین قرار می گرفتند و در این برهه حسین بن علی علیه السلام از تمامی افراد مخالف خطرناکتر به نظر می رسید ، پیشتر حضرت در گفتگویی که با ابن عباس داشت به او فرموده بود: تا هنگامی در مکه می مانم که مردم آن دوستدار من باشند و مرا یاری نمایند و اگر عقیده دیگری پیدا کردنند از مکه خارج خواهم شد { الفتوح ص838} امام می دانست که نمی تواند به وفایی مردم مکه اتکا کند ،

خلفا همیشه در آنجا اندیشه ی غالب را  از آن خود داشتند ، لذا برای خروج حسین بن علی علیه السلام تنها یک راه باقی بود ، قتل وی در مکه ، امری که امام متوجه ان شده بود و در سخنانی فرمودند : بخدا اگر یک وجب بیرون از مسجد کشته شوم ، بهتر از آن است که یک وجب داخل آن کشته شوم { تاریخ طبری ج7ص2968} ، اصول اخلاقی و الهی در حرکت حسین بن علی علیه السلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است ، توطئه ی در کار بود همانگونه که حضرت در سخنانی که با فرزدق در خارج از مکه داشته به این امر تصریح کرده است که : لو لم اعجل لاخذت{ ارشاد ص201} و یا در نامه ی که بعدها ابن عباس به یزید بن معاویه می نویسد به این نکته اشاره می کند که تو افرادی را گماشتی تا حسین بن علی   را در حرم به قتل برسانند { تاریخ یعقوبی ج2ص248-249- تذکره الخواص ص248} اما در منابع قدیمی تر این واقعه به اجمال نقل شده  است ، ولی شاهد آن هستیم که در منابع متاخر همچون تذکره الشهدا ء ملا حبیب الله کاشانی ، خصائص الحسینیه شیخ جعفر شوشتری و مقتل الحسین مقرم به گونه ی با تفصیل بیان شده است که عمرو بن سعید سی نفر را اجیر کرد ، که شمشیر حمل کنند و هر کجا حسین بن علی را یافتند حتی اگر بر پرده کعبه آویز بود او را به قتل برسانند ،

اعتماد به این نقل ها با اینکه فاصله زمانی زیادی تا اصل واقعه دارند و منابع متقدم نیز به آن اشاره نکرده است ، در هاله ی از ابهام قرار دارد ، از جمله سخنان حسین بن علی علیه السلام درمیان حجر اسماعیل ودرب خانه خدا  این فرمایش بود که : به جان خودم که امام جز آن نیست که به کتاب عمل کند و انصاف گیرد و مجری حق باشد و خویشتن را خاص خدا کند .{ انساب الاشراف ج3ص369- تاریخ طبری ج7ص2924- تاریخ الموصل ج1ص96}.

منبع: سایت تخصصی تاریخ اسلام/حسین حمزه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این نسخه آزمایشی فروشگاه سایت است و فعلا فروش آنلاین فعال نشده است. رد کردن